آخرین خبرها
خانه > دین آخرالزمان > عرضه عقیده بر ثقلین

عرضه عقیده بر ثقلین

از همان زمانی که بشر، زندگی شهری و اجتماعی را شناخت از پایبند‌بودن به پیروی از رهبری شایسته و امین که خیرخواه مردم باشد بی‌نیاز نبود؛ و حتی این صفتی است پایدار در همۀ حیوانات و حشراتی که به‌صورت جمعی در کلونی‌ها زندگی می‌کنند. این سنت خداوند در مخلوقات است و تا هنگامی ‌که اجتماعی وجود داشته باشد، این سنت نیز جاری و تخلف‌ناپذیر خواهد بود. اینکه انسان‌ها در برگزیدن و پیروی از فردی صالح و مقبول خداوند ره به خطا می‌پیمایند، به‌هیچ‌عنوان  به این سنتِ میل به داشتن رهبر و پیروی از او خدشه‌ای وارد نمی‌کند؛ چراکه داشتن رهبر و پیشوا ضرورتی است که هر جامعه‌ای در هرجایی بر خود لازم می‌داند. تا وقتی جامعه‌ای وجود داشته باشد، وجود رهبر نیز ضروری خواهد بود؛ چراکه در غیر این صورت به دلیل تضارب آرا و نظرات افراد جامعه، امور اجتماعی استقرار نخواهد یافت.

در این مقطع برای برخی،مشکلی عقیدتی مطرح می‌شود؛چراکه گمان می‌کنند امامت و حجیت پس از امام محمد ‌بن الحسن ‌المهدی (ع) منقطع خواهد شدوهیچ امام یا حجتی ازاوصیای رسول خدا حضرت محمد(ص)پس ازامام دوازدهم وجود نخواهد داشت!واین اعتقاد با تمامی آیات قرآنی وروایات متواتری مخالفت می‌کند... در سایت وارثین ملکوت دعوت سید احمدالحسن ع

برای اینکه خداوند حجت را بر مخلوقات اقامه کند برای هر امتی فرستاده، انذار‌کننده و هدایتگری مقبول خودش را قرار داد تا برای کسانی که از غیر از آن‌کس ـ‌که خداوند سبحان او را برای هدایت مخلوقاتش برگزیده بود‌ـ پیروی کرده‌اند عذری باقی نمانَد.

حق‌تعالی می‌فرماید: (رُسُلًا مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا) [۱] (پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، [و بر همه اتمام حجت شود] و خداوند توانا و حکیم است).

و می‌فرماید: (إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِن مِّنْ أُمَّهٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ) [۲] (به‌راستی‌که ما تو را به‌حق، مژده‌دهنده و بیم‌دهنده‌ای فرستادیم و هیچ امتی نبوده، مگر آنکه در میانشان بیم‌‌دهنده‌ای بوده است).

و همچنین می‌فرماید: (… إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ) [۳] (جز این نیست که تو تنها بیم‌دهنده‌ای هستی و هر قومی را رهبری است).

و روایات در تأکید بر اینکه به‌هیچ‌وجه ممکن نیست زمین خالی از امام شود، به حد تواتر رسیده است و پیشوای معصوم ضرورتی است که در هیچ حالتی بی‌نیاز بودن از او ممکن نیست؛ از جمله:

از اسحاق ‌بن عمار از اباعبدالله امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «به‌درستی که زمین هرگز از امام خالی نمی‌شود تا اگر مؤمنان چیزی را با نظر خود اضافه کنند آن را تصحیح و اگر چیزی را با نظر خود کم کردند برایشان کامل کند.»

از کرام از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «اگر از مردم تنها دو نفر باقی باشند باید یکی از آن‌ها امام باشد.» و نیز فرمود: «آخرین کسی که می‌میرد امام است؛ تا برای احدی در برابر خداوند عزوجل عذر و حجتی باقی نمانَد که او را بدون حجت رها کرده است.»

یونس ‌بن یعقوب از اباعبدالله امام صادق(ع) روایت می‌کند که فرمود: «اگر در زمین جز دو نفر باقی نمانند حتماً یکی از آن‌ها امام خواهد بود.»

یعقوب ‌بن شیث از امام صادق(ع) روایت می‌کند که فرمود: «نه. به خدا سوگند، خداوند این امر را رها نمی‌کند؛ مگر اینکه کسی باشد که آن را تا آن ساعت [قیامت] بر پا بدارد.»

پس می‌توانیم بگوییم که عقل و نقل (هم قرآنی و هم رِوایی) بر ضرورت وجود امام یا رهبر یا پیشوا برای هر گروهی ـ‌چه کوچک و چه بزرگ‌ـ هم‌نظر هستند؛ و شریعت آسمانی برای امامت و رهبری در منحصر‌بودن به کسانی که در هر زمان و مکان، خداوند آن‌ها را برگزیده، متمایز شده است؛ چراکه مردم شایستگی شناسایی سزاوارترین، استوارترین و هدایت‌کننده‌ترین فرد را ندارند؛ زیرا این خصوصیات، اموری است که از حالات روحانیِ نفسانیِ باطنی سرچشمه می‌گیرد، نه از صفات ظاهری معلوم و مشخص، مثل رنگ و اندازه!

در این کتاب کوچک، به موضوع امامت پس از امام مهدی محمد ‌بن ‌الحسن العسکری (ع) خواهیم پرداخت. در این مقطع برای برخی، مشکلی عقیدتی مطرح می‌شود؛ چراکه گمان می‌کنند امامت و حجیت پس از امام محمد ‌بن الحسن ‌المهدی (ع) منقطع خواهد شد و هیچ امام یا حجتی از اوصیای رسول خدا حضرت محمد(ص) پس از امام دوازدهم وجود نخواهد داشت! و این اعتقاد با تمامی آیات قرآنی و روایات متواتری مخالفت می‌کند که به ضِرس قاطع بر خالی‌نماندن زمین از حجت خدا بر خلقش تأکید می‌کند و اینکه اگر تنها دو نفر از مردم باقی بمانند حتماً یکی از آن‌ها حجت بر دیگری خواهد بود.

به‌علاوه هیچ‌کس نمی‌تواند انقطاع امامت پس از امام مهدی(ع) را ثابت کند؛ مگر با اثبات یکی از دو مسئلۀ محال؛ اینکه ثابت کند با وفات امام مهدی(ع) زندگی دنیوی و در نتیجه تکلیف پایان می‌پذیرد یا اثبات وقوع رجعت بلافاصله پس از وفات امام مهدی(ع). هر دوی این حالت‌‌ها، محال و محکوم به نابودی است؛ زیرا هیچ دلیل قطعی‌الصدور و قطعی‌الدلاله‌ای بر آن‌ اقامه نشده است؛ در غیر این صورت اصل موجود [یعنی استمرار امامت] همچنان جاری خواهد بود و با دلیل مشکوک یا ظنی نمی‌توان آن را نقض کرد یا با آن به مخالفت برخاست؛ و این اصلِ قطعی و یقینی یعنی «استمرار امامت بر این زمین تا هنگامی‌که با وجود انسان‌ها، تکلیف باقی است» وجود دارد، حتی اگر تعداد انسان‌ها اندک باشد؛ که تفصیلش در صفحات این کتابِ مختصر خواهد آمد.

[کتب] احادیثی که به ما رسیده حاوی احادیث و روایات بسیار زیادی است که می‌توان با آن‌ها بر ادامه و استمرار امامت پس از امام مهدی(ع) استدلال کرد که تنها به بیان ۱۰۰ روایت بسنده کردم و برخی از این احادیث دلالتی صریح دارد بر استمرار امامت پس از امام مهدی(ع)در مهدیین از نسل آن حضرت که به حد تواتر رسیده‌ است.

مقدمۀ کتاب «تواتر اخبار در استمرار امامت بعد از صاحب‌الزمان»، به‌قلم شیخ ناظم عُقیلی

—————–
۱. نساء، ۱۶۵.

  1. ۲. فاطر، ۲۴.
  2. ۳. رعد، ۷.

سلسله مقالات در موضوع استمرار امامت را در صفحه دین آخر الزمان، عقاید یمانی دنبال کنید.

همچنین ببینید

مؤمن نباید ادعا کند که من با‌ایمانم و از عذاب نجات پیدا می‌کنم. نه! بلکه باید دست خدا را بگیرد.بایدهر روز تضرع و زاری کند و از خداوند بخواهد که او را نجات دهد وازاین عذاب رهایی بخشد؛نه اینکه بگوید من ایمان آورده‌ام و ایمان من عذاب دنیوی را از من برخواهد داشت.نه! این‌طور نیست! (سید احمدالحسن ع وصی و فرستاده امام مهدی ع)

فراگیری عذاب

آیا ایمان به‌تنهایی در برابر عذاب الهی ضامن نجات است؟! قرآن چه می‌گوید؟! پیش از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *