خانه > توهم بی‌خدایی > این‌گونه متولد شدم

این‌گونه متولد شدم

افرادی که حامی تمایلات جنسی هم‌جنس‌گرایانه هستند، معتقدند این تمایلات در برخی افراد طبیعی و جبری است؛ ازاین‌رو آن‌ها چاره‌ای جز تن‌دادن به این نوع تمایلات و روابط ندارند.

اما این تعبیر، صرفاً ادعایی است که برخی از خداناباوران و مخالفان دین بیان می‌کنند و هیچ مدرک و توضیح علمی موجهی برای آن ندارند؛ زیرا تاکنون هیچ عامل ژنتیکی وراثتی برای هم‌جنس‌گرایی اثبات نشده‌ و حتی هورمون‌ها نیز به‌عنوان علت پشت پردۀ هم‌جنس‌گرایی معرفی نشده‌اند.

از طرف دیگر واضح است که تمایلات هم‌جنس‌گرایی ارادی و غیرجبری بوده و مضاف بر آن، بسیاری بوده‌اند که چنین تمایلاتی داشته‌اند اما درمان شدند و این عادت غیرطبیعی و انحراف جنسی را کنار گذاشته‌اند.

دکتر علاء سالم چنین می‌نویسند:
«پژوهش‌های علمی که دانشمندان وراثت، ژنتیک، اعصاب و روان و جامعه‌شناسان انجام داده‌اند ـ‌و برخی از آن‌ها عرضه شد‌‌ـ به هیچ دلیل علمی محکم و مطمئنی برای اثبات وجود ارتباط میان ژن‌ها و هم‌جنس‌گرایی منجر نشده است.

آیا اشخاص دیگر ـ‌مثل دکتر داوکینز، به‌عنوان مثال‌ـ توانسته‌اند چنین قضیه‌ای را به اثبات برسانند؟ به‌خصوص اینکه او از دانشمندان بزرگ زیست‌شناسیِ تکاملی است و به داشتن گرایش‌های الحادی و تأییدِ هم‌جنس‌گرایی، معروف و شناخته‌شده است؟» [۱]

بنابراین همچنان این سؤالات پیش روی طرفداران و مدافعان هم‌جنس‌گرایی وجود دارد:


آیا دانشمندان ـ‌به‌خصوص دانشمندان ملحد و کسانی که هم‌جنس‌گرایی را به‌عنوان رفتاری طبیعی تأیید می‌کنند‌ـ در عمل، به عاملِ ژنتیکیِ هم‌جنس‌گرایی دست یافته‌اند؟

یا نتوانسته‌اند چنین عاملی را کشف کنند و در نتیجه داستان‌پردازی آن‌ها برای ایراد واردکردن به خدا و دین الهی، ناکامل است و هرگز کامل نخواهد شد؛ حتی اگر به ژن مدنظرشان دست یابند؟ اگر ژنی برای هم‌جنس‌گرایی شناسایی شده، نامش و جایگاهش در ساختار ژنتیکی چیست؟ توسط چه دانشمندی کشف شده؟ و …

برای یافتن پاسخ سؤالات فوق مطالعۀ ترجمۀ فارسی پژوهش «هم‌جنس‌گرایی؛ پژوهشی در خصوص علل ماورایی در انسان»، به قلم دکتر علاء سالم را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

پی‌نوشت:

[۱] هم‌جنس‌گرایی؛ پژوهشی در خصوص علل ماورایی در انسان، دکتر علاء سالم، ص۲۶.

قسمت اول
قسمت دوم

همچنین ببینید

فکر الحادی، چیز جدیدی اضافه بر فلسفه نیست؛ بلکه اساساً سِرّ شکل‌گیری فلسفه است؛ پس فلسفه اگر بخواهد تعریف شود، همان عبادت من و أنانیت است و در برابر همان دینی قرار می‌گیرد که اساسش بر عبادت آن معبود منزه بود.

خداناباوری رویکردی فلسفی است یا علمی؟

برای فلسفه امکان ندارد تا در هر میدانی که اندیشه در آن مداخله دارد، ورود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *