خانه > مکتوبات > اشعار یمانیون > یک نفر هست که آمد پس از آن فاصله ها

یک نفر هست که آمد پس از آن فاصله ها

یک نفر هست که آمد پس از آن فاصله ها
بی صدا، بی خبر از دست گل و هلهله ها

نشنیدیم صدای قدمش را اصلاً
نشنیدم صدای غزل چلچله ها

آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست
آن که هر جمعه نوشتیم برایش گله ها

آمد و دید که در منتظران خیری نیست
اُف بر این منتظران، وای به بی‌حوصله ها

بت شکن‌ها همگی بتکده سازی کردند
کو خلیلی که زند تیشه به این آفله ها؟

خبر آمد که فرستاده دلدار رسید
همه گفتند: نه، کردند به پا ولوله ها

دل جبریل گرفت و کمر طور شکست
تا بدانیم چه رازی است پسِ زلزله ها

آخرین اختریان اول مهدی‌ها بود
چه قدر شکل چلیپا شده این سلسله ها

طالع شرقی ما، یوسف کنعانی ما
بشکن فاصله ها، شاد نما قافله ها

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *