عقاید یمانی

«حاکمیت مردم و یزید» یا «حاکمیت خداوند و حسین (ع)»

 

حاکمیت مردم چیست؟

 

ای صاحبان خِرد !  ای عاقلان! دقت کنید…
حاکمیت مردم و یزید، یک چیز است.
حاکمیت مردم و یزید، یک چیز است؛
و همچنین حاکمیت خداوند و حسین(ع) یک چیز.

فردی که پرچم حاکمیت مردم را به دوش بگیرد و به آن ایمان بیاورد و به آن عمل کند، حتما و قطعا با یزید است و تا نخاع (تا نهایت وجودش) یزیدی است! هر چند حسین (ع) را هر روز زیارت کند و هر چند زندگی اش را در حال گریه بر مصیبت حسین (ع) بگذراند. (سید احمد الحسن – خطبه محرم)

سید احمد الحسن در کتاب حاکمیت خدا، نه حاکمیت مردم میفرمایند:

 

امروزه بیشتر نظام های دیکتاتوری و فاشیستی حاکم ادعا میکنند که دارای نظام دموکراسی هستند و برای اثبات آن نظرسنجی ها و تجدید میثاق ها و انتخابات صوری برگزار میکنند. تا جایی که امروز حتی مذاهب فکری دینی در حال ریسیدن روش های منوکراتیک هستند و بزرگان این مذاهب ادعای دموکراسی دارند.

امروز روش و آیینی را نمی بینم که با دلیل پنجه در پنجه ی ادله ی دموکراسی بیندازد و طرز فکری دقیق و محکمی مطرح کند که شایسته ی پیروی کردن باشد مگر مذهب و روش مصلح منتظر که در دین یهود تمثیل آن ایلیا و در مسیحیت عیسی و در اسلام مصلح منتظر مهدی است.

مهم این است که عموم مردم باید از پیروی علمای بی عمل دوری کنند, زیرا آنان به حاکمیت مردم, انتخابات و دموکراسی که آمریکا (دجال اکبر) آورده است معتقدند و به آن اقرار میکنند. آیا بر کسی پوشیده است که تمامی ادیان الهی بر حاکمیت خدا و نپذیرفتن حاکمیت مردم تصریح دارد؟ اینان همان فقهای آخر الزمانی اند که با امام مهدی به نبرد بر میخیزند, پس آیا برای کسی که از اینان پیروی میکند حجت و دلیلی باقی میماند؟ 

آیا یهودیان به ایلیا میگویند: برگرد چون ما انتخابات و دموکراسی داریم و این از انتخاب الهی , برتر و والاتر است؟

آیا مسیحیان به عیسی میگویند: ای کسی که بر الاغ سوار میشود و ای کسی که لباس های پشمین میپوشی, کم میخوری و در دنیا زاهد و بی رغبتی, برگرد که ما روسای برگزیده ای داریم که از تمام دنیا چه حلال و چه حرامش بهره میبرند و آنها با خواست ها و تمایلات نفسانی ما موافق و سازگار است؟

آیا مسلمانان به ویژه شیعیان به امام مهدی خواهند گفت: برگرد ای پسر فاطمه , چون فقهای ما بهترین راه حل را که همان دموکراسی و انتخابات است پیدا کرده اند؟ و آیا مقلدان این فقها به امام مهدی خواهند گفت: به راستی که برای فقهای ما روشن شده است که حق با شورا و سقیفه و انتخابات بوده است؟

ما شیعیان به عمر بن خطاب اعتراض میکنیم که او معتقد به شورا و انتخابات بود, درحالی که شما فقهای آخر الزمان به شورا و انتخابات تصریح میکنید و اقراردارید , این دو وضعیت چه تفاوتی با هم دارند؟

کاربر2

Recent Posts

گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسای مسیح (قسمت سوم)

عیسی به آمدن مدعیان دروغین بسیاری هشدار داده است، اما نگفته هر مدعیِ پس‌از او…

2 سال ago

مدعیان خیر

مصیبت برتر قسمت دوم به قلم: نازنین زینب احمدی مقدمه در بخش پیشین این مجموعه،…

2 سال ago

آیا معجزه راه ثابت شناخت فرستادگان الهی است؟

 گفت‌وگوی داستانی دربارۀ دعوت فرستادۀ عیسای مسیح (قسمت دوم) به قلم: متیاس الیاس از پیشنهادِ…

2 سال ago

آیا فرگشت یک هدف کلان دارد؟

به قلم: شیث کشاورز   امروزه نظریه تکامل (فرگشت) نظریه‌ای است که در جامعۀ علمی،…

2 سال ago

پاسخ به اتهام فرصت‌طلبیِ پیامبر(ص) و یادگیری ایشان از اهل کتاب

پاسخ به تئوفان اعتراف‌کننده | قسمت چهارم به قلم: ارمیا خطیب • پیشگفتار در قسمت…

2 سال ago

«رؤیا» دریچه‌ای به‌سوی ملکوت

وظیفۀ مؤمنان در قبال رؤیا در پیشگاه فرستادۀ الهی به قلم: نوردخت مهدوی مقدمه رؤیا،…

2 سال ago