آخرین خبرها
خانه > توهم بی‌خدایی > از انکار تا تکفیر _ قسمت دوم

از انکار تا تکفیر _ قسمت دوم

فرگشت، نظریۀ تأییدشده‌ای است که برای توضیح چگونگی سیر حیات طی چهار میلیارد سال بر روی زمین مطرح شده است و هم‌اکنون معتبرترین نظریه برای توضیح شکل‌گیری تنوع گونه‌هاست. اینکه چرا علمای ادیان و اتباع راضی‌به‌جهل آنان با این نظریه مخالفت می‌کنند، ریشه در تفاسیر علمای ادیان از متون دینی دارد؛ اما آیا واقعاً همان‌طور که آنان می‌گویند فرگشت با متون دینی در تضاد است؟ آیا برداشت علمای ادیان از متون دینی صحیح است؟

 

تکامل حیات نیز از طریق اثراتی نظیر فسیل ها، شواهد ژنتیکی وکالبد‌شناسی تطبیقی تأیید شده است؛ درقسمت بعدی این مقاله به دو سؤالی که نویسنده ازسید احمدالحسن (ع) پرسیده است پاسخ خواهیم داد.

فرگشت، نظریۀ تأییدشده‌ای است که برای توضیح چگونگی سیر حیات طی چهار میلیارد سال بر روی زمین مطرح شده است و هم‌اکنون معتبرترین نظریه برای توضیح شکل‌گیری تنوع گونه‌هاست. اینکه چرا علمای ادیان و اتباع راضی‌به‌جهل آنان با این نظریه مخالفت می‌کنند، ریشه در تفاسیر علمای ادیان از متون دینی دارد؛ اما آیا واقعاً همان‌طور که آنان می‌گویند فرگشت با متون دینی در تضاد است؟ آیا برداشت علمای ادیان از متون دینی صحیح است؟

در قسمت قبلی این مقاله به این موضوع پرداختیم که مفهوم فرضیه، نظریه و قانون در روش علمی چیست و آیا فرگشت یک نظریه تأیید‌شده است؟

در این قسمت بررسی می‌کنیم که چه شواهدی از نظریۀ تکامل پشتیبانی می‌کنند و به شرح و توضیح مهم‌ترین شواهد،یعنی شواهد ژنتیکی خواهیم پرداخت.

نویسندۀ مقاله در صفحۀ ده مقاله‌اش شواهد تأیید‌کنندۀ تکامل را در سه دلیل زیر منحصر می‌داند:

  1. فسیل‌ها (دیرین‌شناسی)
  2. تشریح مقایسه‌ای
  3. جنین‌شناسی

این در حالی است که وی، شواهد ژنتیکی را که از مهم‌ترین تأییدکننده‌های تکامل حیات است، نادیده گرفته است!

امروزه، ما می‌توانیم هم‌زمان با ادامۀ پیشرفت دانش زیست‌شناسی در زمینه‌های گوناگون، وقوع رخداد تکامل را با دلایل و شواهد بیشتری به اثبات برسانیم.

بخشی از این مدارک که اینک به آن‌ها می‌پردازیم، شامل مشاهده‌هایی از علم تشریح مقایسه‌ای، علم رده‌بندی، ذخایر فسیلی، جنین‌شناسی مقایسه‌ای، جغرافیای زیستی و زیست‌شناسی مولکولی است. [۱]

علم تکامل، با استفاده از یافته‌های سایر علوم از جمله ژنتیک، بیولوژی سلولی و مولکولی، اکولوژی، جنین‌شناسی، آناتومی، فیزیولوژی، فسیل‌شناسی، رفتارشناسی، بیوسیستماتیک، بیوشیمی، بافت‌شناسی و حتی انگل‌شناسی و… امکان دسترسی به ریشه‌ها و اجداد موجودات زنده را فراهم می‌کند و رابطه و خویشاوندی آن‌ها را بررسی و شرح می‌دهد. [۲]

روشن نیست نویسندۀ مقاله با چه انگیزه‌ای شواهد ژنتیکی را که از مهم‌ترین و قوی‌ترین دلایل تأییدکنندۀ تکامل حیات است، ذکر نمی‌کند؟!

یکی دیگر از شواهد مهم تأییدکنندۀ تکامل حیات، مدارک ناشی از هم‌ساختی (همولوژی) است.

در زیست‌شناسی، مفهوم همولوژی به شباهت‌های بنیادینی اتلاق می‌شود که خود به دلیل برخورداری از نیایی مشترک به وجود آمده‌اند. در نقش یک محصول تکاملی، همولوژی را می‌توان در گونه‌های مختلف مشاهده کرد.

به دنبال تکامل واگرا (هنگامی که زاده‌های یک گونۀ نیایی به زیست‌محیط‌های متنوع روی می‌آورند، و به سازش‌های متفاوتی می‌رسند) هم‌ساخت‌هایی، نظیر انواع تشریحی، تکوینی، مولکولی و ژنتیکی بروز می‌یابند. [۳]

اگر بنا بود دلایل تأییدکنندۀ تکامل در سه بخش خلاصه شود، باید به سه بخش «شواهد فسیلی، تشریح مقایسه‌ای و شواهد ژنتیکی» تقسیم می‌شد؛ اما معلوم نیست چه‌چیزی نویسنده را واداشته است از اشاره به این موضوع مهم خودداری و صرفاً شواهد را به‌صورت ناقص مطرح ‌کند!

لازم به ذکر است آنچه تکامل حیات را امری مسلم می‌کند، وجود سه رکن تمایز، انتخاب طبیعی و تولیدمثل در حیاتِ زمینی است. اگر این سه رکن وجود داشته باشند تکامل حیات، پدیده‌ای قطعی خواهد بود.

نویسندۀ مقاله در صفحۀ ده، مطلبی را نقل می‌کند:

اثبات فرضیه تکامل و تبدیل آن از صورت یک فرضیه به یک قانون علمی و قطعی، باید از طریق دلیل عقلی یا از طریق آزمایش و حس و تجربه بوده باشد […] از سوی دیگر دست تجربه و آزمایش از مسائلی که ریشه‌های آن در میلیون‌ها سال قبل نهفته است کوتاه است!.

پاسخ: اولاً در متد علمی، فرضیه و نظریه به قانون تبدیل نمی‌شوند و قوانین علمی نیز قطعی نیستند و به‌ندرت ممکن است تغییر و چه‌بسا رد شوند.

«فقط به این دلیل که یک ایده، یک قانون است، به این معنا نیست که از طریق تحقیقات علمی در آینده نمی‌تواند تغییر یابد.

استفاده از کلمۀ «قانون» توسط ناپلئون و دانشمندان متفاوت است. هنگامی که اکثر مردم دربارۀ یک قانون صحبت می‌کنند، به معنی چیزی است که مطلق است.

قانون علمی بسیار انعطاف‌پذیر است. با توجه به تعریف دانشگاه کالیفرنیا، یک قانون علمی می‌تواند استثنا داشته باشد، به‌طورکلی رد شود یا در طول زمان تکمیل گردد.»

کوپینگر می‌گوید: «یک دانشمند خوب کسی است که همیشه این سؤال را مطرح می‌کند، چگونه می‌توانم نشان بدهم که اشتباه کرده‌ام؟» او می‌گوید: در مواردی مثل قانون جاذبه یا قانون جور‌شدن مستقل ژن‌ها، آزمون‌های پی‌‌در‌‌پی باعث «پیچ خوردن» این قوانین شدند و تعدادی استثنا به وجود آمدند؛ به‌عنوان مثال، قانون گرانش نیوتن در سطح کوانتومی (زیر اتمی) فرومی‌ریزد. قانون جور‌شدن مستقل ژن‌های مندل، در زمانی‌که صفات روی یک کروموزوم پیوند خورده‌اند، درست کار نمی‌کند. [۴]

قوانین علمی با قوانین سیاسی تفاوت دارند. قوانین سیاسی تجویزی هستند و چگونگی رفتار ما را تعیین می‌کنند، درحالی‌که قوانین علمی توصیفی‌اند. و قوانین علمی، رفتار طبیعت را آن‌گونه که هست توصیف می‌کنند، نه آن‌گونه که باید باشد؛ در نتیجه قانون و فرضیه و همچنین نظریه، ابطال‌پذیرند؛ هرچند با مشاهده‌ها و آزمایش‌های بسیار زیادی، تأیید شده ‌باشند.

و نیز امکان مشاهدۀ مستقیم بسیار از واقعیت‌های علمی وجود ندارد و از طریق اثرات، وجودشان تصدیق می‌شود؛ مانند گرانش، ماده سیاه، مهبانگ و… .

«کارکرد اولیه و اصلی علم، نشان‌دادن وجود پدیده‌هایی است که به‌صورت مستقیم نمی‌توان آن‌ها را مشاهده کرد. نیازی نیست که علم، چیزهایی را که با چشم خود می‌توانیم ببینیم، به ما نشان دهد.

مشاهدۀ مستقیم نه‌تنها در علم لازم نیست، بلکه در مسائل متعددی، مشاهدۀ مستقیم غیرممکن است. برای مثال، خیلی از کشفیات مهم علم از مشاهده‌های غیرمستقیم استنتاج شده‌اند… . هیچ‌کس تاکنون به‌طور مستقیم الکترون را مشاهده

نکرده‌ است، هم‌‌جوشی داخل ستاره‌ها، امواج رادیویی، آنتروپی یا گردش زمین به دور خورشید، همۀ این‌ها واقعیت علمی هستند.» [۵]

«همچنین NAS، واقعیت (فکت) را به‌عنوان مشاهده‌ای تعریف می‌کند که بارها تأیید شده باشد و برای همۀ اهداف عملی، روشی صحیح و پذیرفتنی باشد. ثبت فسیل و سایر شواهد نشان می‌دهد که موجودات در طول زمان تکامل یافته‌اند؛ گرچه هیچ‌کس این تحولات را مشاهده نکرده ‌است. شواهد غیرمستقیمِ بدون ابهام و قانع‌کننده‌ای دال بر صحت آن وجود دارد. همه اغلب بر شواهد غیرمستقیم متکی هستند. فیزیک‌دانان نمی‌توانند به‌صورت مستقیم ذرات ریز اتمی را ببینند؛ بنابراین موجودیت این ذرات را از طریق مشاهدۀ مسیرهای مشخص ذرات خارج‌شده از اتاقک ابر (cloud chambers) [6] تأیید می‌کنند. نبودِ مشاهده‌های مستقیم بر قطعیت نتیجه‌گیری‌های فیزیک‌دانان اثر منفی ندارد.» [۷]

در این زمینه ابراهیم ویکتوری [۸] نویسندۀ کتاب شگفتی‌های جهان می‌گوید:

«واقعیتِ علمی، یعنی آن چیزی که وجود دارد و ما می‌توانیم یا آن را ببینیم یا اینکه لمسش کنیم یا اینکه مهم‌تر از آن‌ها، اثرش را ببینیم.

ممکن است چیزی وجود دارد، ولی با یک صورتی است که ما نمی‌توانیم ببینیم؛ مثلاً ماده نیست که ما بتوانیم ببینیم یا نمی‌تواند نوری را از خودش ساطع، یا منعکس کند… .

از نظر علمی هیچ چیزی وجود ندارد، مگر اینکه دیده یا لمس شود یا اینکه اثرش را ببینیم که بهترین مثال اثر، جاذبه است، مانند راه‌رفتن بر روی زمین که اثری برای جاذبه است.» [۹]

 

اما به‌طور کلی در علم برای تأیید یک واقعیت (فکت) دو روش وجود دارد:

روش اول این است که آن را از طریق دیدن، کشف کنیم و به وجودش پی ببریم؛ برای مثال ما با دیدن یک سیب به وجود آن پی می‌بریم. به‌طور کلی با حواسمان می‌توانیم به وجود پدیده‌ها و واقعیت‌های اطرافمان پی ببریم.

روش دوم این است که به وجود برخی چیزها به‌صورت مستقیم نمی‌توانیم پی ببریم؛ زیرا نمی‌توانیم آن‌ها را مشاهده و لمس کنیم یا با محدودیت‌هایی مواجه هستیم؛ اما اثرات آن‌ها را می‌توانیم مشاهده کنیم و از طریق این اثرات، به وجودشان پی ببریم.

تکامل حیات نیز از طریق اثراتی نظیر فسیل‌ها، شواهد ژنتیکی و کالبد‌شناسی تطبیقی تأیید شده است؛ پس کسی که منتظر است فیلم تکامل چهار میلیارد سال قبل را به وی نشان دهیم تا این واقعیت را تأیید کند، کافی است به او بگوییم نیروی گرانش و عقل را از این طریق به ما نشان دهد!

نویسنده با چنین درخواستی و اکتفا‌نکردن به اثرات، به طریق اولی، وجود خداوند را زیر سؤال می‌برد؛ زیرا خداوند، شاهدی غایب است که از طریق اثرات وجودش تصدیق می‌شود.

البته شایان‌ذکر است که اصل دلیل اثبات واقعیت تکامل، وجود سه رکن «جهش‌های ژنی»، «انتخاب طبیعی» و «تولید مثل» است که وجود این سه رکن باعث تکامل حیات می‌شود و با انباشته شدن تغییرات حاصل در تکامل خُرد، تکامل کلان رخ می‌دهد؛ و قرائن و اثراتی نظیر فسیل‌ها، کالبدشکافی تطبیقی و شواهد ژنتیکی مؤید فرآیند تکامل حیات بر روی سیاره زمین هستند.

در صفحۀ یازده مقاله در ادامۀ نقلی که آورده، آمده است:

هیچ کس تاکنون جهشی ندیده است، که دگرگونی مهمی در اعضای اصلی بدن یک حیوان ایجاد کند و یا نوعی را به نوع دیگر مبدل سازد.

 

پاسخ این است که هیچ‌وقت یک جهش باعث تبدیل گونه‌ای به گونۀ دیگر یا پیدایش عضوی جدید نمی‌شود؛ بلکه از انباشت جهش‌های ژنتیکی که توسط انتخاب طبیعی تثبیت شده‌اند، به‌مرور زمان، صفات جدیدی در جاندار ایجاد می‌شود و ژنوتیپ و فنوتیپ او تا جایی تغییر می‌کند که قابلیت تولید‌مثل با گونۀ قبلی را ندارند؛ در این صورت، گونۀ جدید شکل گرفته است.

در نتیجه اینکه فردی منتظر مشاهدۀ جهشی باشد که ماهی را انسان کند! نشان از درک سطحی وی از نظریۀ تکامل دارد.

در قسمت بعدی این مقاله به دو سؤالی که نویسنده از احمدالحسن پرسیده است پاسخ خواهیم داد.

——————-
[۱]. دکتر هنگامه علی‌بیک، تکامل موجودات زنده، ص۴۱.

  1. ۲. دکتر کاظم پریور، دکتر محمد نبیونی، تکامل زیستی، ص‌۸ و ۹.
  2. ۳. دکتر سید عبدالحمید انگجی، دکتر هنگامه علی‌بیک، گذری بر سیر تکاملی موجودات زنده، ص۱۵.
  3. ۴. لینک منبع
  4. ۵. لینک منبع

۶ . اتاقک ابر، وسیله‌ای است که فیزیک‌دانان فیزیک هسته‌ای، از آن برای تشخیص و مطالعۀ ذرات بنیادی، از میان ذرات بی‌شمار قابل‌کشف استفاده می‌کنند. این ذرات عبارت‌اند از: ذرات آلفا، پروتون‌ها، الکترون‌ها، پوزیترون‌ها و انواع مختلفی از مزون‌ها.

  1. ۷. لینک منبع
  2. پژوهشگر فضایی، نویسنده و برنامه‌ساز تلویزیونی است و عضو انجمن موشکی آمریکا، جامعه فیزیک آمریکا، جامعه فضانوردی آمریکا و انجمن سیگما سای بوده است.

لینک منبع 

  1. ۹.لینک مرتبط

 

همچنین ببینید

یکی‌ از مسائل‌ اساسی‌ برای‌ انسان، مسئلۀ‌ وجود خداوند یا خالق است. اعتقاد د‌اشتن یا بی‌اعتقادی‌ به‌ خالق، در زندگی‌ انسان، بسیار نقش‌آفرین‌ است. بخشی از کتاب توهم بی خدایی (سید احمد الحسن یمانی)

مشاهده نکردن چیزى،نفى‌کنندۀ وجود آن نیست. قسمت اول

مقدمۀ کوتاه: مشاهده نکردن چیزى،نفى‌کنندۀ وجود آن نیست. یکی‌ از مسائل‌ اساسی‌ برای‌ انسان، مسئلۀ‌ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *