آخرین خبرها
خانه > پاسخ شبهات > اشخاص > پاسخ به شبهات علی کورانی ، قسمت یازدهم

پاسخ به شبهات علی کورانی ، قسمت یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله

امام علی (ع) در خطبۀ ۳۸ نهج‌البلاغه در تعریف شبهه فرمودند: «وَ اِنَّما سُمِّیَتِ الشُّبْهَهُ شُبْهَهً لاِنَّها تُشْبِهُ الْحَقَّ. فَاَمّا اَوْلِیاءُ اللّهِ فَضِیاؤُهُمْ فیهَا الْیَقینُ، وَ دَلیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدى. وَ اَمّا اَعْداءُ اللّهِ فَدُعاؤُهُمْ فیهَا الضَّلالُ، وَ دَلیلُهُمُ الْعَمى. فَما یَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خافَهُ، وَلا یُعْطَى الْبَقاءَ مَنْ اَحَبَّهُ» «شبهه‏ را براى این شبهه‏ نامیدند که به حق شباهت دارد. اما نور هدایت‌کنندۀ اولیای خدا در شبهات، یقین است و راهنماى آنان، مسیر هدایت الهى است. ولی دشمنان خدا، دعوت‌کننده‏شان در شبهات، گمراهى است و راهنماى آنان کورى است. آن‌کس که از مرگ بترسد نجات نمى‏یابد و آن‌کس که زنده‌ماندن را دوست دارد براى همیشه در دنیا نخواهد ماند.»

پرسش ۱۴:

سند روایت وصیت. (قسمت دوم)

شیخ کورانی دربارۀ سند روایت وصیت می‌گوید: «سند این روایت طبق مبنای عُلمای جرح‌وتعدیل [۱] درست نیست. حرّ عاملی دربارۀ سند وصیت می‌گوید: شیخ در کتاب غیبت، این روایت را در میان احادیثی آورده که از طرق اهل سنت روایت کرده است.» (الایقاظ من الهجعه، ص۳۶۲). برخی از رجال موجود در سند این روایت ـ‌مثل علی بن سنان ‌موصلی، احمد بن ‌محمد بن ‌خلیل و جعفر بن ‌احمد بصری‌ـ مجهول هستند و هیچ‌یک از علمای ما آن‌ها را توثیق نکرده‌اند.»

 

پاسخ:

آقا‌بزرگ تهرانی در الذریعه، ج۱۰، ص۸۹ می‌گوید: «در ج۴، ص۲۹۰، گفتیم که نسبت‌دادن این نوشتار ضعیف به ابن‌غضائری مشهور ـ‌که یکی از شیوخ طایفه و از مشایخ نجاشی بوده‌‌ـ ستم بزرگی در حق اوست. او بزرگوارتر از آن است که در هتک حرمت بزرگان دین به زخم‌زبان بپردازد، تا آنجا که هیچ‌یک از این افراد مشهور به تقوا و عفاف و صلاح، از اشکال‌تراشی‌های او رهایی نداشته باشد. ظاهراً مؤلف این کتاب یکی از معاندینی است که با بزرگان شیعه دشمنی می‌کرده و می‌خواسته است با انواع حیله‌گری و به هر شکل ممکن به آنان آسیب برساند؛ بنابراین ‌این کتاب را با هدف تحریف، نوشته و در لابه‌لای آن، برخی نوشته‌های ابن‌غضائری را گنجانده تا تمام وقایع و اعمال قبیحی که می‌خواسته است به اثبات برساند، مقبولیت یابد؛ و خدا داناتر است.»

سید خویی در معجم رجال حدیث، ج۱، ص۹۶ گفته است: «نتیجه اینکه: کتابِ منسوب به ابن‌غضائری ثابت‌نشده است. حتی عده‌ای به جعلی‌بودنش یقین دارند و اینکه مخالفان آن را نوشته و به ابن‌غضائری نسبت داده‌اند.»

سید خویی در معجم رجال حدیث، ج۱، ص۴۲، از شیخ فخرالدین ‌طریحی نقل می‌کند که او گفته است: «توثیقات نجاشی یا شیخ، احتمالاً مبنی بر حدس و گمان است و بر آن‌ها اعتماد نمی‌شود.»

شیخ محقق بحرانی در حدائق الناضره، ج۱، ص۲۲، گفته است: «شما می‌دانی که مدت‌ها و زمان‌های طولانی بین نویسندگان کتاب‌های رجالی و راویان اخبار فاصله انداخته است. پس آنان چگونه بر حالات راویان ‌که باید با گواهی بر عدالت یا فسقشان حاصل شود، اطلاع یافته‌اند؟ و اطلاع بر حالات راویان، ‌با نقل، شهرت، قرینۀ موجود یا شبیه این‌ها که در واقع، روش همۀ تألیف‌کنندگان این کتاب‌هاست‌، شهادت نامیده نمی‌شود؛ ولی آنان بر این روش اعتماد کرده، آن را گواهی نامیده‌اند.»

در «الرسائل الرجالیه» از ابوالمعالی محمد بن ‌محمد ابراهیم ‌کلباسی، ج۲، ص۳۲۴ و پس از آن، سخن فاضل خواجویی را در خصوص ارزش‌گذاری‌های شیخ طوسی چنین آورده است: «خبر‌دادن شیخ طوسی به احوال راویان، در هیچ صورتی، ظن، گمان یا شک و تردید را هم نمی‌رساند؛ زیرا سخن او در این باب دچار آشفتگی است؛ از جمله اضطراب و آشفتگی کلامی او این است که او یک جا می‌گوید: «این مرد ثقه است.» و در جای دیگر می‌گوید او «ضعیف است.» چنانکه دربارۀ «سالم بن مکرم ‌جمال» و «سهل بن زیاد» وضعیت این‌چنین بوده است. وی همچنین در کتاب رجال خود گفته است «محمد بن ‌هلال ثقه است.» و در کتاب الغیبه گفته: «او مذموم بوده است.» وی در العده گفته است: «عبدالله بن بکیر از کسانی است که طایفۀ ما به خبرش عمل کرده‌اند و در آن اختلافی ندارند.» اما در استبصار در انتهای باب اول از باب‌های طلاق، به فسق و کذب او تصریح کرده و گفته است که او به رأی و نظر خود عمل می‌کرده است.

همچنین در استبصار گفته است: «عمار ساباطی ضعیف است و به روایتش عمل نمی‌شود.» اما در العده گفته است «طایفۀ ما همیشه به روایت او عمل می‌کنند.» او ادعا کرده است که طایفۀ ما به اخبار فطحیه ـ‌مثل عبدالله بن بکیر و دیگران‌ـ عمل می‌کنند و همچنین به اخبار واقفیه مثل ‌سماعه بن ‌مهران، علی بن ابی‌حمزه، عثمان بن عیسی، بنی‌فضال و طاطریه‌؛ اما ما هیچ‌یک از اصحاب را نیافتیم که علی بن ابی‌حمزه ‌بطائنی را توثیق یا به روایتی که تنها او روایت کرده است، عمل کرده باشد؛ زیرا او خبیث، واقفی، کذاب و مذموم است؛ و به همین ترتیب مقایسه کنید دیگرانی را که او در این سخن خود ادعا می‌کند طایفه به روایتش عمل می‌کنند‌.»

ابوالمعالی‌ کلباسی در رسائل رجالیه، ج۱، ص۲۱۸، سخن «نجل» نگارندۀ المعالم را در عیب‌جویی از علامه حلی و شیخ طوسی از نظر کثرت توهماتشان دربارۀ رجال نقل کرده و گفته است: «همان‌طور که «نجل» ‌که به وی اشاره شد‌، به معتبر‌‌نبودن صحیح‌شمردن‌های علامه حکم کرده و علتش را توهمات فراوان او در توثیق رجال دانسته است. گوید: آری، در توثیق شیخ اشکال وجود دارد؛ زیرا او نیز بسیار دچار توهم شده است.»

سید علی ‌خامنه‌ای در اصول چهارگانه در علم رجال، صفحۀ ۳۴، گفته است: «طبق آنچه بسیاری از اهل خبره در این فن گفته‌اند، نسخه‌های کتاب فهرست همچون بیشتر کتاب‌های رجالی معتبر قدیمی دیگر ـ‌مثل کتاب کَشی، نجاشی، برقی و غضائری‌ـ همگی دستخوش تحریف و تصحیف (اشتباه ناشی از قرائت)، و دچار آسیب‌های خطرناکی شده‌اند و نسخۀ صحیحی از آن‌ها به مردم این روزگار نرسیده است!»

در نهایت، رجالی‌ها در تناقض‌گویی‌های بسیاری افتاده‌اند که نمونه‌هایی از این تناقضات را بیان می‌کنیم:

تناقضات نجاشی و طوسی بسیارند و تنها برخی از آن‌ها را بیان می‌کنیم:

  • داوود بن ‌کثیر رقی:

شیخ طوسی در رجال خود صفحۀ ۳۲۹، شمارۀ ۵۰۰۳ می‌گوید: «داوود بن ‌کثیر رقی ـ‌مولای بنی‌اسد‌ـ ثقه است.»

شیخ نجاشی در رجال خود صفحۀ ۱۵۶، شمارۀ ۴۱۰ می‌گوید: «داوود بن ‌کثیر رقی… واقعاً ضعیف است و غالیان از او روایت می‌کنند.»

  • معلی بن خنیس:

شیخ طوسی در کتاب غیبت، صفحۀ ۳۴۶ او را در میان مدح‌شدگان ذکر کرده، می‌گوید: «از افراد معتمد امام صادق(ع) بود و به همین دلیل داوود بن ‌علی او را به قتل رساند. وی از نظر امام(ع) ستایش‌شده بود و بر منهج امام(ع) درگذشت و امرش مشهور است.»

نجاشی در رجال خود صفحۀ ۴۱۷، شمارۀ ۱۱۱۴ گفته است: «معلی بن خنیس: ابوعبدالله از پیروان امام صادق جعفر بن محمد(ع) و پیش از او موالی بنی‌اسد بود. اهل کوفه و شغلش بزازی بود؛ و بسیار ضعیف است و بر او اعتماد نمی‌شود… .»

  • سالم بن مکرم ‌ابوخدیجه:

طوسی در الفهرست، صفحۀ۱۴۰، شمارۀ ۳۳۷ می‌گوید: «او ضعیف است.»

نجاشی در رجال خود صفحۀ ۱۷۷، شمارۀ ۵۰۱ گفته است: «ثقه است. قابل‌اعتماد است.»

  • طوسی خودش را نقض می‌کند:
  • سهل بن زیاد آدمی‌ رازی:

طوسی در الفهرست، صفحۀ ۱۴۰، شمارۀ ۳۳۹ گفته است: «سهل بن زیاد آدمی ‌رازی ـ‌کنیه‌اش ابوسعید‌ـ ضعیف است… .»

اما در رجال خود صفحۀ ۳۸۱، شمارۀ ۵۶۹۹ می‌گوید: «سهل بن زیاد آدمی کنیه‌اش ابوسعید و ثقه است.»

  • سید خویی خودش را نقض می‌کند:
  • جعفر بن ‌محمد بن ‌حکیم:

او را در کتاب الحج، ج۲، شرح ص۳۶۹ توثیق کرده است: «اما دانستی که خبر ابراهیم معتبر است؛ زیرا جعفر بن محمد بن ‌حکیم که در سند ذکر شده گرچه در کتاب‌های رجالی توثیق نشده، اما ثقه است زیرا از رجال کامل‌الزیاره است.»

ولی او را در کتاب طهارت، ج۶، شرح ص۳۱۴ ضعیف شمرده، در خصوص یک روایت گفته است: «علاوه بر اینکه سندش ضعیف است ـ‌زیرا اعتبار طریق شیخ به ابن‌فضال ثابت نشده است‌ـ در سندش جعفر بن ‌محمد بن ‌حکیم هم دیده می‌شود که وثاقتش ثابت نشده است.»

  • مفضل بن عمر:

توثیق: کتاب روزه، سید خویی، ج۱، شرح ص۳۳۹ و ۳۴۰: «مفضل بن عمر: سخن دربارۀ او بسیار است… ظاهراً او ثقه و حتی از بزرگان مورد‌اعتماد است.»

تضعیف: کتاب طهارت، سید خویی، ج۳، شرح ص۱۳۰: «با این حال این دو روایت ضعیف هستند؛ زیرا در سند یکی از آن دو، مفضل بن عمر وجود دارد.»

  • محمد بن ‌احمد بن ‌خاقان:

توثیق: کتاب نماز، سید خویی، ج۴، شرح ص۱۰۸ و ۱۰۹: «اما از نظر سند… و دیگری محمد بن ‌احمد بن ‌خاقان ابوجعفر قلانسی معروف به حمدان که موثق است.»

تضعیف: در معجم رجال حدیث، ج۵، ص۲۰۴ دربارۀ او می‌گوید: «این روایت گرچه به‌خودیِ‌خود غیرقابل‌تصدیق است… تا اینکه می‌گوید: ضعیف‌السند است؛ زیرا «محمد بن ‌احمد بن ‌خاقان» هرچند توثیق او را شیخ از عیاشی حکایت کرده، اما نجاشی او را ضعیف شمرده است؛ و همین‌طور ابن‌غضائری، طبق آنچه علامه و ابن داوود حکایت کرده‌اند.»

  • معلی بن خنیس:

توثیق: کتاب نماز، ج۲، شرح ص۱۵۷: «شیخ در خبر صحیح از معاویه بن ‌عمار روایت کرده است که گفت: نزد امام بودم که معلی بن خنیس از امام صادق(ع) دربارۀ سجده بر قفر (زمین بایر) و قیر سؤال کرد. امام(ع) فرمود: اشکالی ندارد. شیخ صدوق این را با سند صحیح از معلی بن خنیس روایت کرده است.»

تضعیف: کتاب نماز، ج۵، ق۲، شرح ص۱۳۸: «روایت معلی بن خنیس از امام صادق(ع) که گفت: وقتی امام یک رکعت از تو جلو افتاد… این حدیث به دلیل وجود معلی‌ بن خنیس،‌ ضعیف است.»

ادامه دارد

 

پاورقی:

  1. «جرح و تعدیل» یکی از اصطلاحات حدیثی است. جرح به‌معنای بیان کلماتی دربارۀ شخص است که موجب عدم وثوق به روایت اوست؛ در مقابل «جرح»، «تعدیل» قرار دارد که به معنی موثق و عادل‌دانستن راوی حدیث است. (مترجم)

 

 

همچنین ببینید

پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهات شیخ علی کورانی ، قسمت چهاردهم

قسمت قبل امام علی(ع) در خطبۀ ۳۸ نهج‌البلاغه در تعریف شبهه فرمودند: «وَ اِنَّما سُمِّیَتِ …

یک نظر

  1. یا احمدالحسن علیه السلام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *