آخرین خبرها
خانه > پاسخ شبهات > اشخاص > پاسخ به شبهات شیخ علی کورانی ، قسمت سوم

پاسخ به شبهات شیخ علی کورانی ، قسمت سوم

قسمت قبل…

امام علی (ع) در خطبۀ ۳۸ نهج‌البلاغه در تعریف شبهه فرمودند: «وَ اِنَّما سُمِّیَتِ الشُّبْهَهُ شُبْهَهً لاِنَّها تُشْبِهُ الْحَقَّ. فَاَمّا اَوْلِیاءُ اللّهِ فَضِیاؤُهُمْ فیهَا الْیَقینُ، وَ دَلیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدى. وَ اَمّا اَعْداءُ اللّهِ فَدُعاؤُهُمْ فیهَا الضَّلالُ، وَ دَلیلُهُمُ الْعَمى. فَما یَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خافَهُ، وَلا یُعْطَى الْبَقاءَ مَنْ اَحَبَّهُ» «شبهه‏ را براى این شبهه‏ نامیدند که به حق شباهت دارد. اما نور هدایت کنندۀ اولیای خدا در شبهات، یقین است و راهنماى آنان، مسیر هدایت الهى است. ولی دشمنان خدا، دعوت‌کننده‏شان در شبهات، گمراهى است و راهنماى آنان کورى است. آن‌کس که از مرگ بترسد نجات نمى‏یابد و آن‌کس که زنده‌ماندن را دوست دارد براى همیشه در دنیا نخواهد ماند.»

 رویکرد تحریفی:نتیجه‌ای که شیخ کورانی می‌خواهد به آن دست یابد تخریب چهرۀ این دعوت مبارک است.اومنابعش رابیان نمی‌کند یا از منابع غیرعلمی استفاده می‌کند وبامسائل دعوت همچون هَوویی رفتارمی‌کند که به دنبال موضوعی فریب‌کارانه است تا درباره‌اش صحبت کند؛ پاسخ به شبهات علی کورانی رادر سایت رسمی دعوت سید احمدالحسن (ع) بخوانید

پرسش ۵:

در خصوص متن این کتاب ، چه چیزی توجه شما را به خود جلب کرده است؟

پاسخ:

پیش از پرداختن به جزئیات، موارد کلی مهمی وجود دارد که بینندگان باید از آن‌ها آگاهی داشته باشند؛ از جمله:

اول: منابع این کتاب : می‌توانم بگویم رسوایی علمی بزرگی در این کتاب وجود دارد. یک تحقیق علمی، نیازمند دقت و بی‌طرف‌بودن است و باید به منابع قابل‌اطمینان متکی باشد و به‌طور جدی از منابع نامطمئن پرهیز داشته باشد. اهمیت این نکته زمانی بیشتر می‌شود که تحقیق به مسائل خطیری همچون اعتقادات مرتبط باشد.

منابع شیخ کورانی چیست؟

  1. هرکس کتاب شیخ کورانی را بخواند متعجب می‌شود که چرا او اغلب منبعی برای اطلاعاتش بیان نمی‌کند. به همین دلیل وی را چنین می‌بینیم که سخنش را با چنین عبارت‌هایی آغاز می‌کند: «برخی افراد به من گفتند.» (ص۱۴)، «مشخص است که بندر بن ‌عبدالعزیز که رابط بین مخبرهای سعودی و صهیونی است، با وی قرار گذاشته که برای جنبش خود پایه و اساسی بنیان نهد.» (ص۱۸) و «گفته شده او وهابی بوده است.» (ص۱۷)

همچنین از عبارت‌هایی مثل «شنیده‌ایم … شنیده‌ایم…» (ص۲۷) استفاده می‌کند و در ص۱۱ طبق نسخۀ موجود در سایتش نوشته است: «شنیده‌ام که حارث ضاری به امیر نایف سعودی گفته است: آنان کار جنبش جندالسماء را یکسره کرده‌اند و رهبر و تعدادی از مجاهدینش را به قتل رساندند! او پاسخ داد: این مهم نیست ای جناب شیخ! جنبش‌ها و مجاهدان بسیاری وجود دارند!»

می‌پرسیم: او چگونه شنیده است؟ چه کسی به او خبر داد؟ آیا دیداری با آن‌ها داشته است؟ از جمله عبارت‌هایی که استفاده کرده است «و برخی سایت‌ها منتشر کرده‌اند.» (ص۳۶)

با کمال تأسف، منابع او خیالی و دروغین و قیل‌و‌قال‌هایی است که برخی پیرزن‌ها زمزمه می‌کنند؛ اظهاراتی بی‌اساس که هیچ سندی ندارند. به همین دلیل وقتی بخواهی پاسخ او را بدهی در واقع تنها کافی است بگویی: «دلیل تو چیست؟ منابعی که به آن استناد می‌کنی کدام‌اند؟ به‌خصوص که تو در عراق زندگی نمی‌کنی!»
  1. همچنین شیخ کورانی به برخی نوشته‌های منتشر‌شده در سایت‌های اینترنتی تکیه می‌کند که هر جویندۀ علمی که برای خودش احترام قائل است نمی‌تواند به آن‌ها اعتماد کند؛ حال در مورد مردی که خودش را عالِم و مهم می‌داند و برخی مردم نیز او را این‌گونه می‌شناسند و به گفته‌هایش اعتماد می‌کنند، وضعیت به چه صورت خواهد بود، درحالی‌که منبع اساسی وی، نوشته‌های مردی باشد به نام «احمد الیاسری» که خارج از عراق زندگی می‌کند و نویسندۀ شبکۀ خبری «بروج» است؟

دوم: رویکرد تحریفی: نتیجه‌ای که شیخ کورانی می‌خواهد به آن دست یابد تخریب چهرۀ این دعوت مبارک است. او منابعش را بیان نمی‌کند یا از منابع غیرعلمی استفاده می‌کند و با مسائل دعوت همچون هَوویی رفتار می‌کند که به دنبال موضوعی فریب‌کارانه است تا درباره‌اش صحبت کند؛ زیرا او می‌خواهد عنان خود را به دست خیالات بیمارگونه‌ای بسپارد که صورتی تحریف‌شده از این دعوت را ترسیم می‌کنند. او عمدۀ سخنان خود را طوری ارائه می‌دهد که گویا مستند بر اطلاعات هستند و نتیجه‌گیری‌های عجیب‌وغریبی را بر اساس آن‌ها به دست می‌آورد؛ اما در حقیقت او تنها در حال ایراد یک سخنرانیِ گمراه‌کننده و فریب‌کارانه است.

مثالی می‌زنم: در کتاب «کرامات و غیبیات» ماجرای به‌قتل‌رسیدن سید محمدصادق‌ صدر چند ماه پیش از به‌وقوع‌پیوستنش توسط سید احمدالحسن‌(ع) بیان شده است. کورانی این پیشگویی را به‌عنوان دلیلی برای ارتباط سید‌(ع) با استخبارات و اطلاعات مطرح می‌کند!

عجیب این است که خودِ کورانی بر مسئلۀ خبر دادن‌های غیبی اصرار و چنین درخواستی مطرح می‌کرد؛ به‌عنوان‌مثال، آخرین مرتبه‌ای که در شبکۀ ماهواره‌ای الکوثر حضور یافت از سید‌(ع) درخواست کرد به‌عنوان یک نشانه، مانع از حضور مجدد او در شبکه شود و نیز درخواست کرد که شارون هلاک گردد. هر دو حادثه اتفاق افتاد و مدارک نیز موجود است. انصار با همین دو مورد با شیخ کورانی در پالتاک رویارو شدند؛ اما او چاره‌ای جز طفره‌رفتن و فرار نیافت. محل شاهد این است که او اصلاً خواهان نشانه نیست؛ او می‌گوید مرا متقاعد سازید، اما خودش زبونانه فرار می‌کند و می‌خواهد دیگران را نیز به ناتوانی بکشاند. خداوند ما را از بیماریِ دل در امان خود بدارد.

پس کورانی به‌قدر توانش در جهت تحریف و وارونه‌جلوه‌دادن واقعیت تلاش می‌کند. نمونه‌ای از رویکرد او در استدلال و نتیجه‌گیری:

وی در صفحۀ ۱۸ نوشته است: «مدتی بین دو شریک یعنی حیدر مشتّت و احمد اسماعیل اختلاف ایجاد شد. سپس تصمیم گرفتند احمد اسماعیل، فرستادۀ امام مهدی (ع) باشد و حیدر مشتّت نیز شاهد او! لابد احمد دجال، مبلغ هنگفتی به او پرداخت کرده است!» این کلمۀ «لابد» نتیجه‌گیریِ بدون هرگونه سند و مدرکی است.

مثالی دیگر در صفحۀ ۲۷: «احمد اسماعیل در تنومه نزدیکی بصره سکونت داشت و به‌طور مستقیم با انصارش ملاقاتی نداشت. وی در تالار پذیرایی بلندگو نصب کرده بود و از اتاق دیگری با آن‌ها صحبت می‌کرد و درس‌های عجیب خود در تفسیر قرآن را به آنان القا می‌کرد!»

شیخ کورانی این دروغ را بدون اینکه به خود زحمت داده، منبعش را بیان کرده باشد نوشته است؛ زیرا سخن دروغی است که حقیقت ندارد و وی از این سخن هدفی جز نشر اکاذیب و تحریف ندارد.

درست مثل همان کاری که ابن‌تیمیه در وارونه ‌جلوه‌دادن قضیۀ امام مهدی (ع) انجام داده است؛ اینکه شیعیان به زیارت سرداب می‌روند و با خود اسب و غذا می‌برند و امام را صدا می‌زنند که بیا بیرون! ما آمادۀ یاری‌دادن تو هستیم…

عبدالله ‌قصیمی در کتاب «کشمکش بین اسلام و بت‌پرستی» می‌گوید: «بی‌خردترینِ بی‌خردان و خشک‌مغزترینِ خشک‌مغزها کسانی هستند که امام خود را در سرداب پنهان، و قرآن و مصحف خویش را نیز همراه وی غایب کرده‌اند. کسانی که هر شب با اسب‌ها و الاغ‌های خود به آن سردابی که امام خود را در آن پنهان کرده‌ است می‌روند، منتظرش هستند و او را ندا می‌دهند تا به‌سویشان خارج شود؛ و هنوز هم بیش از هزار سال است که این کار را انجام می‌دهند.»

از جمله مهم‌ترین تحریف‌ها ـ‌که در اینجا عبارت است از سوءاستفاده از منبع خبر و تنها‌بودن در ذکر خبر‌ـ ارائۀ شکلی تحریف‌شده از مُلاقاتی است که بین شیخ کورانی و برخی انصار اتفاق افتاده است؛ انصاری که دعوت را بر او همچون دیگر مردم عرضه کرده بودند و اینکه او چگونه از مباهله فرار می‌کند. سخن در این موضوع بسیار است و ما شاهدانی از مکتب خود کورانی و از کسانی که آن زمان حضور داشتند در اختیار داریم، اما «هر‌آنچه دانسته شود گفته نمی‌شود»! چه‌بسا روزی بیاید که حقیقت آنچه اتفاق افتاد را بازگو کنیم.

سوم: ناآگاه‌بودن کورانی به اصل دعوت و ادلۀ آن یا پنهان‌کاری عمدی حقیقت توسط او:

این دعوت بر اساس ادلۀ گفته‌شده در قرآن و حدیث و آنچه عقل سلیم در قالب قانون شناخت حجت («نص» (متنِ صریح)، علم، و دعوت به حاکمیت خدا) به آن اقرار می‌کند بنا نهاده شده است. شیخ کورانی در کتاب خود، خواننده را دچار چنین توهمی می‌کند که دلایل ما استخاره، رؤیا و استدلال به علم اعداد است!

این کار در حقیقت جعل و تحریف است. در مورد رؤیا و استخاره، ما هرگز برای اصل اعتقادی هرگز با این دو مورد استدلال نمی‌کنیم. اصل اعتقادی با متنِ صریح ثابت می‌شود و ما نیز با «متن» ثابت کرده‌ایم. پس این گمراه‌کردن و فریب مردم ازچه‌روست؟ ما رؤیا و استخاره را تنها دلیلی در تشخیص مصداق می‌دانیم؛ یعنی پس‌ازآنکه اصل اعتقادی از طریق «متنِ صریح» ثابت شد مصداقِ این «متن» را چگونه باید تشخیص دهیم؟ برای این کار روش‌هایی وجود دارد که در کتاب‌هایمان آورده‌ایم و برای تصدیق این روش‌ها ده‌ها حدیث از اهل‌بیت (ع) نیز بیان داشته‌ایم؛ از جملۀ این روش‌ها، رؤیا و استخاره است. این مجال، ظرفیت شرح دلایل آنچه را که بیان داشتم ندارد، ولی هرکسی می‌تواند به کتاب‌های ما که به‌طور رایگان در سایت‌های اینترنتی در دسترس است مراجعه نماید. در اینجا به همین مقدار بسنده می‌کنم که قرآن ـ‌در آیات بسیار‌ـ اثبات می‌کند که رؤیا، مصداق را مشخص می‌کند؛ مثل این سخنان حق‌تعالی:

«وَ أَوْحَینا إِلى‏ أُمِ‏ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقیهِ فِی الْیمِّ وَ لا تَخافی‏ وَ لا تَحْزَنی‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ» (قصص، آیۀ ۷) (و به مادر موسى وحى کردیم که او را شیر بده، و چون بر او بیمناک شدى او را در دریا بینداز و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو بازمى‏گردانیم و او را در شمار فرستادگان قرارش مى‏دهیم).

«وَ إِذْ أَوْحَیتُ‏ إِلَى‏ الْحَوارِیینَ‏ أَنْ آمِنُوا بی‏ وَ بِرَسُولی‏ قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ» (مائده، آیۀ ۱۱۱) (و [یاد کن] هنگامى که به حواریون وحى کردم که به من و فرستاده‏ام ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم‌شدگانیم).

«وَ یقُولُ‏ الَّذینَ‏ کَفَرُوا لَسْتَ‏ مُرْسَلاً قُلْ کَفى‏ بِاللهِ شَهیداً بَینی‏ وَ بَینَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» (رعد، آیۀ ۴۳) (و آنان که کافر شدند مى‏گویند: تو فرستاده نیستى. بگو: کافى است خدا و آن‌کس که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشد).

اما در مورد مسئلۀ اعداد: شیخ کورانی خوب می‌داند که سید احمدالحسن (ع) با علم اعداد به کسی پاسخ داده که نامش «ماجد المهدی » نویسندۀ کتاب «شروع جنگ آمریکایی علیه امام مهدی» [۱] است و این مرد ـ‌آن‌چنان که خودش می‌گوید‌ـ به چیزی اعتقاد دارد که آن را «علم اعداد» می‌نامد و به نتایجش نیز پایبند است؛ از همین رو سید (ع) او را به همان چیزی که خودش به آن معتقد بوده، ملزم فرموده است. همین نکته در پاسخ به خودِ این مرد در چند جا تکرار شده است؛ اما شخص زشت‌کردار چاره‌ای جز مغالطه و اغواگری ندارد. بنده کلمۀ دیگری به کار نمی‌برم؛ او مستحق این کلمات است.

چهارم: اسلوب دروغ، زشت‌جلوه‌دادن و خلط مباحث با پیمانۀ اتهامات:

کورانی می‌نویسد: «دوستان کرعاوی اعتراف کرده‌اند که او در آن زمان از نیروهای استخبارات صدام در دایرۀ امور حوزه بود و معلوم می‌شود که احمد اسماعیل نیز از همان تاریخ نیروی استخبارات صدام بوده است.»

و نوشته است: «صحیح این است که این دجال با مأموریتی از طرف استخبارات صدام به نجف رفته، آن هم نه برای درس یا اصلاح حوزه ـ‌آن‌گونه که خود ادعا می‌کند‌‌ـ اما احمد از فضای حوزه و شیعه دور بوده است، مگر همان مقداری که شنیده و مسئولش در استخبارات صدام وی را توجیه نموده بود.»

چنین تهمت‌های خطرناکی ـ‌یعنی در سطح ترور شخصیت یا خدای‌ناکرده به قتل رساندن اشخاص‌ـ نتایجی را به دنبال دارد که به‌واقع مردم و خانواده‌های بسیاری، از آن‌ها آسیب‌های معنوی و مادی خواهند دید؛ با این وجود وی بدون هرگونه تفکری در مورد عواقب این سخنان یا بدون در نظر گرفتن واقعیت، چنین سخنانی را بر زبان می‌راند. آیا ذره‌ای تقوا در این شخص وجود دارد؟!

در مورد ناسزا گفتن: در اینجا نمی‌خواهم چیزی در این خصوص بگویم ولی هرکس بخواهد حقیقت را بداند می‌تواند کتاب او را بخواند یا به سخنان این مرد گوش دهد. ولی تنها دو مثال در مورد به‌هم‌بافتن اتهامات بیان می‌کنم. او در صفحۀ ۳۳ می‌گوید: « احمدالحسن برای جذب مرید، در زمینۀ جادو، شعبده‌بازی و هیپنوتیزم، تمرین کرده و تعلیم دیده است.» اما در همان صفحه، ‌از منابع خود‌، دربارۀ پیروان یمانی چنین می‌گوید: «بسیاری از آن‌ها روشنفکر، درس‌خوانده و از اساتید دانشگاه یا فارغ‌التحصیلان حوزه یا حتی مهندسان هستند.»

او در صفحۀ ۳۴ از منابع خود نقل می‌کند: «یمانی در میان پیروانش نوشته‌ای منتشر کرده است، با این مضمون که به‌زودی خورشید در ماه سپتامبر از مغرب بر مریخ طلوع خواهد کرد و به آنان می‌گوید این رخدادی است که به‌زودی روی زمین اتفاق خواهد افتاد!»

خدا را سپاس که کتاب‌ ها و گفته‌های ما در دسترس عموم قرار دارد؛ بنابراین کورانی یا هرکس دیگری باید منبع این نوشتۀ دروغین را به ما نشان دهد.

سید احمدالحسن‌(ع) در کتاب «توهم بی‌خدایی» نظریه‌های فیزیکی نوین را مورد بحث و بررسی قرار داده است؛ نظریاتی از قبیل نسبیت اینشتین، نظریۀ کوانتوم، نظریات نوین کیهان‌شناس و نظریات استیون هاوکینگ و دیگر دانشمندان فیزیک نظری و کیهان‌شناسی را مورد بحث و بررسی قرار داده است؛ بنابراین هیچ عاقلی نمی‌تواند چنین افتراهای دون‌مایه‌ای را که کورانی مورد استفاده قرار می‌دهد تصدیق نماید.

ادامه دارد…

 

پاورقی‌ها:

  1. بدء الحرب الامریکیه ضد الامام المهدی، ماجد‌ المهدی.

 

همچنین ببینید

پاسخ به شبهات شیخ کورانی

پاسخ به شبهات شیخ علی کورانی _قسمت شانزدهم

قسمت قبل امام علی(ع) در خطبۀ ۳۸ نهج‌البلاغه در تعریف شبهه فرمودند: «وَ اِنَّما سُمِّیَتِ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *