آخرین خبرها
خانه > جستجوی تمدن > اجتماعی > تنبیه جسمی ، کودک آزاری پنهان

تنبیه جسمی ، کودک آزاری پنهان

اصلاح و تربیت همواره مسیری حساس و مهم است؛ مخصوصاً اگر در مواجه با کودکان باشد. راه‌های بسیاری برای رسیدن به این هدف وجود دارد که از گذرگاه‌های علمی و با پشت‌سر‌گذشتن ندانم‌کاری‌های بشری به قله‌های آگاهی دست یافته است. بااین‌حال آیا هنوز بر همگان واضح نشده است که تنبیه کودکان در جهت تربیتی، امری غیر‌انسانی و غیر‌کار‌آمد است؟

صحیح این است که اززدن کودک اجتناب شود؛ولی باید اورا به صحیح و غلط، توجیه و آگاه و راهنمایی کرد؛امادربارۀ آموزش،کودک از زمانی که پابه زندگی می‌گذاردازوالدین ومحیطش می‌آموزد.پس بازداشتن اوازآموختن اموری معین،در سنی معین ـ‌درحالی‌که اوآمادگی وتوانایی تحصیلِ علمیِ آن موادعلمی درمدرسه رادارد‌ـ سفیهانه است. سید احمدالحسن (ع)

کودک آزاری جسمی که تنبیه بدنی از شاخه‌های آن است، رفتاری است که عوامل متعددی در بروز آن دخالت دارند. بخشی از این عوامل را فاکتورهای محیطی و خانوادگی (وضعیت روانی والدین، مشکلات اقتصادی، درگیری‌های خانوادگی و…) تشکیل داده و بخشی نیز به خود کودک (مسائل جسمی و روانی آن‌ها) مربوط می‌شود.

 

در تنبیه جسمی نه‌تنها آزار جسمی کودک مطرح می‌شود، بلکه تبعات روانی و خسارت‌های تربیتی نیز آزاری دیگر برای آینده کودک است. بسیاری از والدین بر این باورند که کودکان را باید به‌کمک تنبیه بدنی تربیت کرد. این به معنای این است که تنبیه بدنی را نه‌تنها یک کودک‌آزاری تلقی نمی‌کنند بلکه آن را روشی تربیتی نیز می‌دانند؛ اما آیا این عملکردی علمی و صحیح برای مقابله با چالش‌های پیش‌ رو در مسیر آموزش و تربیت کودک است؟

فرهنگ نادرست تنبیه بدنى و… ریشه در نا‌آگاهی از راه‌های معقول تربیتى دارد.

کودک باید در پناه حمایت پایدار نهاد اجتماعى خانواده قرار گیرد و امروزه جایى براى غفلت از این امر خطیر وجود ندارد. والدین امروز باید به این نتیجه برسند که بزرگ‌ترین و شایسته‌ترین راه برای تربیت فرزندشان، الگوسازی مناسب است. کودک، آینۀ خانواده است؛ اگر خود را اصلاح کنند به‌طبع کودک نیز اصلاح خواهد شد؛ در نتیجه با ورود کودک به محیط خانواده همۀ افراد حاضر در خانواده باید به خود‌مراقبتی محکمی چنگ بزنند؛ به‌گونه‌ای که این خود مراقبتی‌ها نیز مانعی برای کودک‌آزاری جسمی خواهد بود. با توجه به اینکه اثرات تنبیه بدنی چرخه‌ای دائمی در زندگی افراد خواهد داشت، همیشه باید سعی کنیم الگوى واقعى باشیم و تا حد زیادی از بروز رفتار نامناسب و خشمگینانه اجتناب کنیم. با الگوسازی شایسته به‌جای تنبیه بدنی، در اصلاح و تربیت کودکان گام بزرگی برداشته خواهد شد.

دراین‌باره دین زیبای اسلام معارف و آموزه‌های بسیاری را در اختیار همگان قرار داده است که با مراجعه به آن‌ها می‌توانیم در پیمودن راه خوشبختی فرزندان جامعۀ خود شاهد کمک بسزایی باشیم. این وظیفۀ هر فرد از جامعه است که در مقابل کودک‌آزاری بایستد و به والدین خاطرنشان کند که کودک بیش از هر تنبیه بدنی نیازمند توضیح و الگوی مناسب است. در این راه توشۀ لطف پیشوایان الهی‌مان با ما همراه خواهد بود. آن‌هایی که بیش از هزار سال پیش، ما را به رفتار مناسب و دینی با فرزندانمان دعوت نموده‌اند.

 

آیا می‌دانید کودک آزاری چیست؟

کودک‌آزاری رفتاری است که در آن کودک توسط والدین و اطرافیان مورد سوءاستفاده‌های مختلف جسمی، جنسی و عاطفی یا غفلت قرار می‌گیرد. هر‌گونه آزار جسمی را که به‌طور عمد توسط مراقبان کودک یا والدین بر کودک اعمال شود کودک‌آزاری جسمانی می‌گویند.

 

کودک‌آزاری انواع دیگری نیز دارد و فقط به مسائل جسمانی و جنسی ختم نمی‌شود؛ مانند غفلت از نیازهای کودک به‌طوری‌که منجر به بروز اختلال در سلامتی یا رشد وی می‌شود و سوءاستفادۀ احساسی که این رفتار شامل طرد‌کردن، توهین‌کردن، نادیده‌گرفتن، منزوی‌کردن و وادار‌نمودن کودک به انجام رفتار نامناسب است و نیز رفتارهای خصمانه یا بی‌تفاوتی والدین نسبت به کودک که منجر به لطمه‌زدن به اعتمادبه‌نفس وی می‌شود. (بنا بر تعریف سازمان یونسکو از کودک‌آزاری)

 

بررسی‌ها نشان داده است مرتکبین کودک‌آزاری جسمی در ۷۵‌درصد مواقع والدین کودک (به‌خصوص مادر)، ۱۵‌درصد سایر وابستگان بوده‌اند و در ۱۰ درصد از موارد کودک‌آزاری جسمی، مرتکبین کسانی بودند که از کودک مراقبت می‌کنند (مانند پرستار کودک).

 

نبود قوانین مربوط به مراقبت از کودک، وجود خشونت‌های سازمان‌یافته (مثل جنگ، جرم و جنایت)، مقبولیت خشونت در سطح جامعه و ارائۀ آن در وسایل ارتباط‌جمعی، کاهش ارزش کودکان و نابرابری‌های اجتماعی از جمله عواملی است که خطر کودک‌آزاری را افزایش می‌دهد.

 

آیا می‌دانید تنبیه بدنی، نوعی کودک آزاری است؟

استفاده از تنبیه بدنی به‌منظور تربیت و کنترل کودکان از سالیان خیلی پیش در بسیاری از فرهنگ‌ها از جمله فرهنگ ما رسوخ کرده و والدین غالباً به‌منظور تنبیه کودکان خود آن‌ها را کتک‌ می‌زنند. در تعاریف امروزی کودک‌آزاری که تکیه دارد بر هرگونه آزار کودک با هر هدفی که باشد، به طبع تنبیه بدنی نیز یک کودک‌آزاری محسوب می‌شود. اغلب کتک‌زدن کودکان به دنبال خشم و عصبانیت والدین صورت می‌گیرد تا اینکه به‌عنوان وسیله‌ای برای کنترل کودکان از آن استفاده شود. قصد و نیت والدینی که کودکان خود را مورد آزار جسمی قرار می‌دهند عمدتاً ادب‌کردن آن‌هاست؛ لیکن با از‌دست‌دادن کنترل خود موجب ضرب‌وجرح کودک می‌شوند. شدت کودک‌آزاری جسمی می‌تواند از متوسط تا شدید و کشنده متغیر باشد. تنبیه بدنی حتی اگر در حد کم یا متوسط اما به‌صورت مداوم باشد، به یک رفتار غیرانسانی و غیراصولی تبدیل می‌شود که حتی می‌تواند در شاخه‌های کودک‌آزاری جسمی بررسی و برخورد شود.

بسیاری از خانواده‌ها تنبیه بدنی را روشی برای اصلاح تلقی می‌کنند، بدون آنکه از نتایج مخرب آن اطلاعی داشته باشند. آن‌ها نیاز دارند دراین‌باره آموزش ببینند. قوانین حاکم بر جامعه نیز دراین‌باره نقش بسزایی دارد. سیستم‌های آموزشی نیز باید به والدین اشاره کنند که تنبیه بدنی یک روش تربیتی شخصی نیست و اگر منجر به آسیب کودک شود جزو مسائل کودک‌آزاری محسوب می‌شود.

مهم‌ترین عامل تنبیه بدنی در والدین این است که آن‌ها گمان می‌کنند تنبیه بدنی نوعی روش تربیتی است.

مسئلۀ دیگر این است که احتمالاً آن‌ها در دوران کودکی، قربانی خشونت والدین خود بوده و تنبیه بدنی می‌شده‌اند؛ لذا این الگوی رفتاری را فراگرفته و در مورد کودکان خود نیز اعمال می‌کنند.

وجود سابقهٔ بیماری روانی یا جسمی در والدین، اعتیاد و ناتوانی در نگهداری و مراقبت از کودکان، همچنین تک سرپرستی و بارداری ناخواسته از جمله عواملی هستند که می‌توانند به‌عنوان عامل مستعد‌کنندۀ کودک‌آزاری جسمی مطرح شوند.

وضعیت اجتماعی‌اقتصادی پایین، شلوغ و پرجمعیت‌بودن خانواده، بروز استرس حاد، وجود سابقه خشونت و کودک‌آزاری در اعضای خانواده و منزوی‌بودن خانواده در اجتماع می‌تواند زمینه‌ساز تنبیه بدنی کودک باشد.

بعضی از کودکان با ویژگی‌های خاص، بیشتر در معرض تنبیه جسمی قرار می‌گیرند؛ مانند کودکان نارس، توان‌یاب ذهنی، توان‌یاب جسمی، کودکان پرتحرک و بیش‌فعال و کودکانی که زیاد از حد گریه می‌کنند، کودکان بهانه‌گیر و لجباز یا حتی کودکانی که نامشروع و ناخواسته و کودکانی که با جنسیت غیر دلخواه خانواده هستند.

 

تنبیه بدنی، یک روش تربیتی ناکارآمد است!

 

خانم «الیــــزابت تامســـون» از مرکز ملی کـــودکان فقیر در دانشگاه کلمبیا، اطلاعات گردآوری‌شده طی ۶۲ سال را موردبررسی قرار داد و دریافت که:

«هرقدر کـــودک بیشتــر تنبیه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بیشتر می‌شود. ضمناً چنین کــــودکی بیشتر رفتارهای نادرستی مثل دروغ‌گویی، حقه‌بازی و آزار و اذیت دیگـــران را از خود نشان خواهد داد.»

 

کودکان را نباید تنبیه بدنى کرد؛ زیرا تنبیه بدنى نه‌تنها مشکل را برطرف نمی‌کند، بلکه به کودک می‌آموزد که هم نسبت به خود احساس ناخوشایند داشته باشد و هم عزت‌نفس را از دست بدهد و در طولانی‌مدت در کودک احساس عجز، ناامیدى، افسردگى و پرخاشگرى را به وجود بیاورد و در ادامه کودکان را دربارۀ شناخت و تشخیص درست از غلط به‌اشتباه بیندازد.

تجربه‌ها و تحقیق‌ها نشان داده‌اند که آزار کودکان، اثرات کوتاه‌مدت و درازمدت زیادى بر سلامت ذهنى و جسمى، مهارت‌های شناختى و رشد رفتار اجتماعى دارد و شاید راهى براى جبران آن به دست نیاید. کانون خانواده، مسئول حفظ سلامت روحى و جسمى کودک است.

واقعیت این است که اگر به اطراف خود بنگریم درمی‌یابیم کودکانی که با تنبیه بدنی بزرگ‌شده‌اند، درست و نادرست را کمتر از هم تشخیص می‌دهند و در غیاب والدین خود بیشتر از سایر بچه‌ها رفتارهای نادرست و بی‌ادبانه انجام می‌دهند؛ زیرا این کودکان همیشه توسط نیرویی خارجی مجبور به دریافت مقولۀ عمل صحیح و غلط شده‌اند، آن هم به‌سرعت و بسیار خشن؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌گونه فرصتی برای درک و فهم عمیق مسائل نداشته‌اند. زمانی که والدین کودک خود را در هنگام عملکرد ناصحیح یا کاملاً اشتباه کتک می‌زنند به او اجازه نمی‌دهند که کودک در مورد عملی که انجام داده است تفکر کند و بفهمد و تفاوت عمل ناصحیح را از دیگر اعمال تشخیص دهد و حتی فرصت نتایج حاصل از عمل ناصحیح را نیز از او می‌گیرند.

وقتی والدین کودک را در پی اشتباه تنبیه بدنی می‌کنند، بلافاصله او را خطاکار و مجرمی قرار می‌دهند که به مرحلۀ اجرای حکم رسیده است؛ بدون آنکه جرمش را برایش توضیح دهند و اجازۀ بیان و گفتگو و حتی دفاع را از او می‌گیرند؛ در نتیجه کودک توانایی مقابله با اشتباه را از دست خواهد داد و حتی درک درستی از رفتار صحیح و غیرصحیح نخواهد داشت و در غیاب مجازات‌گر همچنان به رفتار خود ادامه خواهد داد.

 

در دنیای امروز روانشناسان کودک، مشاوره‌های خانواده، مراکز تربیتی و نگهداری کودک و دیگر مؤسسه‌های حمایتی سعی دارند به والدین بیاموزند که بدون تنبیه فیزیکى هم می‌شود کودکان را متوجه خطایشان کرد.

برای رسیدن به این هدف، راه‌های دیگری به غیر از تنبیه بدنی وجود دارد. باید برای کودک الگویی واقعى باشیم و به کودک خود بیاموزیم، که این هم مستلزم آن است که خوب آموخته شده باشیم.

 

 

 نتیجه‌گیری:

 

صحیح این است که از زدن کودک اجتناب شود؛ ولی باید او را به صحیح و غلط، توجیه و آگاه و راهنمایی کرد؛ اما دربارۀ آموزش، کودک از زمانی که پا به زندگی می‌گذارد از والدین و محیطش می‌آموزد. پس بازداشتن او از آموختن اموری معین، در سنی معین ـ‌درحالی‌که او آمادگی و توانایی تحصیلِ علمیِ آن مواد علمی در مدرسه را دارد‌ـ سفیهانه است. (صفحۀ فیس‌بوک سید احمدالحسن (ع)، پی‌نوشت، نوامبر۲۰۱۷)

این پاسخى است که سید احمدالحسن‌ (ع) در خصوص پرسش خواهر انصارى دربارۀ سن تربیت و نحوۀ تنبیه و آموزش کودکان فرموده است.

 

آیا بر عاقل دوراندیش پوشیده است که تربیت صحیح، واجبى است که والدین متحمل آن هستند؟

نیکوترین راهکار این است که هر فردی، خداوند را در همه حال یاد کند و با تبر ابراهیمى، بت منیت و برترى را در خود بشکند و نفْس خویش را براى خداوند سبحان قربانى کند و در همه احوال خداوند را یاد کند، از پرخاشگرى، زورگویى، مراعات‌نکردن حق کودک خود و بلند‌کردن دست خود و… بر موجود ضعیف حیا کند. آیا انتظار نمی‌رود که قوى بر ضعیف، حمایت و پشتیبانى خویش را پیشکش نماید؟

آرى، باید دستى بر آتش داشت؛ دستى که توانایى فرونشاندن آتش خشم از آن برمی‌آید.

اگر اخلاق ما هنوز مسئله‌ساز است، آیا می‌توانیم به کودک خود مدیریت رفتارى بیاموزیم؟

مگر نه‌اینکه هرکس از کوره در برود، در آتش بی‌ملاحظگی می‌سوزد؟

در خصوص کودکان، بی‌گدار به آب نزنیم (تنبیه بدنى و روحى) که آثار ناشى از آن جبران‌ناپذیر است.

والدین نیازمند یک خویشتن‌داری اساسی هستند. تنبیه بدنی با تخریب کودک امروز، والدین فردا را نیز وارد اشتباه بزرگی می‌کند. کنترل بر خود و خود‌مراقبتی رفتاری در برخورد با کودکان، با ارائۀ الگویی مناسب در هر برخورد و چالش، برای آن‌ها مسیری رو‌به‌رشد از آگاهی و تربیت را فراهم می‌کند که همانند بذری در نهان آن‌ها برای جامعه شادتر و بهتر میوه خواهد داد.

 

چه کسى بی‌پناهی را که به‌قصد حمایت‌شدن به دامنش پناه آورده، تنبیه و آزار می‌کند؟

آیا شخصی که در رحمت الهی، قلبی سرشار از ایمان و محبت دارد می‌تواند به‌جای نرمش و مهربانی و پیمودن مسیر درست اصلاح و تربیت، کودک خود را تنبیه بدنی کند؟!

 

همچنین ببینید

نقش سید احمدالحسن (ع) به‌عنوان رهبر حقیقی مانند نقش تمام حجت‌های خداست. مردم را به راه حق و درست هدایت می‌کنند. در صورت پذیرش مردم و ایمان‌آوردن آن‌ها، برمی‌خیزند و سعی در اصلاح فساد می‌کنند؛ این مسئله را در رفتار امام علی علیه‌السلام مشاهده کنیم که به دلیل سرپیچی و یاری‌نرساندن مردم، به مدت 25 سال خانه‌نشین بودند.

اصلاح گر حقیقی

خداوند مهربان، نعمت‌هایش را با رحمت به بندگانش عطا می‌کند که طبعاً قابل‌شمارش نیست. لطف …

یک نظر

  1. خیلی عالی
    حرف حساب
    بجا دقیق و حرف آخر رو زدن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *