خانه > بایگانی/آرشیو برچسب ها : سید احمد الحسن یمانی ع

بایگانی/آرشیو برچسب ها : سید احمد الحسن یمانی ع

وهب ! رؤیا را تصدیق کن!

وقتی وهب نزد خانواده‌اش بازگشت وچشمه رادید،از مادرش پرسید جریان این چیست؟ مادرش به او گفت: پسرم!امروزگویا عیسی مسیح باما دیدار نمود.دربارۀ تو پرسید و گفت:رؤیا راتصدیق کن.اینجا بود که وهب گریان شد و گفت: مادرم! دیشب در خواب،روح‌الله عیسی را دیدم و کنارش مردانی با ابهت ووقار بودندو... سایت رسمی دعوت سید احمدالحسن یمانی ع

وهب نصرانی کیست؟   سلام بر حسین و علی بن حسین و فرزندان حسین و یاران حسین. همان افرادی که خونشان را برای حسین(ع) دادند. سلام بر تو ای وهب ، ای کسی که حق را در زمانی که یاور اندک بود، یاری دادی. وهب نصرانی یکی از شهدای کربلا بود که به امام حسین(ع) …

بیشتر بخوانید »

حسینی شدن، از خیال تا واقعیت

شیخ ناظم عقیلی از مومنان دعوت سید احمدالحسن ع می‌نویسد: «زیارت حسین(ع) به معنای بازگشتِ انسان، به مبدأ آزادگی و آزادی است... افرادی که حسین(ع) را کشتند و او را خوار کردند، به این دلیل، این کار را انجام دادند که بندگانِ نفْس و دنیا و پادشاهان و فقهای بدکار بودند. زیارت حسین(ع) به‌معنای کندن پیراهنِ بردگی و دنباله‌روی...

حسین حقیقی کیست؟ اسارت و به‌زنجیر‌کشیده‌شدن در صندوق حافظهٔ خویش از بدترین اسارت‌ها در زندگی است که تمام سرنوشت فرد را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد و انتظار هر کاری را از چنین موجودی می‌توان توقع داشت؛ زیرا صحرای تاریک صندوق حافظه، پر است از سلاح‌هایی که نمی‌دانی با کدام‌یک می‌خواهد حمله کند. چنین موجودی حتی …

بیشتر بخوانید »

قسمت دوازدهم: شیخ جعفر سبحانی و اشتباه تایپی!

قسمت دوازدهم: شیخ جعفر سبحانی و اشتباه تایپی! «چارلز داروین کتاب خود به نام تحول گونه‌ها را در سال 1908 میلادی منتشر کرد.» (شیخ جعفر سبحانی)

علی محمدی هوشیار در پاورقی صفحۀ 12 مقاله «تو هَم بی‌خدایی» می‌نویسد: «احمد بصری هیچ اشاره‌ای به مباحث علمی حضرت آیت الله سبحانی نداشته و صرفا با سیاه نمایی یک اختلاف در ترجمه و اشتباه تایپی به استهزاء ایشان پرداخته». در ابتدا متن کتاب توهم‌ بی‌‌‌خدایی را ذکر می‌کنیم: «شیخ جعفر سبحانی در کتاب «راه‌های …

بیشتر بخوانید »

اگر خدا نسبت به بندگانش مهربان است،چرا آتش را آفرید؟

پیامبر(ص) فرموده است: «تا آنکه مؤمنان از آتش نجات می‌یابند. سوگند به آنکه جانم به دست اوست، کسی بیشتر از شما به‌‌جهتِ دور‌شدن حق، از مؤمنان و برادرانشان ـ‌که در آتش مانده‌اند‌ـ به درگاه خدا ناله و زاری نمی‌کند؛ و می‌گویند: پروردگارا! آن‌ها با ما روزه می‌گرفتند، نماز می‌خواندند و حج می‌گزاردند ....

یکی از تأییدکنندگان بی‌خدایی، با حالتِ سؤالی گفته است:اگر خدا نسبت به بندگانش مهربان است و خیر آن‌ها را می‌خواهد، چرا آتش را آفرید؟!و در پاسخ به خودش می‌گوید: برای اینکه کافران را بسوزاند. بسم الله الرحمن الرحیمو صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیما بیانیه و پرسش انکاری …

بیشتر بخوانید »

مشاهده‌نکردن چیزی، نفی‌کنندۀ وجود آن نیست، قسمت ششم

«معتقدم كه رويارويی فكری و علمی با الحاد و خداناباوری به سطحی رسيده كه نياز به دخالتی الهی دارد؛ لذا  آنچه برای مبارزه با اين قضيه كه امروزه مهم‌ترين مسئله برای دين و ايمان به شمار می‌رود، لازم بود انجام دادم. معتقدم كتاب توهم بی‌خدایی تمام موازين الحاد را زيرورو کرد (یمانی موعود سید احمد الحسن ع -کتاب توهم بی خدایی)

مقدمه: یکی‌ از مسائل‌ اساسی‌ برای‌ انسان، مسئلۀ‌ وجود خداوند یا خالق است. اعتقادد‌اشتن یا بی‌اعتقادی‌ به‌ خالق، در زندگی‌ انسان، بسیار نقش‌آفرین‌ است. اگر کسی‌ به‌ هر دلیلی به‌ وجود خداوند اعتقاد پیدا کند، تمام‌ اعمال‌ و حرکات‌ او، رنگ‌وبوی‌ خاصی‌ به‌ خود می‌گیرد و اگر هم‌ بی‌اعتقاد به‌ خالق باشد، باز اعمال‌ او …

بیشتر بخوانید »

مشاهده‌نکردن چیزی، نفی‌کنندۀ وجود آن نیست، قسمت پنجم

اصل بحث خداباوران و خداناباوران در خصوص دیده‌نشدن خداوند نیست؛ بلکه دربارۀ صفاتی است که به مخلوقات نسبت داده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که خداناباوران ادعا می‌کنند هیچ اثر ی دال بر وجود خدا در جهان وجود ندارد و خداباوران عکس آن را می‌گویند.

مقدمه: یکی‌ از مسائل‌ اساسی‌ برای‌ انسان، مسئلۀ‌ وجود خداوند یا خالق است. اعتقادد‌اشتن یا بی‌اعتقادی‌ به‌ خالق، در زندگی‌ انسان، بسیار نقش‌آفرین‌ است. اگر کسی‌ به‌ هر دلیلی به‌ وجود خداوند اعتقاد پیدا کند، تمام‌ اعمال‌ و حرکات‌ او، رنگ‌وبوی‌ خاصی‌ به‌ خود می‌گیرد و اگر هم‌ بی‌اعتقاد به‌ خالق باشد، باز اعمال‌ او …

بیشتر بخوانید »

نقدی بر مهم‌ترین دلیل تقلید

از جمله ادله تقلید می‌توان به توقیع معروف «اما الحوادث الواقعه...» اشاره کرد که در زمان نائب دوم صادر شده  و در کتاب «کمال‌الدین و تمام النعمة، ج2، ص484» شیخ صدوق نقل شده است

نقدی بر مهم‌ترین دلیل تقلید انسان فطرتاً به‌دنبال امام می‌گردد. یکی از مسائل مهمی که مردم هر زمان در طول تاریخ با آن رویارو هستند این است که در زمان غیبت و نبودن حجت خدا چه وظیفه‌ای دارند و باید چه‌کار ‌کنند. زمان غیبت امام مهدی علیه‌السلام نیز از این قاعده مستثنا نیست و در …

بیشتر بخوانید »

چه ارتباطی بین حسین بن علی ودموزی وجود دارد؟(قسمت دوم)

شباهت عجیب داستان دموزی و حسین بن‌ علی به‌همراه سابقۀ پیشگویی داستان آیندۀ انبیا توسط سومریان ما را مجبور به اعتراف این موضوع می‌کند که حسین بن علی و دموزی در واقع یک نفر هستند. (سید احمد الحسن فرستاده امام زمان)

دموزی چه کسی بود که سومریان هزاران سال بر مصیبت‌هایش می‌گریستند؟ بین روایتی که از واقعۀ کربلا ذکر شده است با آنچه سومریان دربارۀ دموزی نقل کرده‌اند چه شباهتی وجود دارد؟ آیا ممکن است سومریان با آن تمدن عظیم هزاران سال بر شخصیتی خودساخته بگریند؟ همان ‌طور که پیش از این مسئله پیش‌بینی‌هایی که سومریان …

بیشتر بخوانید »

تفسیر و تأویل به چه قیمت؟

سید احمدالحسن(ع)بر اساس ادله قرآنی و روایی دلیل حقانیت خود را بلند‌کردن پرچم رسول خدا‌(ص)می‌داند که شعارش حاکمیت خداوند است و حق حاکمیت را فقط مختص حجت‌های الهی می‌داند و دموکراسی و شورا را باطل می‌داند و با اینکه روایات و آیات قرآنی بسیاری بر حقانیت خود ذکر می‌کند، مخالفان ایشان آن‌ها را تأویل و تفسیر شخصی می‌کنند.

داستان زندگی دنیایی‌شان خواندنی است، قومی که دختر پیامبر خود را که معتقد بودند او فرستاده‌ای الهی است، مدتی بعد از رفتنش از دار دنیا ضرب‌و‌شتم کردند و پشت درب نیم‌سوخته با فشار درب خانه‌اش او و جنینِ در شکمش را به شهادت رساندند و مایۀ عبرت تاریخ شدند. واقعاً دلیل این‌همه تغییر و زیرپا‌گذاشتن …

بیشتر بخوانید »

و فدک دوباره غصب می‌شود!

آنچه مهم است بدانیم حقیقت فدک است؛ حقیقتی که امام غریب، موسی بن جعفر (ع) آن را به هارون عباسی گفت و تحملش را نداشت و سال‌ها به زندانش انداخت. (سید احمد الحسن یمانی و فرستاده امام الزمان)

روزی هارون‌الرشید به امام موسی کاظم (ع) اعلام کرد که حاضر است «فدک» را به او برگرداند. امام فرمود: در صورتی حاضرم فدک را تحویل بگیرم که آن را با تمام حدود و مرزهایش پس بدهی! هارون پرسید: حدود و مرزهای آن کدام است؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگویم هرگز پس نخواهی داد. …

بیشتر بخوانید »