آخرین خبرها
خانه > مقالات > انصار امام مهدی (ع) > سنگ بستر رودخانه (مناظره با استاد سابقم آقای جوادی آملی پیرامون رؤیای صادقه)

سنگ بستر رودخانه (مناظره با استاد سابقم آقای جوادی آملی پیرامون رؤیای صادقه)

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلّی الله علی محمد و آله الأئمه و المهدیین و سلّم تسلیما کثیرا
و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

آقای عبدالله جوادی آملی (استاد سابق بنده)، روایتی نورانی از وجود امام صادق (ع) خواندید و گریستید و گریاندید؛ روایتی که خبر می‌دهد مؤمن در هنگام احتضار به زیارت پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) مشرف می‌شود و بشارتی از آنها می‌شنود؛ اما آیا به مضمون و لوازم آن خوب نگریستید، یا اینکه فقط خوب گریستید؟!

متن روایت مذکور به‌طور کامل: «عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ عُقْبَهَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَنَا وَ مُعَلَّى بْنُ خُنَیْسٍ فَقَالَ یَا عُقْبَهُ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِلَّا هَذَا الَّذِی أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَ مَا بَیْنَ أَحَدِکُمْ وَ بَیْنَ أَنْ یَرَى مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ إِلَّا أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ هَذِهِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى الْوَرِیدِ قَالَ ثُمَّ اتَّکَأَ وَ غَمَزَ إِلَیَّ الْمُعَلَّى أَنْ سَلْهُ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِذَابَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ یَرَى فَرَدَّدَ عَلَیْهِ بِضْعَ عَشْرَهَ مَرَّهً أَیَّ شَیْ‏ءٍ یَرَى فَقَالَ فِی کُلِّهَا یَرَى لَا یَزِیدُ عَلَیْهَا ثُمَّ جَلَسَ فِی آخِرِهَا فَقَالَ یَا عُقْبَهُ قُلْتُ لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ فَقَالَ أَبَیْتَ إِلَّا أَنْ تَعْلَمَ فَقُلْتُ نَعَمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّمَا دِینِی مَعَ دَمِی فَإِذَا ذَهَبَ دَمِی کَانَ ذَلِکَ وَ کَیْفَ بِکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ کُلَّ سَاعَهٍ وَ بَکَیْتُ فَرَقَّ لِی فَقَالَ یَرَاهُمَا وَ اللَّهِ قُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مَنْ هُمَا فَقَالَ ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِیٌّ ع یَا عُقْبَهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ مُؤْمِنَهٌ أَبَداً حَتَّى تَرَاهُمَا قُلْتُ فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِمَا الْمُؤْمِنُ أَ یَرْجِعُ إِلَى الدُّنْیَا قَالَ لَا بَلْ یَمْضِی أَمَامَهُ فَقُلْتُ لَهُ یَقُولَانِ شَیْئاً جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ نَعَمْ یَدْخُلَانِ جَمِیعاً عَلَى الْمُؤْمِنِ فَیَجْلِسُ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ رَأْسِهِ وَ عَلِیٌّ ع عِنْدَ رِجْلَیْهِ فَیُکِبُّ عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَیَقُولُ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَبْشِرْ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ إِنِّی خَیْرٌ لَکَ مِمَّا تَتْرُکُ مِنَ الدُّنْیَا ثُمَّ یَنْهَضُ رَسُولُ اللَّهِ فَیَقْدَمُ عَلَیْهِ عَلِیٌّ ص حَتَّى یُکِبَّ عَلَیْهِ فَیَقُولُ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَبْشِرْ أَنَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ الَّذِی کُنْتَ تُحِبُّنِی أَمَا لَأَنْفَعَنَّکَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَا إِنَّ هَذَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ أَیْنَ هَذَا جُعِلْتُ فِدَاکَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ قَالَ فِی سُورَهِ یُونُسَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى هَاهُنَا: الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ لا تَبْدِیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». (المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۵)
صدق مولانا الإمام الصادق (ع) و کذب من یکذّب آل محمد (ص).

آقای جوادی آملی، قبلاً درباره افرادی که پیامبر (ص) و اهل بیت او (ع) را در رؤیا دیدند که به حقانیت دعوت مهدوی وصی و فرستاده امام مهدی (ع) یعنی سید احمد الحسن (ع) شهادت می‌دهند، گفتید: رؤیا حجت نیست.
اما پیامبر خدا (ص) فرموده: هرکه مرا در خواب ببیند خودم را دیده؛ پس شیطان هرگز تا روز قیامت در خواب و بیداری (کشف) به شکل من و هیچ یک از جانشینان من ظاهر نمی‌شود: «مَنْ رَآنِی فِی الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِی فَإِنَّ الشَّیْطَانَ لَا یَتَمَثَّلُ بِی فِی نَوْمٍ وَ لَا یَقَظَهٍ وَ لَا بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِیَائِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ»؛ (کتاب سلیم بن قیس هلالی، ج ۲، ص ۸۲۳؛ همین مضمون در: من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵؛ أمالی صدوق، ص ۶۴؛ روضه الواعظین، ج ۱، ص ۲۳۴؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص ۳۳۳؛ جامع الأخبار شعیری، ص ۱۷۲؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۳۰؛ إرشاد القلوب، ج ۲، ص ۳۹۳؛ الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۱۵۵؛ و …)

شما نیز مانند بعضی علمای معاصر در توجیه این روایت فرمودید: بله، شیطان به شکل پیامبر (ص) و اوصیای او ظاهر نمی‌شود؛ ولی مگر ما پیامبر (ص) و ائمه (ع) را در بیداری دیده‌ایم تا شکل و تمثالشان را در رؤیا تشخیص بدهیم و بفهمیم که آن تصویر خود پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) است؟! اگر کسی چهره پیامبر (ص) و ائمه (ع) را دیده باشد، در خواب هم تشخیص می‌دهد که این چهره رسول الله (ص) است و قطعاً شیطان نمی‌تواند به شکل رسول الله (ص) و اهل بیتش (ع) ظاهر شود. در اینجا چند سؤال حول این مسئله و برخی حواشی آن از شما دارم:

۱. جناب آقای جوادی، اگر واقعاً به گفته خود معتقدید، پس چرا در منبر مسجد اعظم به شوق زیارت نبی اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) گریستید؟! مگر شما پیامبر (ص) و علی (ع) را در زمان حیاتشان دیده‌اید که در آن هنگام تشخیص بدهید آنها واقعاً محمد (ص) و علی (ع) هستند؟!

احتمالاً بگویید که دلیل ما بر حقیقت آن تمثّل و عینیت آن تمثال، این است که امام صادق (ع) فرموده: شما هنگام مرگ آن دو ذات قدسی را زیارت می‌کنید؛ پس قطعاً آن دو تمثال همان محمد (ص) و علی (ع) هستند.

جوابتان برای ما قانع‌کننده است؛ اما آیا ائمه اطهار (علیهم‌السلام) فقط درباره حالت احتضار چنین فرمودند؟! «فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ‏ الْکِتابِ‏ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (بقره/۸۵)

از نظرتان پنهان نباشد که همین آیه شریفه «الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ لا تَبْدِیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» (یونس/۶۳ ـ ۶۴) را اهل البیت (ع) در احادیث دیگرشان تفسیر کرده‌اند و سید احمد الحسن (ع) در جلد ۴ کتاب متشابهات، تفسیر عمیقی از آیات ارائه داده که برتری آن بر تفاسیر مدعیان علم و فقاهت، أبین من الشمس فی رابعه النهار است.

برای نمونه، از رسول الله (ص) درباره تفسیر این آیه سؤال کردند و حضرت فرمود: آن همان رؤیای نیکوست که مؤمن می‌بیند و در دنیایش با آن بشارت داده می‌شود: «عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا» قَالَ: هِیَ الرُّؤْیَا الْحَسَنَهُ یَرَى الْمُؤْمِنُ فَیُبَشَّرُ بِهَا فِی دُنْیَاهُ». (الکافی، ج ۸، ص ۹۰)

روایات اهل بیت (ع) درباره رؤیای صادقه و جایگاه عظیمش در دین خدا و حجیت نوع خاصی از آن (شهادت ملکوتی خدا بر حق خلیفه منصّب و منصوص) بدون شک از حیث مضمون متواتر است ولو اجمالاً فی بعض مفاده و هو القدر المتیقّن منها. به کتاب «النبوه الخاتمه» تألیف سید احمد الحسن (ع) مراجعه کنید تا بخشی از این روایات پرشمار را بنگرید.

کتاب نبوت خاتم نوشته سید احمد الحسن یمانی

۲. جناب آقای جوادی، آیا قید «إلی یوم القیامه» در حدیث نبوی مشهور، لغو است یا در مقام بیان و واجد مقدمات حکمت؟! اگر فقط معاصران پیامبر (ص) بتوانند در رؤیا هم زیارتش کنند و بشناسندش، پس قید «تا روز قیامت» چه معنایی دارد؟!

۳. جناب آقای جوادی، آیا کسانی که به محضر امام صادق (ع) یا سایر ائمه اطهار (ع) مشرف می‌شدند و درخواست دعا یا ذکر یا اعمالی برای رؤیت نبی اکرم (ص) می‌کردند، او را در عالم جسمانی دیده بودند؟! پس چطور تشخیص می‌دادند که آن تمثال خود رسول الله (ص) است؟! اصلاً چرا ائمه اطهار (ع) دستوراتی برای دیدن پیامبر (ص) در رؤیا می‌دادند؟! آیا این دستورات بنابر فرضیه شما لغو نبوده؟! مراجعه کنید به کتاب «دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا و المنام» تألیف محدث نوری (ره).

۴. جناب آقای جوادی، بانو نرگس (ع) که حضرت عیسی (ع) و حضرت مریم (ع) و حضرت زهرا (ع) و امام حسن عسکری (ع) را در خواب زیارت کرد و به همین سبب ایمان آورد و مشرّف به اسلام اهل بیت (ع) شد و مادر بقیه الله الأعظم (ع) گردید، آیا در عالم جسمانی هیچ یک از این ذوات قدسی را دیده بود؟! پس طبق فرضیه شما از کجا فهمید که خود آنها بودند؟! (مراجعه کنید به کتاب غیبت طوسی، ص ۲۰۸ ـ ۲۱۴)

۵. جناب آقای جوادی، آیا شهادت ملکوتی خدا برای شما معنا و مفهومی دارد؟! ندای آسمانی جبرئیل (ع) را می‌توانید توضیح دهید؟! اصلاً مگر ما قبلاً جبرائیل را دیده‌ایم یا صدایش را شنیده‌ایم؟! پس چطور تشخیص دهیم که آن صوت واقعاً از آسمان و سروش ملکوتی خدا برای شناخت مهدی آل محمد (ص) است؟!

۶. جناب آقای جوادی، ابی بکر حضرمی و ابان بن تغلب زمانی که پرچم‌های سیاه بنی‌عباس آشکار شده بود، بر همین امام صادق مظلوم و تکذیب شده وارد شدند و پرسیدند نظرتان چیست؟ حضرت فرمود: در خانه‌هایتان بنشینید؛ پس هنگامی‌که ما را دیدید که اطراف مردی اجتماع کرده‌ایم، با سلاح به سمت ما بشتابید:

  • «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا بْنِ شَیْبَانَ قَالَ حَدَّثَنَا یُوسُفُ بْنُ کُلَیْبٍ الْمَسْعُودِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَکَمُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبَانٌ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ذَلِکَ حِینَ ظَهَرَتِ الرَّایَاتُ السُّودُ بِخُرَاسَانَ فَقُلْنَا مَا تَرَى فَقَالَ اجْلِسُوا فِی بُیُوتِکُمْ فَإِذَا رَأَیْتُمُونَا قَدِ اجْتَمَعْنَا عَلَى رَجُلٍ فَانْهَدُوا إِلَیْنَا بِالسِّلَاحِ». (غیبت نعمانی، ص ۱۹۷)

چرا به امام صادق (ع) اعتراض نمی‌کنید که ای آقا، مگر مردم زمان ظهور شما را دیده‌اند که بشناسند؟! اصلاً چطور با دیدن شما دور قائم (ع) تشخیص می‌دهند که اهل بیت (ع) دور قائم (ع) جمع شده‌اند و به حقانیت او شهادت می‌دهند؟! اصلاً چطور ممکن است ما در زمان ظهور، شما اهل بیت (ع) را گرد قائم (ع) ببینیم، درحالی‌که شما در آن زمان به رحمت خدا رفته‌اید؟!

۷. جناب آقای جوادی، حدود ۱۲۴۰۰۰ یا ۱۴۴۰۰۰ نبی در طول تاریخ وجود داشتند که برخی از آنها رسالت ویژه داشتند. آنها چطور وحی تلقی کردند؟! اصلاً حقیقت وحی چه بوده؟! آنها وقتی برای اولین بار وحی دیدند یا شنیدند، چطور تشخیص دادند که آن از سوی جبرئیل (ع) است و از سوی شیطان نیست؟! اگر بگویید چون پیامبر بودند، پس متوجه سؤال نشدید، چون آنها قبل از آن وحی اولیه پیامبر نبودند، بلکه از جایگاه خود مطلع نبودند: «وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْری مَا الْکِتابُ وَ لاَ الْإیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّکَ لَتَهْدی إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» (شوری/۵۲).

حال، مرتبه اول که مَلَکی را می‌بینند یا صوتش را می‌شنوند، از کجا تشخیص می‌دهند که مَلَکی از سوی خداست، نه شیطان؟! مگر قبلاً هم پیامبر بودند و ملک (فرشته) دیدند؟! اگر بفرمایید که قبلاً هم دیدند، میگویم: آن دفعه قبل از کجا فهمیدند؟! و هلمّ جرّا فیتسلسل.

آقای جوادی، گمان نمی‌کنید که با این سخن، اساس وحی و رسالت همه انبیاء را پایمال کردید؟! اصلاً می‌دانید چه می‌کنید و چه می‌گویید؟!
وقتی شیطان حتی کلمه‌ای از قرآن (کلام خدا) را تلفظ نمی‌کند، چطور ممکن است به‌صورت محمد رسول الله (ص) تجلی کند، درحالی‌که او همه قرآن است؟! سبحان‌الله. «تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا» (مریم/۹۰)

۸. جناب آقای جوادی، معنای روایاتی که تصریح می‌کنند رؤیای صالحه بخشی از وحی است یا به‌مثابه کلام خداوند با بندگانش هست، نزد شما چه می‌باشد؟ چنانکه از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده: «رُؤْیَا الْمُؤْمِنِ تَجْرِی مَجْرَى کَلَامٍ تَکَلَّمَ بِهِ الرَّبُّ عِنْدَهُ». (کنز الفوائد، ج ۲، ص ۶۱) و از رسول الله (ص) روایت شده: «رُؤْیَا الْمُؤْمِنِ جُزْءٌ مِنْ سَبْعَهٍ وَ سَبْعِینَ جُزْءاً مِنَ النُّبُوَّهِ». (همان منبع)

۹. جناب آقای جوادی، در آن روایت نورانی که خواندید، البته وعده و بشارت زیارت آن دو ذات مقدس به کسانی داده شده که به اهل بیت (ع) ایمان دارند، ولی ایمان به چه معناست؟!
آیا ایمان به حجت یا حجج گذشته کفایت می‌کند؟! پس نظرتان درباره زیدیه و فطحیه و بتریه و واقفیه و اسماعیلیه و … چیست؟! لابد می‌گویید باید ایمانش به همه حجت‌های خدا باشد و صد البته باید حجت زمان خودش را بشناسد، چون هرکس بدون معرفت حجت زمان خودش بمیرد، به مرگ کفر و جاهلیت از دنیا رفته: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً» (کفایه الأثر، ص ۲۹۶)

اما آقای جوادی، شما حجت زمان خودتان را می‌شناسید؟! او کیست؟ خبری از او دارید؟ کلام و پیامی برای هدایت شما ارسال می‌کند؟! یا شما را به حال خودتان در تیه و سرگردانی رها کرده؟! چرا؟ او بخیل بوده یا شما قابلیت نداشتید؟!

لابد می‌گویید که ما می‌دانیم که امامی هست که منتظر ظهورش هستیم و او را قبول داریم. سبحان‌الله؛ یهود و نصاری و اهل سنت و جمیع فرق ضاله به چنین منجی موعودی اعتقاد دارند که می‌آید، ولی فعلاً با وجود قابل، از انجام رسالتش دریغ کرده و ساکت یا غایب است؛ پس فرق شما با دیگران در چیست؟!

به‌هرحال اگر طبق آیه اکمال الدین، دین خدا کامل شده و دین خدا جز با تنصیب خلیفه معصوم و عالم به دین در هر زمان کامل نمی‌شود، پس شما چطور دین را با رأی و ظن و اجتهاد خود کامل می‌کنید؟! آیا خداوند دین را در این زمان ناقص رها کرده که شما کامل کنید؟! یا دین را با وجود خلیفه خودش کامل کرده، اما شما قابلیت و پذیرش اهتداء و اقتداء به او را نداشتید و ندارید؟!

  • «أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمَامِهِ أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ یَقُولُوا وَ عَلَیْهِ أَنْ یَرْضَى أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ (ص) عَنْ تَبْلِیغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ فِیهِ تِبْیَانٌ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ ذَکَرَ أَنَّ الْکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً». (نهج البلاغه، خطبه ۱۸)

به‌هرحال، روایت نورانی امام صادق (ع) مربوط به کسانی است که با ایمان و معرفت حجت زمان خودشان از دنیا می‌روند، نه آنان که حجت خدا را منکرند و جایگاه خاص او در تفسیر و تأویل و افتاء و قضاء و حاکمیت و اطاعت شدن و … را مدعی می‌شوند! شما علی‌الحساب حجت زمان را نمی‌شناسید، یعنی نه امام مغیَّب و طرید و شرید و فراموش‌شده‌مان حضرت محمد بن الحسن المهدی (ع) را می‌شناسید، نه وصی و رسول و فرزندش یعنی سید احمد الحسن (ع) را. پس گویا بر حال زار خود گریه می‌کنید، نه از شوق زیارت آن دو ذات مقدس!

۱۰. جناب آقای جوادی، بعضی از دوستانم چندی قبل خدمت شما رسیدند و درباره دعوت سید احمد الحسن (ع) سؤال کردند و شما فرمودید: من نمی‌دانم و فرصت ندارم؛ در مسائل عراق، آقای سیستانی کفایت می‌کند.

سبحان‌الله؛ یعنی شما که در منصب ولایت شرعی بر مردم مستضعف نشسته‌اید، خودتان در اهمّ عقاید (امام شناسی) مقلّد کسی هستید که از قضا منهج و عقیده فلسفی شما درباره توحید را کفر و ضلال می‌داند؟! ان شاء الله توضیح کامل بدهید تا رفع شبهه شود.

۱۱. جناب آقای جوادی، شنیدم یکی از دوستانم برای شما کتاب «رحله موسی الی مجمع البحرین» را آورد تا مطالعه کنید و جواب رموز و متشابهات داستان همراهی موسی با عبد صالح (که در درس تفسیرتان اذعان کردید جوابشان را نمی‌دانید و علمش وقف معصوم است) را در تألیف سید احمد الحسن (که یکی از نشانه‌های حقانیتش علم است) پیدا کنید، اما می‌گویند شما مستکبرانه کتاب را به شاگرد قدیمی‌تان دادید که بخواند و نقدش کند!

یعنی شما که همه قرآن را با رأی خود و اشباه خود تفسیر کردید، فرصت نداشتید یک کتاب کوتاه تفسیری کسی را بخوانید که محققان مؤسسه شما را از شما گرفته؟!

دانلود کتاب سفر موسی (ع) به مجمع البحرین نوشته سید احمد الحسن یمانی

۱۲. جناب آقای جوادی، شنیدم که جناب آقای دکتر پارسانیا خدمت شما مشرّف شدند و شما را مطّلع ساختند که تعدادی از طلاب حوزه و محققان مؤسسه اسراء به سید احمد الحسن (ع) ایمان آورده‌اند و شما بدون کسب هیچ اطلاعی و حتی پرسش از خود ما، فتوا صادر کردید که این همان قضیه گوساله سامری است (حاشاک یابن رسول الله).

از شما توقّع نداشتم، چون تصورم این بود که انسان مؤدبی هستید. ضمناً احساس کردم بخشی از معلومات قرآنی‌تان را فراموش کردید، چون خوب می‌دانید که سامری همان عالم بی‌عملی بود که مردم را از اطاعت وصی موسی بن عمران (ع) یعنی حضرت هارون (ع) منع می‌کرد و آنها را به سمت خود دعوت می‌نمود، درحالی‌که نصی بر عصمت و لزوم تبعیت از خویش نداشت!

حال اگر به تنها وصیت رسول الله (ص) در شب وفاتش (در کتاب غیبت طوسی، ص ۱۵۰) مراجعه کنید، خواهید دید که احمد (ع) همان فرزند و وصی و فرستاده و اولین مقربان امام مهدی (ع) است؛ پس او برای امام مهدی (ع) مانند علی (ع) برای محمد (ص) است و مانند هارون (ع) برای موسی (ع) است، اما علمای بی‌عمل که مردم را از تبعیت وصی مظلوم امام مهدی (ع) و حتی تحقیق درباره ادله و علومش نهی می‌کنند: «وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ یُرادُ» (ص/۶) و امر به تبعیت و تقلید از خویش می‌نمایند (درحالی‌که دستشان از دلیل و نص خالی است)، شباهت بیشتری به سامری دارند و گوساله آنها نیز همان عقیده ظنی باطل و فاقد برهانی است که هرگز حاضر به گفتگو و مناظره با مخالفین خود درباره اثبات آن نمی‌شوند!

اگر حاضرید و من اشتباه کرده‌ام، پس دعوتتان می‌کنم به مناظره کتبی منصفانه و مؤدبانه و متواضعانه درباره «عقیده وجوب تقلید از رأی فقیه غیر معصوم و ثبوت ولایت عامه یا مطلقه برای چنین فقیهی»، همچنین درباره «اکمال دین و قانون معرفت حجت‌های خدا و تطبیق آن بر مهدی اول، سید احمد الحسن»

شما را به خدا سوگند، احمد الحسن (ع) که غریبانه مردم را به تبعیت از وصی منصوص رسول الله (ص) دعوت می‌کند شبیه هارون (ع) است، یا شما که توده‌های مستضعف مردم را با کوله‌باری از قصه و خرافات و کرامات ساختگی جذب خویش کرده‌اید و از تبعیت وصی بازداشتید؟!

شما که نود آیت الله و مرجع و زعیم و امام و نایب و وکیل بدون نص ساختید که هر کدامشان فریاد «انا» سر می‌دهد و می‌گوید من اعلم هستم و خودشان هم نمی‌دانند کدامشان اعلم است، درحالی‌که اساساً عالم نیستند تا اعلم باشند، بلکه جملگی بر محور ظن و گمان فتوا می‌دهند، شبیه سامری آخرالزمان هستید یا وصی و فرستاده امام مهدی (ع) که ذکرش در تورات و انجیل و قرآن و احادیث نبوی و ولوی آمده و خداوند به حقانیت او در ملکوت شهادت داده و می‌دهد؟!

اگر فرصت دارید، پیشنهاد می‌دهم کتاب «العجل» سید احمد الحسن (ع) را مطالعه کنید تا متوجه حقیقت سامری و گوساله آن در هر دوره و زمان بشوید.

کتاب فتنه گوساله (العِجل) جلد1 نوشته سید احمدالحسن یمانی

۱۳. جناب آقای جوادی، شما مرا خوب می‌شناسید؛ همانم که مهم‌ترین کتاب عرفانی آقای طباطبایی (رساله الولایه) را به من سپردید و گفتید فلانی مرد عرفان است! همانم که بخشی از مهم‌ترین مباحث فلسفی سفر نفس و معاد درس اسفارتان را تحریر کردم! همان‌که بعد از عودتم به خانه، مجدداً توسط آقای اسلامی و شفیعی دعوتم کردید برای نوشتن تفسیر تسنیم و جناب آقای شفیعی از شما نقل کردند که قلم فلانی متین و وزین است و… ! اینها را چرا یادآوری کردم؟ به‌زودی روشن می‌شود.

چرا آقای سید هادی صالحی در جلسه محرمانه با طلاب می‌گفت: عباس فتحیه کتاب‌های آقای جوادی را نوشته؛ ولی شما نباید این را به کسی بگویید؟!

آقای جوادی آملی، انصافاً در سال‌هایی که نزد شما تلمّذ و نگارش و تحقیق کردم دیوانه بودم؟! شیخ احمدرضا رزقی (فرّج الله عنه) که حدود ۱۵ سال در مؤسسه شما زحمت کشید و کتاب نوشت، دیوانه بود؟! سایر عزیزانی که از بردن نامشان معذورم آیا دیوانه بودند؟! خبر دارید که شیخ احمدرضا رزقی (حفظه الله) الآن در کجاست؟! حسبنا الله نعم الوکیل.

دستگیری مجدد شیخ احمد رزقی در منزلشان پس از تحمل 202 روز انفرادی

دومین باری که بنده را به جرم ایمان به وصیت پیامبر اکرم (ص) دستگیر کردند، دادستان روحانیت قم (جناب آقای مجتهد زاده) گفت: درباره مسئله سید احمد الحسن (ع) از آقای جوادی سؤال کردیم. ایشان با ذکر یک داستان، گفت طلابی که به او گرویدند را نباید به زندان ببرید، بلکه باید به دیوانه‌خانه ببرید!

آقای جوادی، بالأخره مرد عرفان هستم یا دیوانه؟! نویسنده تفسیر قرآن شما هستم یا دیوانه؟! نویسنده کتاب فلسفی رحیق مختوم شما هستم یا دیوانه؟! نویسنده «ادب فنای مقربان» شما هستم یا دیوانه؟! نماینده مؤسسه شما در کنگره بین‌المللی علم دینی هستم یا دیوانه؟! آقازاده شما یک دیوانه را به نهاد رهبری در دانشگاه‌ها برای تدریس معرفی کرد؟!

آیا دادستان سابق روحانیت قم، راست می‌گوید؟! حتماً روشنگری و اعاده حیثیت کنید، چون با این اوصاف ممکن است در آینده به‌جای مؤسسه اسراء بگویند: دارالمجانین جوادی یا دیوانه‌خانه اِسراء.
به‌راستی یک دیوانه‌خانه نیاز به این‌همه ساختمان و بودجه حکومتی میلیاردی دارد؟!

آقای جوادی، ناخودآگاه یاد بخشی از خطبه اوصاف المتقین امیرالمؤمنین (ع) افتادم که فرمود: «یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ». (نهج البلاغه، ص ۳۰۴)
شما که قرآن تفسیر می‌کنید، قطعاً می‌دانید چه کسانی توسط چه کسانی متهم به دیوانگی یا سحر و … می‌شدند! قضاوت با خودتان در پستوی منزلتان.

جناب آقای جوادی، در شریعتی که اصول و فروعش را تدوین کردید، آیا دیوانه را سه بار دستگیر و شکنجه می‌کنند؟! آیا دیوانگان را صدها روز در سلول انفرادی نگه می‌دارند تا اقرار به اشتباه و اعلام برائت از مولایشان کنند؟!

بگذریم؛ کوتاه‌سخن اینکه: جناب آقای جوادی، استاد سابق من، اینک آیا این دیوانه توانست بطلان و تناقض عقیده شما در باب رؤیای صادقه را اثبات کند؟! یادم هست که چند سال قبل در درس تفسیرتان مفصل درباره رؤیای صادقه سخن گفتید و من اولین بار این سخن صحیح را از خود شما آموختم که گفتید: رؤیا همیشه صادقه است، چون ملکوت عالم صدق و نور است، بر خلاف دنیا! «وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ» (بقره/۸۹)

آقای جوادی، این مقاله کوتاه به‌مثابه شروع یک مناظره علمی جدی با شماست؛ مناظره‌ای که به سبب مشکلات امنیتی و تسلط فرهنگ دیکتاتوری بر جامعه و حوزه‌ها نتوانستیم شفاهی برگزار کنیم. مکتبی که به‌حسب ظاهر مدافع آن هستید، خارج از حدود استکبار است و کتابی دارد به نام «الإحتجاج علی أهل اللجاج» که آکنده از مناظرات معصومین (ع) با فرومایه‌ترین اشخاص است.
بعید می‌دانم فاصله من و شما به‌اندازه آن ذوات قدسی با طرف احتجاجشان باشد، چون بنده نویسنده کتاب‌های شما بودم و سخنم را مردم بسیاری می‌شنوند و طبعاً از شما مطالبه جواب علمی قانع‌کننده می‌کنند.

چهار سال قبل در جایی گفتم که اگر قرار باشد مناظره کنم، با جناب آقای طبسی و کورانی و جوادی آملی مناظره می‌کنم. پاسخ به سخنان جناب آقای طبسی را منتشر کردم و این به‌مثابه مناظره با آقای طبسی (تنها استاد درس خارج مهدویت حوزه علمیه قم) بود.

اینک نوبت شماست، البته اگر به ساحت شما برنخورد و منجر به دستگیری مجدد یا اعدام این دیوانه فراری نشود
مناظره با شما هم شروع شد؛ و همچنان ادامه دارد.
والسلام علی من اتبع الهدی
یا علی

همچنین ببینید

کتاب شکست منتظران شیخ ناظم عقیلی

کتاب «شکست منتظران»

نام کتاب: «شکست منتظران» نویسنده: شیخ ناظم عقیلی تاریخ انتشار کتاب: ۱۳۹۷ – چاپ دوم زبان …

یک نظر

  1. درود خدا بر شیخ عباس فتحیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *