خانه > ساعت صفر > مختصری از زندگی سیاسی امام صادق علیه‌السلام

مختصری از زندگی سیاسی امام صادق علیه‌السلام

در ۱۷ ربیع‌الاول سال ۸۰ هجری، در شهر مدینه مولودی به دنیا آمد که بعدها سرمنشأ تحولی عظیم در تبیین و گسترش معارف الهی شد.

نام مبارکش را جعفر (ع) نهادند. پدرشان امام محمد باقر (ع) و مادرشان فاطمه ام‌فروه بود. از آنجا که در رفتار و گفتار راست‌گو و پاکیزه بود، او را القایی چون ظاهر، فاضل و صادق دادند. فضائل آن حضرت به‌حدی بود که مالک بن انس در وصف ایشان گفت: «بهتر از جعفر بن محمد هیچ چشمی ندید و هیچ گوشی نشنید.» (مناقب آل ابی‌طالب، ج‌۴، ص ۲۴۸)

و ابوحنیفه نیز گفت: «از جعفر بن محمد فقیه‌تر ندیدم». (تاریخ الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۹۹)
شیخ مفید در ارشاد می‌گوید: «علومی که از آن حضرت نقل کرده‌اند، به‌اندازه‌ای است که توشۀ کاروانیان شده و نامش در همه‌جا انتشار یافته است.»
ایام زندگانی امام، مقارن با خلافت پنج خلیفۀ آخر اموی یعنی هشام، به بعد و دو خلیفۀ نخست عباسی، سفاح و منصور دوانیقی بود.

امام

عمده فعالیت امام(ع) گسترش علوم الهی بود و امام در مقطعی از زمان، شاگردانی داشتند که برخی تعداد آنان را تا ۴۰۰۰ نفر نقل کرده‌اند؛ ازاین‌رو در بین اهل‌بیت علیهم‌السلام بیشترین روایات از ایشان نقل شده است و شاید به همین دلیل، مذهب شیعه را مذهب جعفری نیز می‌نامند.
با آنکه حاکمان اموی و عباسی، غاصب و ستمگر بودند، امام(ع) برنامه‌ای برای تقابل نظامی با آن‌ها نداشتند، و علت را عدم وجود قابل و پذیرنده و یار واقعی، عنوان کرده بودند.

امام(ع) حتی دعوت به خلافت را که از سوی ابومسلم خراسانی به ایشان پیشنهاد شده بود رد کردند. امام(ع) در پاسخ به نامۀ منصور دوانیقی که از ایشان خواسته بود مثل بقیۀ مردم نزد ایشان بروند، فرمود: «ما چیزی نداریم که به‌جهت (از‌دست‌دادن آن) از تو بترسیم و تو چیزی از امور اخروی نداری که ما به‌جهت آن به تو امیدوار باشیم.» (اربلی، کشف الغمه، ج‌۲، ص۴۲۷)

ازاین‌رو حاکمان وقت، فعالیت‌های امام(ع) را شدیداً تحت‌نظر داشتند و به‌نوعی ایشان در حصر خانگی بودند.

فشارها به‌حدی زیاد شده بود که شیعیان مرتبط با امام‌(ع) شناسایی و توسط عمال حکومت گردن زده می‌شدند.

لذا امام(ع) به انصار خود توصیه به تقیه می‌کردند و به آن‌ها می‌فرمودند: «با غیر از زبان [یعنی رفتار نیکو] به‌سوی ما دعوت‌کننده باشید.» (بحارالانوار، ج‌۶۷، ص۳۰۹)
کار تا آنجا بالا گرفت که حسن بن زید، والی مدینه، آستانۀ خانه امام(ع) را به آتش کشید؛ اما امام(ع) در حالی که از میان آتش عبور می‌کردند فرمودند: «من فرزند ابراهیم خلیل هستم… .» (تاریخ طبری، ج‌۸، ص‌۳۲)

امام صادق بارها فرزندش، امام موسی کاظم (ع) را به‌عنوان وصی و جانشین خود معرفی کردند. (رجال کشی، ص ۲۸۲)

پس از شهادت امام(ع) برخی شیعیان در وصایت امام کاظم(ع) شک کردند؛ اما وقتی از ایشان سؤالات علمی پرسیدند و تسلط او را بر علوم الهی دریافتند، یقین پیدا کردند که نص و علم در کنار هم، معرف این امام همام است.
سرانجام، منصور دوانیقی نتوانست پیشرفت و گسترش دعوت الهی به دست مبارک امام صادق(ع) را تحمل کند و در ۲۵‌شوال‌۱۴۸ق او را با انگور زهرآلود به شهادت رساند.

امام در ۶۵‌سالگی دار فانی را وداع گفت و به دیدار محبوب شتافت. بدن مطهرش را در قبرستان بقیع در جوار مقبرۀ امام حسن مجتبی(ع) به خاک سپردند.

اما این پایان کار نبود، و نور خدا هرگز خاموش نمی‌شود.

امام صادق(ع) نه‌تنها علومی را منتشر کردند که چون آب حیات، دل‌های مردگان را تا ابد زنده و سیراب می‌کند، بلکه یادگاری از خود گذاشتند که تا قیامت، چراغ راه رهروان راه اهل‌بیت(ع) است و آن، نقل حدیث شریف وصیت پیامبر(ص) بود که به‌حق، بازدارنده از گمراهی تا ابد است.

چراکه در آن حدیث شریف، پس از ذکر نام همۀ ائمۀ اطهار علیهم‌السلام، به معرفی اولین مهدیین بانام‌های، احمد، عبدالله و مهدی پرداخته که او اولین مقربین است … و سپس مژدۀ وصایت یازده مهدی را پس از او می‌دهد. (غیبت شیخ طوسی، ص ۳۰۰)، که آن‌ها وارثین زمین خواهند بود، ان‌شاءالله.

امید آنکه رهرو راه آن اولیاءالله باشیم.

همچنین ببینید

امام حسن (ع) به‌صراحت می‌فرماید که صلح او برای حفظ جان شیعیان ـ‌که پیروان حقیقی اسلام‌اند و حق با بقای آن‌ها باقی می‌ماندـ بوده است؛ و اگر ما با چشم بصیرت به این قضیه نگاه کنیم درخواهیم یافت که صلح امام حسن (ع) در واقع برای زمینه‌سازی انقلاب امام حسین(ع) صورت گرفت که به‌نوبۀ خود، مقدمه‌ای برای قیام امام مهدی (ع) است.

صلح یا همراهی امام حسن(ع) ؟

آنچه قصد داریم به بررسی آن بپردازیم اهمیت توجه به تاریخ اسلام و عبرت گرفتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *