خانه > توهم بی‌خدایی > آیا دلیل معقول برای پذیرش قانون ازدواج همجنس‌گرایان وجود دارد؟!

آیا دلیل معقول برای پذیرش قانون ازدواج همجنس‌گرایان وجود دارد؟!

مسئلۀ بسیار مهمی که وجود دارد آن است که دلیل واضعان « قانون ازدواج همجنس‌گرایان » چیست؟ چرا از وضع قانون مخالفت با آن امتناع کرده و این فعل غیرطبیعی را مشروع می‌دانند؟!

همان طور که در پژوهش دکتر علاء سالم مشخص شده است هیچ دلیل ژنتیکی برای پذیرش طبیعی‌بودن میل به جنس موافق وجود ندارد و عمده دلیل سیاسیون غربی، مشاهدۀ چنین فعلی ( همجنس‌گرایی ) در برخی حیوانات است؛ که در ادامه پاسخ سید احمدالحسن به این استدلال را ارائه خواهیم کرد.

سید احمدالحسن می‌نویسند:
«ناهنجاری جنسی ـ‌تنها به این دلیل که حیوانات دیگر نیز آن را انجام می‌دهند‌ـ مسئله‌ای طبیعی نیست؛ بلکه حالتی ناهنجار و خارج‌شدن از طبیعتِ چیره‌شده بر بدنِ موجودِ زنده محسوب می‌شود و وضع‌ قوانینی که بازدارنده از این انحراف باشد و فرد را محدود کند، امری است طبیعی نه برعکس!
اما متأسفانه این بهانه ـ‌که ناهنجاری جنسی، صفتی موجود و شایع در ویژگی‌های حیوانی است‌ـ برای قانع‌کردن برخی سیاست‌مداران در بریتانیا و فرانسه ـ‌که بیشتر آن‌ها اطلاعی از زیست‌شناسی تکاملی ندارند‌ـ به خدمت گرفته شد تا قوانین مربوط به ازدواج همجنس‌گرا‌یان رایج شود.

حقیقتِ علمی این است که ما و دیگر حیواناتی که بدنشان تنها به یک سیستم تناسلی اختصاص دارد، در طول زندگی خود از نظر جنسی به‌طور کامل تخصصی می‌شویم و تلاش برخی افراد برای انجام کارهای ناهنجار و منحرف، این انحراف را به‌صورت امری طبیعی توجیه نمی‌کند؛ بلکه این انحراف، وضعیت خروج از طبیعت جسمانی و فیزیولوژیکی محسوب می‌شود.
موجود زنده ـ‌به‌خصوص موجود هوشمندی مثل انسان‌ـ می‌تواند از این انحراف به‌آسانی جلوگیری کند. به همین دلیل درست آن است که قوانینی وضع شود که از این انحراف جلوگیری و به دورشدن از این انحراف کمک کند نه ـ‌برعکس‌ـ آن‌گونه که ـ‌با تأسف بسیار‌ـ امروز شاهدش هستیم؛ تا آنجا که اخباری که پشتِ‌سرهم می‌رسد حاکی از تصویب ازدواج همجنس‌گرا‌یان توسط حکومت‌هاست.»[۱]

و در این موضوع دکترعلاء سالم می‌نویسند:


« عاملی که باعث همجنس‌گرایی در انسان می‌شود ـ‌عاملی که سید احمدالحسن در کلام خود از آن پرده برداشته است‌ـ دقیقاً بر حیواناتی که اقدام به همجنس‌گرایی می‌کنند نیز انطباق دارد و در نتیجه مجالی برای درنظرگرفتن همجنس‌گرایی در حیوانات، به‌عنوان دلیلی برای پذیرش آن در انسان وجود ندارد؛


بنابراین آنچه پارلمان‌ برخی دولت‌های بزرگ مانند فرانسه و انگلستان و دیگران، برای قانونمندکردن ازدواج دو همجنس ( ازدواج همجنس گرایان ) با استناد به این برهان‌ـ انجام می‌دهند، نشان‌دهندۀ جهل و نادانی اکثر سیاست‌مدارانِ آن‌ها از علم زیست‌شناسیِ تکاملی است و نه هیچ‌چیز دیگر».[۲]

و دکتر علاء این استدلال سیاست‌مداران غربی را در جایی دیگر چنین پاسخ می‌دهند:
«از نظر علمی ـ‌بر اساس داده‌های پژوهش‌ها و تحقیقات مطرح‌شدۀ امروزی[۳]‌ـ رفتار جنسیِ همجنس‌گرایانه فقط در انسان‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه این رفتاری است که در حیوانات نیز ـ‌با نسبت‌های مختلف‌ـ شیوع دارد.
میمون‌های بونوبو، ماکاک، دلفین‌ها، مرغابی سیاه، شیر، کرکس و دیگر حیوانات، رفتارهای همجنس‌گرایانه‌شان به ثبت رسیده است؛ چه این رفتار، رفتاری نادر و ناهنجار در زندگی برخی از آن‌ها بوده باشد یا تبدیل به بخشی عادی از زندگی برخی دیگر شده باشد؛
کما اینکه این وضعیت در گوسفندان محلی اهلی به همین صورت است؛ به‌طوری که ملاحظه شده است حدود ۸% حیوانات مذکر ـ‌در طول حیات خود‌ـ ارتباط با حیوان مذکر دیگر را ـ‌با وجود حضور حیوان مؤنث‌ـ ترجیح می‌دهند. این نوع همجنس‌گرایی‌ در انسان نیز دیده می‌شود.

این شگفت‌آور نیست؛ شگفت آن است که تمایل برخی حیوانات به همجنس‌گرایی، به‌عنوان دلیل و توجیهی برای برشمردن همجنس‌گرایی در بشر به‌عنوان حالتی طبیعی و انتخاب جنسیِ مشروع قلمداد شود!

و درست آن است که مقایسۀ رفتار حیوانی با انسان، مطلقاً اشتباه است. انتظار نمی‌رود هر رفتاری را که برخی حیوانات به آن رو می‌کنند انسان عاقل هم انجام بدهد؛ ولی معتقد نیستم این دیدگاه از نظر علمی ـ‌از نظر ملحدان‌ـ کافی باشد تا اساس مقایسه‌ای را که منظور از آن، توجیه همجنس‌گرایی در انسان است مردود سازد؛ ازاین‌رو روش دیگری را برای رد این توجیه خواهم آورد؛ پس می‌گویم:

اول:
برخی پژوهش‌ها وجودِ انگیزه‌ها و محرک‌های فراوانی را فرض گرفته‌اند که در ورای تمایل برخی حیوانات به‌سوی همجنس‌گرایی وجود دارد؛ مثل اعلام سیطره و تسلط بر حیوانات نر دیگر، جلب‌توجه ماده‌ها، و دیگر مسائل مشابه. در اینجا درصدد ارزشیابی این فرضیات نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم اشاره‌ای داشته باشیم به اینکه این رفتار ـ‌به هر صورتی که شکل گرفته باشد‌ـ
پرسش دربارۀ اصل و سببی که حیوان را به این رفتار منحرف سوق می‌دهد ملغی نمی‌کند. بله، شاید بتوان آن را از جمله چیزهایی تصور کرد که شرایط و زمینه‌ای مساعدتر را برای بروز همجنس‌گرایی در حیوانات فراهم می‌کند؛ پس نقش آن کاملاً همانند نقش عوامل اجتماعی و محیطی است که در خصوص همجنس‌گرایی انسان، درباره‌اش سخن به میان آمد.

دوم:
دانشمندان تا به امروز نتوانسته‌اند «ژن» مشخص و معینی را تعیین کنند که سبب همجنس‌گرایی در حیوانات بوده باشد؛ درست مثل معین‌نکردن «ژن» همجنس‌گرایی در انسان؛ چراکه انتخاب طبیعی ـ‌همان طور که پیش‌تر گفتم‌ـ مسئولیت ازبین‌بردن چنین ژنی را (به‌فرض اینکه وجود داشته باشد) بر عهده خواهد داشت و اجازۀ انتقال آن را به نسل‌های بعدی نمی‌دهد؛
به‌خصوص در حیواناتی که به‌صورت دائم در طول زندگی خود به همجنس‌گرایی می‌پردازند؛ این مسئله‌ای است که نظریۀ تکامل به‌روشنی لازم می‌گرداند؛ اما تلاش برخی افراد برای پاسخ‌دادن به این پرسش با این گمان که حیوان «همجنس‌گرا» همیشه برای انتقال ژن‌های خود تلاش نمی‌کند، ولی از خویشاوندان خود که همان ژن‌ها را در خود دارند بهره می‌برد،[۴] صرفاً یک فرضیه است و دلیلی برایش وجود ندارد.

به این ترتیب مشخص می‌شود که برهان‌آوردن برای همجنس‌گرایی و مشروعیت‌بخشیدن به آن در انسان، به‌دلیل وجودداشتنش در حیوانات، درست مانند بازگرداندن علت یک مجهول به مجهول دیگری همانند خودش است و نه چیزی دیگر!» [۵]

پی‌نوشت:

  1. علاء سالم، همجنـس‌گـرایی؛ پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان، ترجمۀ فارسی، ص ۷۷؛ به نقل از: سید احمدالحسن، پیک صفحه، ص۲۵۰ تا ۲۵۲.

۲. علاء سالم، همجنـس‌گـرایی؛ پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان، ترجمۀ فارسی، ص۷۳.۳

۳. به‌عنوان مثال مراجعه شود به: آیا حیوانات همجنس گرایی وجود دارد؟
۴.منبع قبلی.
۵.علاء سالم، همجنـس‌گـرایی؛ پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان، ترجمۀ فارسی، ص۶۶ الی ۶۸.

همچنین ببینید

فکر الحادی، چیز جدیدی اضافه بر فلسفه نیست؛ بلکه اساساً سِرّ شکل‌گیری فلسفه است؛ پس فلسفه اگر بخواهد تعریف شود، همان عبادت من و أنانیت است و در برابر همان دینی قرار می‌گیرد که اساسش بر عبادت آن معبود منزه بود.

خداناباوری رویکردی فلسفی است یا علمی؟

برای فلسفه امکان ندارد تا در هر میدانی که اندیشه در آن مداخله دارد، ورود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *