خانه > بایگانی/آرشیو برچسب ها : اشعار یمانیون

بایگانی/آرشیو برچسب ها : اشعار یمانیون

ای احمد الحسن، نکند جا گذاری‌ام!

ای احمد الحسن، نکند جا گذاری‌ام! اشعار یمانیون

تنها قرار دم به دمِ بی قراری‌ام بی تو دلم گرفته، چو ابر بهاری‌ام بارانِ دیده، بغض مرا وا نمی‌کند دائم به روز و شب ز جهانی فراری‌ام صد درد‌ غربت و‌ غم، صد طعنه‌ی رقیب زخمی به سینه شد، تو نیایی به یاری‌ام؟ بر حال و روز عاشق مضطر …

بیشتر بخوانید »

که نامش احمد، عبدالله و مهدی است؛ همان قائم که وی را نام مخفی است

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

به نام آن خداوند توانا که بر احوال عبدش هست دانا همان ربی که راه راست بنمود بر اثباتش هر آنچه خواست بنمود و قائم (ع) بهر اثبات حقیقت بیاورد از رسول او وصیت و علمی کو هماوردی ندارد اگر هست ادعایی گو بیاید که علم احمد (ع) از سرچشمه …

بیشتر بخوانید »

اهل عالم مژده احمد آمده

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

اهل عالم مژده احمد آمده حجتی از نور سرمد آمده می‌زند صیحه ملک در آسمان قائم آل محمد آمده 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 عاشقان، محبوب دلبر آمده در شب تاریک، اختر آمده سوی مشرق خیره شو ای منتظر بدر کامل نور انور آمده 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 غائر العینینُ و مُشرفْ حاجبَیْن قامتش رعنا، عریض المنکبَیْن …

بیشتر بخوانید »

نزد احمد از محمد شد نمایان یک وصیت

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

نزد احمد از محمد شد نمایان یک وصیت با زبانی چون شکر شیرین کند ما را نصیحت در کتاب شیخ طوسی صفحه‌ی عشق و وفا این وصیت می‌کند ما را حفاظت از خطا اولین نام درخشان در وصیت شد امیرالمؤمنین این‌چنین آغاز شد عهدی مقدس آشکار بر مؤمنین یا علی …

بیشتر بخوانید »

شعر کودکانه «اتل متل یه بابا»

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

اتل متل یه بابا یه بابا و هزار گرگ چ گرگای پلیدی دندوناشون هم بزرگ یه بابا توی دنیا بابایی که غریبه دوست داره آدمارو مهربون و نجیبه بابای قصه‌ی ما یه بابای قشنگه دوسش دارن اهل بیت با بدیا میجنگه خیلی اذیت شده بابای خوب و نازم غریب شده …

بیشتر بخوانید »

به رؤیا تا بدین حد مطمئن‌اند

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

بیا تا سوره‌ی صافات خوانیم که آیات پس از صد را بدانیم همان جایی که ابراهیم گوید به فرزندش چو با او راه پوید شبی در خواب و رؤیا دید آن مرد که فرزند خودش را ذبح می‌کرد به اسماعیل گفتا خواب دیدم پسر جانم تو را سر می‌بریدم جوابش …

بیشتر بخوانید »

ای ابوسفیانیان ما ذوالفقار حیدریم

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

شَهپر و شاهین را حتی اگر زندان کنید پایه زندان خود را بی امان ویران کنید کوه را حتی اگر با خشم، مُشتی هم زنید دستتان بشکسته خود را سخره طفلان کنید غرش شیران کجا و واق واق توله‌ها؟! می‌شود زنجیر را بر گردن شیران کنید؟! عبرت از تاریخ اگر …

بیشتر بخوانید »

قائم منتقم خون خدا ما را بس

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

ز همه خلق جهان، نور خدا ما را بس ز همه راز جهان، سرّ ولاء ما را بس ما گدایان درِ خانه‌ی «احمد» هستیم گوشهْ چشمش ز همه غیر خدا ما را بس اندر این ظلمت تردید و ره تاریکی راه جُستن ز علمدار هُدی ما را بس ما کجا، …

بیشتر بخوانید »

می‌رود یک بار دیگر سوی زندان غم مخور

اشعار یمانیون؛ انصار امام مهدی (ع) و امام احمد الحسن یمانی (ع)

می‌رود یک بار دیگر سوی زندان غم مخور می‌شود آنجا رسولی بهر رندان غم مخور هرچه می‌خواهد در آنجا هست، علم و ایمان و یقین هرچه هست آنجا به جز مکر پلیدان غم مخور اتهامش دوری از دزدان دین مصطفی خوانده چندین شعر در توصیف دیوان غم مخور اتهام دیگرش …

بیشتر بخوانید »

مثنوی سیزدهم

مثنوی سیزدهم شیخ عباس فتحیه

«مثنوی سیزدهم» سیزدهم را به طبیعت رویم صیحه حق را ز ملک بشنویم سیزدهم روز خروج از وطن روز شکست بت این انجمن سیزدهم سیف برنده است، هان نحسی آن بر سر اهریمنان روز ظهور علی از کعبه است فاش نمود آنچه که در جعبه است سیزدهم یار وفادار بود …

بیشتر بخوانید »