فضیلت روز جمعه

مقاله‌ی فضیلت روز جمعه به قلم سید واثق حسینی (حفظه الله)

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً

این مقاله، چکیده‌ای در رابطه با فضل روز جمعه می‌باشد. منبع این مقاله از حلقه تدریس شرایع الاسلام سید واثق حسینی حفظه الله است؛ (https://youtu.be/W7emmfIiOAk) که به زبان فارسی ترجمه و بعد به زبان کتابی و مقاله تقدیم شده است.

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً

فضیلت روز جمعه و وجه تسمیه آن

  • در قرآن:
  • خداوند در قرآن سوره‌ای کامل را به این نام اختصاص داده است، یعنی سوره جمعه، سوره ۶۲ قرآن.
  • و در این سوره آیه‌ای است که نماز جمعه را واجب کرده است:‌ (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)؛ (جمعه: ۹) (اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون براى نماز جمعه ندا داده شد به‌سوی ذکر خدا بشتابید و دادوستد را واگذارید. اگر بدانید این براى شما بهتر است).
  • در غیر از این سوره نیز در آیه‌ای از قرآن، فضل جمعه و نماز جمعه آمده است: (حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاهِ الْوُسْطَى)؛ (بقره: ۲۳۸) (بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید).

و بیان این آیه در روایات و بیان یمانی موعود(ع) خواهد آمد.

  • در روایات:
  • (عن أبی‌عبدالله (ع) قال -فی حدیث-: إن الله اختار من کل شیء شیئاً فاختار من الأیام یوم الجمعه)؛ (از امام صادق (ع) وارد شده است ایشان فرمودند: خداوند از هر چیزی، مسئله‌ای را اختیار کرد و از روزها روز جمعه را اختیار کرد).( وسائل الشیعه: ج ۷، ص۳۷۵ )

بنابراین برترین روزهای هفته نزد خداوند عزوجل، روز جمعه است.

  • (عن أبی‌بصیر، عن أبی‌عبد‌الله (ع) عن آبائه صلوات‌الله علیهم قال: قال رسول الله(ص): أنَّ الله عزوجل اختار من الأیّام الجمعه، ومن الشهور شهر رمضان، ومن اللیالی لیله القدر)؛ (از رسول‌الله(ص) است، ایشان فرمودند: خداوند از روزها روز جمعه را اختیار کرد و از ماه‌ها ماه رمضان و از شب‌ها شب قدر). (اکمال‌الدین: ج ۱، ص۲۸۱)
  • (عن جابر‌بن یزید، عن أبی‌جعفر الباقر (ع)، قال: إذا کان حین یبعث الله تبارک‌وتعالی شأنه العباد أتی بالأیام، تعرفها الخلائق باسمها وحلیتها، ویقدمها یوم الجمعه له نور ساطع، تتبعه سائر الأیام کأنها عروس کریمه ذات وقار تهدى إلى ذی حلم ویسار، ثم یکون یوم الجمعه شاهدا وحافظا لمن سارع إلى الجمعه، ثم یدخل المؤمنون إلى الجنه على قدر سبقهم إلى الجمعه)؛ (از امام ابی‌جعفر الباقر (ع) است ایشان فرمودند: وقتی زمانی برسد خداوند بندگان را مبعوث کند، روزها را می‌آورد [و] آن‌ها را به اسم‌هایشان و جواهرشان به خلائق معرفی می‌کند، بر آن‌ها روز جمعه مقدم است، برای او نوری درخشان است، روزها دنبال او می‌آیند، گویا او عروسی موهبه‌بخشِ باوقار است، به صاحب حلم و شأن هدیه داده می‌شود؛ سپس روز جمعه بر کسی که بر او محافظت می‌کند و به او شتاب می‌کند شاهد است، سپس مؤمنین داخل بهشت می‌شوند به میزان سبقتی که به روز جمعه داشته‌اند). (الامالی شیخ صدوق: مجلس ۶۲)

یعنی هرکس دارای چنین خصوصیاتی بوده، در حضورش به نماز جمعه، در به‌جا آوردن عبادات واجب و مستحب روز جمعه، به بهشت سبقت می‌گیرد.

  • (وروی عن أبی عبد الله (ع) أنه قال: إن للجمعه حقا واجبا، فإیاک أن تضیع أو تقصر فی شئ من عباده الله تعالى والتقرب إلیه بالعمل الصالح)؛ (امام صادق (ع):‌ برای روز جمعه حقی واجب است، پس تو را بر حذر می‌دارم در چیزی از عبادات خداوند عزوجل و تقرب به او با عمل صالح [در آن شب] که تباه کنی یا کوتاهی کنی). (مصباح المتهجد: ص ۲۴۸)

در روایات بعدی وجه تسمیه روز جمعه بیان گردیده است؛ و این روایات حول ولایت نبی رحمت و آل اطهارش در چرخش‌اند. وجه تسمیه‌های مختلفی برای روز جمعه بیان گردیده است، زیرا خداوند در آن مسلمین را جمع می‌کند؛ و جمع می‌شوند برای یادآوری امور دین و دنیایشان و آخرتشان و نیز برای ادای آنچه خداوند برایشان واجب کرده از نماز جمعه و … .

  • (عن الصادق (ع): سمیت الجمعه جمعه لان الله جمع للنبی(ص) أمره)؛ (از امام صادق (ع): روز جمعه جمعه نامیده شد، زیرا خداوند برای نبی (ص) امرش را جمع کرد). (بحارالانوار: ج ۸۶، ص ۲۸۱)
  • (عن الصادق (ع): سمیت الجمعه جمعه لان الله جمع الخلق لولایه محمد وأهل بیته)؛ (امام صادق (ع) فرمودند: روز جمعه، جمعه نامیده شد، زیرا خداوند، خلق را برای ولایت محمد و اهل‌بیت ایشان جمع کرد). (بحارالانوار: ج ۲۶، ص ۳۰۹)

بنابراین سبب تسمیه روز جمعه به این دلیل است که زیرا خداوند، خلائق را در آن جمع کرد و ایضاً آن‌ها را جمع کرد، برای یادآوری امور دین و دنیایشان و علت اصلی آن، اجتماعشان بر ولایت نبی رحمت و آل اطهارش است؛ پس آن روزی است برای اجتماع مردم در آن، برای ادای عهد بستن به ولایت آل محمد (ع).

  • (عن علی (ع) قال: کنا مع رسول‌الله (ص) إذ جاء رجل فقال: یا رسول‌الله بأبی أنت وأمی أخبرنی عن یوم الأحد کیف سمی یوم الأحد -إلى أن- قال: بأبی أنت وأمی یا رسول‌الله أخبرنی عن یوم الجمعه، فبکى رسول الله (ص)، وقال: سألتنی عن یوم الجمعه فقال: نعم، فقال رسول‌الله (ص): تسمیه الملائکه فی السماء یوم المزید، یوم الجمعه، یوم خلق الله فیه آدم علیه السلام، یوم الجمعه نفخ الله فی آدم الروح، یوم الجمعه یوم أسکن الله فیه آدم الجنه، یوم الجمعه یوم أسجد الله ملائکته لآدم، یوم الجمعه یوم جمع الله فیه لآدم حواء، یوم الجمعه یوم قال الله للنار: (کونی بردا وسلاما على إبراهیم) یوم الجمعه یوم استجیب فیه دعاء یعقوب، یوم الجمعه یوم غفر الله فیه ذنب آدم، یوم الجمعه یوم کشف الله فیه البلاء عن أیوب، یوم الجمعه یوم فدى الله فیه إسماعیل بذبح عظیم، یوم الجمعه یوم خلق الله فیه السماوات والأرض وما بینهما، یوم الجمعه یوم یتخوف فیه الهول وشده القیامه والفزع الأکبر)؛ (از امیرالمؤمنین (ع) نقل است: ما نزد رسول‌الله(ص) بودیم که مردی از رسول‌الله(ص) پرسید: ای رسول‌الله پدر و مادرم فدایتان باد به من از روز جمعه خبر دهید، پس رسول‌الله (ص) گریه کردند و فرمودند: از من از روز جمعه پرسیدی؟ گفت: بله. رسول‌الله (ص) فرمودند: (ملائکه در آسمان آن را به روز مزید، روز جمعه نام‌گذاشته‌اند. روز جمعه روزی است که در آن خداوند آدم را خلق کرد، روز جمعه روزی است که خداوند به آدم، روح را نفخ کرد، روز جمعه روزی است که خداوند در آن آدم را در بهشت ساکن کرد، روز جمعه روزی است که خداوند به ملائکه‌اش دستور داد به آدم سجده کنند، روز جمعه روزی است که خداوند در آن برای آدم، حواء را جمع کرد، روز جمعه روزی است که خداوند تعالی به آتش فرمودند بر ابراهیم سرد و سلامت باش، روز جمعه روزی است که در آن دعای یعقوب استجابت شد، روز جمعه روزی است که خداوند در آن گناه آدم را بخشید، روز جمعه روزی است که خداوند در آن بلا را از ایوب رها کرد، روز جمعه روزی است که خداوند در آن برای اسماعیل ذبح عظیم را فدا کرد، روز جمعه روزی است که خداوند در آن آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن دو هست را خلق کرد، روز جمعه روزی است که در آن از هول و شدت قیامت و فزع اکبر ترسیده می‌شود). (مستدرک الوسائل: ج ۶، ص ۵۸ – ۵۹)

ملائکه در آسمان آن را به یوم‌المزید نامیده‌اند؛ یعنی روزی که در آن، خلائق تقرب به خداوند عزوجل را زیاد [مزید] می‌کنند.

ملاحظه:

بنابراین فضیلت روز جمعه نزد خداوند سبحانه‌و‌تعالی واقعاً عظیم گردید؛ در اینجا به‌اختصار بعضی روایات را بیان کردیم و الا روایات در این زمینه زیاد است.

حق روز جمعه بر مؤمنین و مردم

حق جمعه بر مؤمنین چیست؟ حق جمعه بر مردم عموم چیست؟ مؤمن به این الفاظ خطاب می‌شود به اعتبار آنکه او به روز جمعه ایمان آورده و بیان چیزی از حقیقت آن خواهد آمد.

  • (و روی عن أبی عبد‌الله (ع) أنه قال: إن للجمعه حقا واجبا، فإیاک أن تضیع أو تقصر فی شئ من عباده الله تعالى والتقرب إلیه بالعمل الصالح)؛ (امام صادق (ع):‌ برای روز جمعه حقی واجب است، پس تو را بر حذر می‌دارم در چیزی از عبادات خداوند عزوجل و تقرب به او با عمل صالح، که تباه کنی یا کوتاهی کنی). (مصباح المتهجد: ص ۲۴۸)
  • (قال النبی (ص): إن الله کتب علیکم الجمعه فریضه واجبه إلى یوم القیامه)؛ (پیامبر (ص) فرمودند: خداوند برای شما جمعه را به‌عنوان فریضه‌ای واجب، تا روز قیامت نوشته است). (وسائل‌الشیعه: ج ۷، ص ۳۰۱ (ابواب نماز جمعه و آداب آن، باب اول).)

جمعه فریضۀ واجبه است، یعنی نماز جمعه فریضه واجب است. (به سبب کثرت استعمال جمعه -در لسان روایات- به‌عنوان نماز جمعه و تبعاً  بین مردم عرب اینگونه شایع شده است که می‌گویند جمعه و مراد نماز جمعه است و الان هم در لسان اهل‌بیت (ع) بعضاً از نماز جمعه به جمعه تعبیر می‌شود.)

  • (قال أمیر‌المؤمنین (ع): ضمنت لسته على الله الجنه –منهم- رجل خرج إلى الجمعه فمات فله الجنه)؛ (امیر‌المؤمنین (ع) فرمودند: ضمانت کردم برای شش [گروه] که بر خداوند است بهشت [ببرد] -و از این‌ها [از این شش‌ گروه‌ها]- مردی که به جمعه خارج شده است و می‌میرد، برایش بهشت است). (وسائل الشیعه: ج ۷، ص ۳۰۸)
  • (عن الصادقین(ع) أن الله جل‌جلاله فرض على عباده من الجمعه إلى الجمعه خمساً وثلاثین صلاه لم یفرض فیها الاجتماع إلا فی صلاه الجمعه خاصه، فقال جل من قائل: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِن یَومِ الجُمُعَهِ فَاسعَوا إِلَى ذِکرِ اللهِ وَذَرُوا البَیعَ ذَلِکُم خَیرٌ لَکُم إِن کُنتُم تَعلَمُونَ))؛ (از امام صادق و امام باقر (ع) است، ایشان فرمودند: خداوند جل‌جلاله بر بندگانش از جمعه به جمعه سی‌وپنج نماز را واجب گردانید، سپس در آن اجتماع را واجب واجب نکرد، الا در نماز جمعه؛ سپس [خداوند] (بزرگوار باشد گویندهاش) فرمود: (ای کسانی که ایمان آورده‌اید زمانی که برای نماز جمعه ندا داده شد، شتاب کنید به ذکر خداوند و کاسبی را رها کنید؛ آن برای شما بهتر است اگر بدانید)). (وسائل الشیعه: ج ۷، ص ۳۰۱)

اجتماع یعنی به‌صورت جماعت نماز خوانده شود و الا باقی نمازها جماعت در آن مستحب است.

پس از این احادیث برای ما روشن شد که نماز جمعه و عموماً جمعه، فضلی عظیم دارد و بر مؤمن است در آن بهرۀ خود را از تقرب به خداوند و به‌جا آوردن آنچه خداوند در آن بر او واجب کرده تباه نکند.

بعضی از اعمال روز جمعه

بعد از بیان فضل روز جمعه، خیلی از اعمال است که در مورد جمعه وارد شده و از شب جمعه شروع می‌شود و این اعمال استمرار پیدا می‌کند تا روز جمعه؛ که زیاد هم هست.

از جمله آن‌ها مثلاً در شب جمعه دعای کمیل است و ادعیه دیگری که در این زمینه وارد شده است.

از جمله آن‌ها مثلاً دعای (یا دائِمَ الفَضْلِ عَلى البَرِیَّهِ، یا باسِطَ الیَّدِیْنِ بِالعَطِیَّهِ، یا صاحِبَ المَواهِبِ السَّنِیَّهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ خَیْرِ الوَرى سَجِیَّهً، وَاغْفِرْ لَنا یا ذا العَلى فِی هِذِهِ العَشِیَّهِ). (این دعا در اعمال شب جمعه در مفاتیح وارد شده است؛ که ده مرتبه خوانده می‌شود.)

و از جمله برترین اعمال در شب جمعه، همان زیارت امام حسین علیه و علی اصحابه افضل‌الصلاه و السلام است.

و ایضاً اعمال آن تا صبح روز جمعه باقی است و در آن خیلی از امور مستحب است، از جمله آن‌ها دعا بعد از نماز فجر با ادعیه‌ای معین است.

ایضاً غسل کردن.

همچنین اعمال بسیار و تسبیحات که وارد شده است؛ و ایضاً از افضل تسبیحات و ذکر در روز جمعه و شبِ آن، همان زیاد صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد(ع) است؛ در روایتی است که نقل به مضمون می‌شود:‌ (رسول الله (ص) می‌فرمایند: در این زمینه فرشته‌ای مأمور به انتقال صلوات بر من در هر شب و روز است ، لیکن زمانی‌که روز جمعه و شب آن باشد صلوات را خودم می‌شنوم)؛ یعنی در شب‌و‌روز جمعه، آن را برایشان فرشته‌ای نقل نمی‌کند و فقط خودشان هستند که صلوات بندگان را می‌شنوند. از خداوند می‌خواهیم ما را از مصلِّین بر محمد و ‌آل محمد (ع) قرار بدهد.

حضرت رسول (ص) روز جمعه را چه نامیدند؟ و توضیح آن.

روایتی است که گفت‌وگویی بین یکی از اصحاب رسول الله (ص) بوده است، او یکی از اعراب بوده، یعنی یکی از اعرابی که در دهات زندگی می‌کرده و به او می‌گفتند: قُلیب یا قَلیب. ایشان نزد رسول الله (ص) آمدند و سؤالی مطرح کردند:

  • (عن أبی‌عبدالله، عن أبیه، عن جده (ع) قال: جاء أعرابی إلى النبی (ص) یقال له: قلیب، فقال له: یا رسول‌الله، إنی تهیأت إلى الحج کذا وکذا مره فما قدر لی؟ فقال له: یا قلیب، علیک بالجمعه فأنها حج‌المساکین). (وسائل الشیعه: ج ۷، ص ۳۰۰) (از امام صادق از پدرشان از جدشان (ع) است که فرمودند: اعرابی نزد رسول‌الله (ص) آمد که به او قلیب گفته می‌شد، به ایشان گفت: ای رسول‌الله من آماده شدم برای حج، چندین و چندین مرتبه و برایم مقدر نشده. رسول الله (ص) به او فرمودند: ای قلیب بر تو باد به جمعه؛ چراکه آن حج مساکین است).

در اینجا چرا نماز جمعه به حج مساکین نامیده شده است؟

به نسبت روز جمعه: این روز در ضمن ویژگی‌های آن، روز قائم (ع) است و برای همین در آن زیارت امام مهدی (ع) مستحب است؛ و در زیارت به او می‌گویی:

  • (هذا یَوْمُ الجُمُعَهِ وَهُوَ یَوْمُکَ المُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُکَ) (این روز جمعه است و آن روزی است که در آن انتظار ظهور تو می‌رود). (مفاتیح‌الجنان: زیارت امام مهدی (ع) در روز جمعه، ص ۱۱۲.)

بنابراین انتظار می‌رود ظهور امام مهدی (ع) در روز جمعه باشد و روز جمعه اختصاص به امام مهدی (ع) دارد؛ اگر قضیه امام مهدی(ع) باشد، روز جمعه برایش خصوصیت معینی با امام مهدی (ع) هست. این از جهتی است.

و از جهتی دیگر ولایت آل محمد(ع) علاقه‌ای به حج دارد، به اعتبار آنکه در حج، مردم حج می‌کنند برای آنکه ولایتشان را به نبی رحمت و آل اطهارش برسانند. این امر مهمی است که باید حاجی آن را بفهمد که برای چه به حج می‌رود. حج همان ولایت ولی‌الله است. این حج حقیقی است که بنویسیم: ولایت ولی‌الله را داریم.

پس ولایت قائم و مهدی (ع) هم علاقه به حج دارد؛ و ولایت امام مهدی و ولایت قائم (ع) هم حج است.

پس کسی که بر نماز جمعه و چیزی که منظور آن در قول خداوند تعالی است، محافظت می‌کند: (حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاهِ الْوُسْطَى)؛ (بر نماز‌ها و نماز وسط محافظت کنید)، مراد از نماز وسط به معنای ظاهر نماز جمعه است یا آنچه در سایر ایام، مقابل آن قرار می‌گیرد که نماز ظهر است؛ و در معنای دیگر، مراد از نماز جمعه همان قائم است و او مهدی اول (ع) است که وسط ائمه و مهدیین (ع) است؛ پس حج مساکین در روز جمعه به نماز جمعه و به‌شرط و شروط آن است؛ و آن ولایت قائم آل محمد، مهدی اول، یمانی موعود، سید احمد‌الحسن (ع) است؛ و این معنا یعنی نماز همان ولایت است و این مطلب در روایات آل محمد (ع) موجود است، از جمله روایتی است که از داوود ابن کُثَیر یا کَثِیر وارد شده می‌گوید:

  • (قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ) أَنْتُمُ الصَّلاَهُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ،وَ أَنْتُمُ الزَّکَاهُ، وَ أَنْتُمُ الْحَجُّ؟ فَقَالَ: «یَا دَاوُدُ، نَحْنُ الصَّلاَهُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ نَحْنُ الزَّکَاهُ، وَ نَحْنُ الصِّیَامُ، وَ نَحْنُ الْحَجُّ، وَ نَحْنُ الشَّهْرُ الْحَرَامُ، وَ نَحْنُ الْبَلَدُ الْحَرَامُ، وَ نَحْنُ کَعْبَهُ اللَّهِ، وَ نَحْنُ قِبْلَهُ اللَّهِ، وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: (فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه) (بقره: ۱۱۵) نَحْنُ الْآیَاتُ، وَ نَحْنُ الْبَیِّنَاتُ. وَ عَدُوُّنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ: اَلْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْکَرُ وَ الْبَغْیُ، وَ الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ، وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ، وَ الْأَصْنَامُ وَ الْأَوْثَانُ، وَ الْجِبْتُ وَ الطَّاغُوتُ، وَ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ)؛ (به امام صادق (ع) گفتم: شما در کتاب خدای عزوجل، نماز هستید؟ و شما زکات هستید و شما حج هستید؟ پس فرمودند: (ای داوود ما نماز در کتاب خداوند عزوجل هستیم و ما زکات هستیم و ما روزه هستیم و ما حج هستیم و ما ماه حرام هستیم و ما شهر حرام هستیم و ما کعبه الله هستیم و ما قبله خدا هستیم و ما وجه‌الله هستیم، خداوند تعالی می‌فرماید: هرکجا رو کنید پس آنجا وجه الهی است. ما آیات و بینات هستیم؛ و دشمنان ما در کتاب خداوند، فحشا و منکر و ظلم و شراب و آلات قمار و بت‌های دور کعبه و تیرهای قرعه‌کشی و بت‌ها و انجاس و جبت و طاغوت و مردار و خون و گوشت خوک هستند). (تفسیر البرهان: ج ۱، ص ۵۲)

یعنی این اوصاف و آن اوصاف بر محمد و آل محمد و بر دشمنان محمد و آل محمد (ع) اطلاق می‌شود؛ بنابراین حج، محمد و آل محمد(ع) هستند و نماز، محمد و آل محمد(ع) هستند؛ و نماز جمعه ولایت است و به‌خصوص محافظت کنید بر نماز، یعنی بر ولایت ائمه و ولایت مهدیین (ع)، یعنی محافظت کنید بر ولایت آل محمد(ع) و بر نماز وسط تخصیص وارد شده است، زیرا آن متعلق به مهدی اول احمد‌الحسن (ع) می‌باشد.

و نیز سید احمد‌الحسن (ع) در بیانیه‌ای حول این آیه جواب داده‌‌اند:

  • (نماز وُسطی به خصوص، همان نماز جمعه است و قرین آن در باقی ایام همان نماز ظهر است و امر به محافظت بر نماز جمعه به‌خصوص و تأکید بر آن است، زیرا مسلمانان در آن جمع می‌شوند تا آنچه از دین و دنیایشان فاسد شده است را اصلاح کنند و برای آنکه از فضل خداوند سبحانه و تعالی طلب زیادی کنند؛ این به‌حسب ظاهر است اما حقیقت نماز همان ولایت ولی‌الله و حجت او بر بندگانش است، پس نماز وُسطی [که در صراحت به‌حسب ظاهر نماز جمعه است] همان عمل و جهاد بین دستان قائم (ع) و آن نمازِ قائم (ع) است، زیرا او امت را جمع می‌کند؛ و نماز قائم (ع) همان نماز جمعه است، زیرا او امت اسلامی را بر حق جمع می‌کند، بعد از آنکه امامان گمراهی آن را متفرق کرده‌اند…). (متشابهات)

ملاحظه کنید کلام سید احمد‌الحسن(ع) همان کلام پدرانش (ع) و همان کلام قرآن کریم است.

بنابراین نماز جمعه، حج مساکین گردید چرا‌که آن، ولایت قائم آل محمد و مهدی اول (ع) است.

جزای کسانی که در واجبات روز جمعه اهمال می‌ورزند

اگر جمعه به این اهمیت و به این خصوصیات باشد، در مقابل جزای کسانی که جمعه و محافظت بر آن و التزام به ادای نماز در آن را ترک کنند نیز این‌چنین است که می‌بینیم آل محمد (ع) با کسی که نماز جمعه را رها کند یا به حضور در آن سستی داشته باشد، هرگز سازش نمی‌کنند. روایات عدیده‌ای است که آل محمد (ع) عقوبت کسی که نماز جمعه را ترک کند، بیان می‌کنند.

مثال‌هایی ذکر می‌کنیم:‌

  • (عن زراره بن أعین، عن أبى‌جعفر الباقر (ع) قال: صلاه الجمعه فریضه، والاجتماع إلیها فریضه مع الإمام، فإن ترک رجل من غیر عله ثلاث جمع فقد ترک ثلاث فرائض، ولا یدع ثلاث فرائض من غیر عله إلا منافق)؛ (از زراره از امام ابی‌جعفر باقر (ع): نماز جمعه فریضه‌ای است و اجتماع بر آن با امام [یعنی به‌شرط آنکه با امام (ع) باشد] فریضه است؛ پس اگر مردی بدون علت، آن را تا سه جمعه ترک کرد، همانا سه فریضه را ترک کرده است و کسی سه فریضه را بدون علت ترک نمی‌کند، الا آنکه منافق است). (وسائل الشیعه: ج ۷، ص ۲۹۷)

ملاحظه کنید هیچ بدون علت و عذری، برای ترک نماز جمعه یافت نمی‌شود؛ و این روایت تطبیق داده می‌شود بر اینکه آن را کسی ترک نمی‌کند، الا منافق.

  • (عن ابن أبی‌نصر، عن أبی‌الحسن الرضا (ع) قال: قال رسول الله (ص): إن یوم الجمعه سید الأیام، یضاعف الله فیه الحسنات، ویمحو فیه السیئات، ویرفع فیه الدرجات، ویستجیب فیه الدعوات، وتکشف فیه الکربات، وتقضی فیه الحوائج العظام، وهو یوم المزید لله فیه عتقاء وطلقاء من النار، ما دعا به أحد من الناس وعرف حقه وحرمته إلا کان حقاً على الله عزوجل أن یجعله من عتقائه وطلقائه من النار، فان مات فی یومه أو لیلته مات شهیداً وبعث آمنا، وما استخف أحد بحرمته وضیع حقه إلا کان حقا على الله عزوجل أن یصلیه نار جهنم إلا أن یتوب)؛ (از ابی‌نصر از امام رضا (ع) است فرمودند: رسول الله (ص) فرمودند: روز جمعه سیدِ روزهاست؛ در آن حسنات دو برابر می‌شود و سیئات در آن محو می‌شود و درجات در آن ترفیع پیدا می‌کند و دعاها در آن به استجابت می‌رسد و ناراحتی‌ها در آن برطرف می‌شود و در آن حوائج عظام باز می‌شود و آن روز مزید است برای خداوند (در آن رها شدگان و آزادشدگان از آتش هستند و کسی در حرمت آن سبک شماری نکند و حق آن را تباه نکند، الا آنکه حقی است بر خداوند عزوجل که او را به آتش جهنم وارد سازد مگر آنکه توبه کند). (وسائل: ج ۷، ص ۳۷۶)

پس روایت دوم هم می‌گوید: او را داخل جهنم می‌کند مگر آنکه توبه کند.

  • (قال النبی (ص) فی خطبه طویله نقلها المخالف والمؤالف: إن الله تبارک وتعالى فرض علیکم الجمعه فمن ترکها فی حیاتی أو بعد موتی استخفافاً بها أو جحوداً لها فلا جمع الله شمله، ولا بارک له فی أمره، ألا ولا صلاه له، ألا ولا زکاه له، ألا ولا حج له، ألا ولا صوم له، ألا ولا بر له، حتى یتوب)؛ (از نبی(ص) در خطبه‌ای طولانی که مخالف و مؤالف نقل کردند ایشان فرمودند: خداوند تبارک‌وتعالی جمعه را بر شما واجب کرده است؛ پس هرکس در زندگانی من یا بعد از مرگ من به خاطر استخفاف به آن یا انکار، آن را ترک کند، پس خداوند [امور] او را جمع نکند و خداوند در امر او برکت قرار ندهد، آگاه باشید و نمازی برای او نیست، آگاه باشید و زکاتی بر او نیست، آگاه باشید و حجی بر او نیست، آگاه باشید و روزه‌ای بر او نیست، آگاه باشید و هیچ خیری بر او نیست تا آنکه توبه کند). (وسائل: ج ۷، ص ۳۰۲)
  • (قال النبی (ص): من ترک ثلاث جمع تهاونا بها طبع الله على قلبه)؛ (رسول‌الله (ص) فرمودند: ‌کسی که به خاطر سستی، سه جمعه را ترک کند خداوند بر قلبش مهر می‌زند). (وسائل: ج ۷، ص ۳۰۱)

سه جمعه را ترک کند، یعنی برای سه هفته در نماز جمعه حاضر نشود.

به خاطر سستی، یعنی نه برای علت مقبولی مثل مریضی یا سفر، بلکه سستی یعنی سببش غیر مقبول هست و فقط در سستی اوامر شرعی است.

و روایات دیگری که در این باب و ابواب دیگر در وسائل‌الشیعه و ایضاً در کافی و تهذیب و غیر آن موجود است و ذکر می‌کند، کسی که نماز جمعه را ترک کند خداوند بر قلبش مهر می‌زند یا آنکه آن را ترک نمی‌کند الا منافق و غیر آن، از الفاظی که بیان‌گر عقوبت کسی است که نماز جمعه را ترک می‌کند.

پس ای برادران مؤمنین، با وجود این همه اهتمام بر نماز جمعه، بر ماست که به این نماز التزام و بر آن سعی داشته باشیم.

و خداوند سبحان می‌داند چقدر فتح حاصل می‌شود و چقدر ثواب حاصل می‌شود، برای کسی که در نماز جمعه حاضر شود.

و ایضاً این اجتماع شیعه آل محمد(ع) در امروز، احیاء امر آل محمد (ع) است؛ و (فرحم الله من أحیا أمرنا) (خداوند رحمت کند کسی که امر ما را احیا کند). (بحارالانوار: ج ۷۴، ص ۲۵۱) چنانکه امام رضا (ع) و امام صادق (ع) این عبارت را در کلامشان می‌فرمایند.

یک نکته‌

از مواردی که در روز جمعه مستحب است، قضیۀ تفقه در دین است. مسئلۀ تفقه در دین، یعن طلب علم، یعنی لااقل اگر انسان در سایر ایام به عمل خود مشغول است، روز جمعه تعطیل است و در نتیجه بر اوست که جزئی از وقتش را به تفقه در دین اختصاص دهد؛ تفقه در دین و واژه الفقه مقصود از آن فقط احکام متعلق به نماز و روزه و حج و غیر آن نیست؛ بلکه این کتاب فقه، جزئی از تفقه در دین است و نیز بر اوست که علوم محمد و آل محمد(ع) را طلب کند. در باب عقاید، در باب اخلاق، آنچه متعلق به آخرت است، آنچه متعلق به توحید است، بر سیره انبیا گذشته و … که در آن امور زیادی است، مطلع شود.

و نیز بر قرائت قرآن و تفسیر قرآن وارد شده از آل محمد (ع) مواظبت کند؛ بنابراین در روز جمعه انسان بهره‌اش را از تفقه در دین تباه نکند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *