خانه > توهم بی‌خدایی > آیا جهش تمدن انسانی نتیجه تلاقی موجودات فضایی با نیاکان ماست؟

آیا جهش تمدن انسانی نتیجه تلاقی موجودات فضایی با نیاکان ماست؟

فرضیۀ‌ مطرح شده توسط زکریا سیچین پژوهشگر و نویسندۀ کتاب‌های «سیارۀ دوازدهم» و «گم‌شدۀ انکی» بیان شده است.

یکی از فرضیه‌هایی که در خصوص جهش فرهنگیِ رخ‌داده در تمدن سومریان مطرح شده، این است که آیا موجودات فضایی در ایجاد این تمدن نقش داشتند ؟

پاسخ سید احمدالحسن ‌( ع ) به این فرضیه را بیان می‌کنیم.

نتایج به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستانی این است که سومری‌ها هزاران سال پیش با منظومۀ شمسی آشنا و از آن مطلع بودند؛ همچنین به تصاویر پادشاهان و خدایگان آنوناکی اشاره شده که درازی قامت آن‌ها با قامت انسان عادی بسیار تفاوت داشته است. این نتایج باعث شده که زکریا سیچین نظریه خود را بر اساس این اطلاعات ارائه نماید؛ همچنین وی برخی از الواح گلین را که ترجمه شده، چنین تفسیر می‌کند که صدها هزار سال پیش، موجودات فضایی به زمین آمده‌اند. سومری‌ها، پیشگامان تمدن انسانی، نتیجۀ تلاقی این موجودات فضایی با هومواِرِکتوس‌ها یا نتیجۀ دست‌کاری ژن‌های آن‌ها بوده است. از این رهگذر، لقاح مصنوعی یا چیزی مشابه آن روی داده و نتیجۀ آن نیز پدیدار‌شدن انسان خردمندی است که تمدن انسانی را پایه‌گذاری کرده است. آغاز این ماجرا در سرزمین بین‌النهرین، سومر (عراق) بوده، سپس در تمدن مصر ادامه یافته است.

سید احمدالحسن (ع) می‌گوید: هیچ اطلاعات واقعی که با استناد به آن بتوان استنباط کرد چنین چیزی واقعاً روی داده، وجود ندارد؛ مثلاً طرفداران این نظریه، دربارۀ باتری‌های الکتریکی که سومری‌ها مخترع آن بوده‌اند، می‌گویند: احتمالاً سومریان از این انرژی در ارتباطات استفاده می‌کرده‌اند.

این گفته نیاز به دلیل و مدرک دارد؛ شاید از این باتری‌ها در آب‌کاری فلزات یا شبیه آن استفاده می‌کرده‌اند. به‌طور کلی دلیلی وجود ندارد که بیان کند سومری‌ها از این باتری‌ها برای چه مقاصدی استفاده می‌کرده‌اند.
همچنین، طرفداران این فرضیه با اشاره به اینکه سومری‌ها منظومۀ شمسی را به‌طور کامل ـ‌از جمله همراه با پلوتو که در سال ۱۹۳۰ کشف شدـ ترسیم کرده‌اند، می‌گویند این مطلب حاکی از آن است که سومری‌ها از علوم و معارف پیشرفته‌ای بهره‌مند بوده‌اند.

البته در واقع هیچ‌یک از این‌ها نشانه‌ای از وجود و تأثیرگذاری موجودات فضایی چه در زمان نزدیک و چه در گذشته‌های دور نیست. دیگر استدلال‌ها نیز از همین سنخ است؛ مانند طول قامت پادشاهان و خدایگان سومری در تصاویر به‌جامانده.

آنچه از این نظریه‌پردازی برای ما اهمیت دارد، این است که پیدایش تئوری مزبور و نیز با دستاویز واقع‌شدن توسط عده‌ای برای توضیح و توجیه تمدن سومری، دلیلی واقعی و اعترافی حقیقی از سوی برخی مردم است بر اینکه سومری‌ها دارای جهشی در تمدن و فرهنگ بوده‌اند؛ و البته این جهش نیاز به یافتن علت آن دارد. بر این اساس آن‌ها نظریۀ یاد‌شده را که توسط برخی افراد نیز تأیید شده، بنیان نهاده‌اند.

البته این نظریه در مقابل نقد علمی رنگ می‌بازد؛ زیرا در خصوص ترجمه و تفسیری که سیچین از متون سومری ارائه کرده، اشکالاتی مطرح است؛ همچنین به آنچه سیچین در خصوص موجودات فضایی بیان داشته نیز ایرادهایی وارد شده است؛علاوه بر اینکه چنین مقوله‌ای با زیست‌شناسی تکاملی نیز ناسازگار است.

منبع:

توهم بی خدایی : نشانه‌های پروردگار در هستی، ترجمه فارسی ۱۳۹۳ش، صفحه ۳۱۰ و ۳۱۱.

همچنین ببینید

فکر الحادی، چیز جدیدی اضافه بر فلسفه نیست؛ بلکه اساساً سِرّ شکل‌گیری فلسفه است؛ پس فلسفه اگر بخواهد تعریف شود، همان عبادت من و أنانیت است و در برابر همان دینی قرار می‌گیرد که اساسش بر عبادت آن معبود منزه بود.

خداناباوری رویکردی فلسفی است یا علمی؟

برای فلسفه امکان ندارد تا در هر میدانی که اندیشه در آن مداخله دارد، ورود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *