خانه > مکتوبات > اشعار یمانیون > نزد احمد از محمد شد نمایان یک وصیت

نزد احمد از محمد شد نمایان یک وصیت

نزد احمد از محمد شد نمایان یک وصیت
با زبانی چون شکر شیرین کند ما را نصیحت

در کتاب شیخ طوسی صفحه‌ی عشق و وفا
این وصیت می‌کند ما را حفاظت از خطا

اولین نام درخشان در وصیت شد امیرالمؤمنین
این‌چنین آغاز شد عهدی مقدس آشکار بر مؤمنین

یا علی گویم تو را رازی که بعد از من جهان
دود گمراهی زدود از دل آن مَردُمان

اولین پیشوای این امت تو باشی بعد من
بعد تو فرزند من باشد وصی نامش حسن

بعد او فرزند من آن تشنه لب باشد وصی
آن که سالار شهیدان است، حسین بن علی

نام زیبای ائمه یک به یک میشد بیان
تا پیمبر نام مهدی را بیاورد بر زبان

یا علی این‌ها وصی هستند و فرزندان من
گر اطاعت باشد از آن‌ها همان باشد زِمَن

پس بدان بعد از محمد هست او را یک پسر
جانشین و اولینِ مهدیان بعد از پدر

نام او باشد مبارک چون که هم نام من است
نام احمد بر زبانش گشت جاری! پس همین ما را بس است

این وصیت را شنیدی شیعه‌ی پر ادعا؟
یا بکن از آن اطاعت یا سقوط در عمق چاه

منکر عهد نبی از منکران اهل بَیت
گرچه برپا می‌کند هر روز نمازش را به وَقت

در سر و کتف و دو چشمش بازو و قلب و گلو
این وصیت همچو تیغ تیز شد در آن فرو

عهد او آتش زند بر تاج و تخت یاغیان
چون ندانستند از اوست هم باغ گل هم باغبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *