آخرین خبرها
خانه > جستجوی تمدن > اصلاح گر حقیقی

اصلاح گر حقیقی

خداوند مهربان، نعمت‌هایش را با رحمت به بندگانش عطا می‌کند که طبعاً قابل‌شمارش نیست. لطف خداوند کریم همواره بر بندگانش نازل می‌شود و از کرم و احسان بی‌دریغش بندگانش را هدایت می‌کند. از رحمت او به‌‌دور است که بندگانش را در بیابان‌های سرگردانی و سختی‌ رها کند و  آن‌ها را بدون راهنمای حقیقی، پراکنده سازد.

آیا انسان چیزی بیش از این می‌خواهد؟ آیا خردمندی هست که آب جاری و پاک را رها کند و به مرداب تلخی پناه ببرد؟

نقش سید احمدالحسن (ع) به‌عنوان رهبر حقیقی مانند نقش تمام حجت‌های خداست. مردم را به راه حق و درست هدایت می‌کنند. در صورت پذیرش مردم و ایمان‌آوردن آن‌ها، برمی‌خیزند و سعی در اصلاح فساد می‌کنند؛ این مسئله را در رفتار امام علی علیه‌السلام مشاهده کنیم که به دلیل سرپیچی و یاری‌نرساندن مردم، به مدت 25 سال خانه‌نشین بودند.

در میان انبوه داستان‌های گذشتگان مشاهده می‌کنیم که خداوند سبحان، پیوسته فرستادگان را به‌سوی مردم فرستاده است و آنان، بشارت می‌دهند و انذار می‌کنند و آنان را به‌سوی حق و راه مستقیم دعوت فرامی‌خوانند. راهنمایانی که در هر سختی و شرایطی، مسیر نجات را نشان می‌دهند و به اصلاح امور مردم می‌پردازند؛ اما مردم از مسیر مستقیم او به‌سوی بیراهه‌ها گمراه می‌شوند.

اصلاحگران حقیقی کسانی هستند که در این راه از همۀ حق خود می‌گذرند و با فداکاری، راه نجات را تقدیم امت‌ها می‌کنند. مَثل اصلاحگر مانند داستان دو خانمی است که در زمان هارون عباسی مدعی می‌شوند مادر یک کودک‌اند که حاکم با عجز در فهم واقعیت، مسئله را به بهلول ارجاع می‌دهند و او نیز این راه‌حل را پیشنهاد می‌دهد که کودک را به دو نیم تقسیم کنند و به هر مادر نیمی از آن کودک را بدهند؛ پس با این قضاوت یکی از خانم‌ها فریاد می‌زند او کودک من نیست. بهلول برای حُضار در مجلس دلیل آورد که کودک از آنِ زنی است که از حقِ خود گذشت؛ چراکه نتوانست رنج دیدن کودک خود را ببیند و کودک را به او داد.

آری، کسی که صاحب واقعی حق است از حق خود می‌گذرد. کسی که صاحب واقعی است، برای نجات و اصلاح امر، آنچه را به او تعلق دارد رها می‌کند و فقط خواهان نجات است؛ صاحب حقیقی، قلبش برای نجات می‌تپد، نه برای بالا‌گرفتن حقش؛ زیرا او حقش را وسیله‌ای برای اصلاح می‌داند؛ پس اگر حتی بتواند با گذشتن از حق خود به هدفش برسد از آن دریغ نمی‌کند.

خوب است که مردم سرهای خود را بالا بگیرند و با دقت به اوضاع و شرایطی که در بین آن‌ها جاری است، بنگرند. چه کسی حق حقیقی خود را رها می‌کند تا مبادا آزاری در پسِ این طلب برای مردم باشد؟ و چه کسانی حق را بر دوش خود انداخته و آن را به غارت می‌برند.

باید از خود بپرسیم که چه اصلاحی را در میان خود می‌خواهیم؟ و چه اصلاحی را در بین خود مشاهده می‌کنیم؟

نقش سید احمدالحسن(ع) به‌عنوان رهبر حقیقی مانند نقش تمام حجت‌های خداست. مردم را به راه حق و درست هدایت می‌کنند. در صورت پذیرش مردم و ایمان‌آوردن آن‌ها، برمی‌خیزند و سعی در اصلاح فساد می‌کنند؛ این مسئله را در رفتار امام علی علیه‌السلام مشاهده کنیم که به دلیل سرپیچی و یاری‌نرساندن مردم، به مدت ۲۵ سال خانه‌نشین بودند.

اصلاح حقیقی

خداوند متعال می‌فرماید:

(وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ)

(و چون برگردد [یا ریاستى یابد] کوشش مى‌کند که در زمین فساد کند و کِشت و نسل را نابود سازد؛ و خداوند تباه‌کاری را دوست ندارد). (بقره، ۲۰۵)

در هنگامه‌ای که احزاب فاسد و خراب‌کار، هریک منافع مردمی را به‌نفع خود مصادره می‌کنند و آیندۀ جوانان یک سرزمین را به هر طریقی که بتوانند به ‌تباهی می‌کشانند، پیشنهاد برای داشتن دولتی مستقل از هرگونه بازی حزبی و تمایلات درونی، جز این نیست که صاحب حق بار دیگر حقش را فدای اصلاح و نجات می‌کند. این راه‌حلی است از سوی صاحب حقی از جنس خود مردم برای مردم، تا نجات از ظلم و عذاب را در پیش بگیرند.

این راهی نیست که صاحب حقیقی به حقش برسد و احیای حق غصب‌شده‌اش نیست؛ بلکه یگانه‌راه‌حل اصلاح بین مردم است. اصلاح برای درمان فسادی که رنگش بر همۀ جان‌ها پاشیده شده است و گریزی از تبعات آن برای هیچ‌کس باقی نمانده است. فسادِ روی‌گردانی از خداوند و حاکمیت خداوند بر زمین، در تکاپوی برقرار‌کردن حاکمیتی که بر اساس امیال و خواست‌های انسانی است؛ پس اصلاحگری برای زدودن این فساد همان احیای حق الهی و برپاساختن کرسی برای نمایندۀ خداوند بر روی زمین، در همۀ ابعاد و بالاترین حد است.

سید احمدالحسن(ع) دربارۀ پیشنهاد خود برای رهایی عراق از مشکلات ـ‌که امری غیر از طلب سرپرستی مردم عراق و یگانه راه نجات است‌ـ این‌گونه می‌گوید:

«من برای حل بحرانِ پانزده‌سالهٔ عراق پیشنهادی مطرح کردم و آن را بر مردم عراق و شیوخ و بزرگان عشایر عرضه نمودم؛ و تا الآن غالب شیوخ و بزرگان عشایر، این پیشنهاد را تأیید کرده‌اند؛ فکر نمی‌کنم که این مسئله، سرپرستی و کفالت مردم عراق باشد؛ بلکه چیزی که ممکن است سرپرستی و اجبار و وادارکردن مردم عراق نامیده شود، توجیه نتایج انتخابات تقلبی است که اکثراً در آن شرکت نکرده‌اند». [۱]

در قعر این فساد، جان‌های مردم است که به زیر کشانده می‌شود. مردمانی که به زجر‌کشیدن و این روی‌گردانی راضی شده‌اند و به‌گونه‌ای واژگون شده‌اند که نه‌تنها حق و اصلاح را انتخاب نمی‌کنند؛ بلکه آن‌ها با آغوش باز به این قعر فساد پناه می‌برند. در بحبوحۀ این فساد، راهی برای اصلاح باقی نمی‌ماند و عرصه برای نجات تنگ‌تر می‌شود. عواقب و نتایج فساد حاصل از پشت‌پازدن به حاکمیت خداوند به جایی می‌رسد که نجاتی جز چنگ‌زدن به خداوند باقی نخواهند ماند. خداوند در این هنگام مردم را به‌سوی صاحب حق سوق می‌دهد تا آن‌ها را در پشتِ موج‌های پی‌درپی به ساحل امن رهنمون باشد. اصلاح دلسوزانه‌ای که برای آن‌ها قرار می‌گیرد، حتی انتخابش برای آن‌ها سخت نیست؛ زیرا از جنس خواست و میل خودشان است.

همانند آن چیزی که در مسیر زندگی نبی خدا یوسف(ع) و مولای متقیان امام علی(ع) دیده‌ایم. هنگامی‌که برای نجات و اصلاحگری وارد میدان خواست‌های مردمی شدند و در درون بنای خودساختۀ مردم رسوخ کردند تا اندک‌روزنه‌هایی برای تابش نور بر تاریکی‌ها ایجاد کنند؛ و آنچه امروز با وصی و فرستادۀ امام مهدی(ع) شاهدیم، تلاش برای اصلاحگری در میدان خودخواهی‌هایی است که رویۀ احزاب است.

سید احمدالحسن(ع) در پاسخ به سؤالی در صفحۀ رسمی فیس‌بوکشان در خصوص جواز شرکت در انتخابات مردمی به این مسئله اشاره دارند که برای ایجاد تغییر مثبت، با اجازۀ معصوم، احتمال مشارکت در نظام حکومتی ممکن است رخ بدهد.

«و اما مسئلۀ پرسش تو دربارۀ انتخاباتی که نتیجه‌اش تعیین حاکم اصلی است که خون [جان]ها به دست اوست، یا مشارکت در نظام حکومتی از باب اضطرار یا برای به‌وجود‌آوردن تغییر مثبت، جایز نیست؛ مگر درحالی‌که امام معصوم اجازه دهد؛ آن‌هم به‌سبب حالتی معین یا شرایطی مشخص؛ مانند اجازه‌ای که امام علی(ع) به بعضی از اصحابشان دادند تا در حکومت خلفا مشارکت کنند و بعضی از آنان در حکومت برخی مناطق اسلامی مشارکت کردند، یا مانند اجازۀ امام موسی کاظم(ع) به برخی از اصحابشان برای مشارکت در حکومت بنی‌عباس، یا مانند آنچه برای خود حضرت یوسف(ع) و امام علی ‌بن ‌موسی ‌الرضا (ع) رخ داد.» [۲]

با وجود روشنی این حقیقت، اکثر مردم آن را درنمی‌یابند. امام علی(ع) بر غصب حق خود صبر می‌کند و نمی‌جنگد؛ بلکه به اصلاح بین مردم می‌پردازد. همانند آنچه امروز با سید احمدالحسن(ع) دوباره رخ داده است. نتیجۀ حاصل از اعمال فاسد، روشن ساخته که وضع عراق برای هیچ‌یک از احزاب اهمیتی ندارد؛ زیرا اهلش نیستند.

در این میان تنها سید احمدالحسن(ع) است که با آن‌ها بر سر مقام و منصب‌هایشان مجادله نمی‌کند؛ بلکه کوتاه آمده است و برای آن‌ها راه‌حلی قرار داده و آن همان حکومتِ نجات‌دهندۀ مستقل است [۳] که ریاست آن با سید جعفر صدر باشد، تا بتواند سرزمین عراق را به جایگاه امنی هدایت کند. این بزرگ‌ترین دلیل بر احساس مسئولیت کامل سید احمدالحسن(ع) است. حال آنکه دیگرانی که برای رسیدن به پست و مقام‌ دست به هر کاری می‌زنند.

حتی اگر مجبور باشند خون تمام عراقی‌ها را بریزند. همان کسانی که در مدت پانزده سال اخیر بر عراق حکمرانی کردند و شکست خود را نشان دادند و همچنان به حکمرانی خود چنگ می‌زنند و بزرگ‌ترین دلیل این است که مصلحت سرزمین عراق برایشان ارزشی ندارد؛ اما برای سید احمدالحسن(ع) بسیار مهم است. ایشان(ع) در پیامی اهمیت موضوع عراق در نزد خویش را با این جملات توصیف فرمودند:

«وضعیت در عراق، تحمل سکوت را ندارد و فردی که سکوت یا ایستادن روی دامنه را انتخاب کند، به‌زودی در مقابل خداوند و تاریخ، مورد‌حساب قرار می‌گیرد؛ و به همین سبب، بشخصه و برای برائت ذِمّه [انجام‌وظیفه] مقابل خداوند و تاریخ و مردم عراق، به‌زودی ان‌شاءالله راه‌حلی را پیشنهاد می‌دهم که قابلیت اجرا داشته باشد و بتواند عراق را از حالت افتضاح ـ‌که احزاب خراب، باعث به وجودآمدن آن شدندـ نجات دهد.» [۴]

سید احمدالحسن(ع) همانند امام علی(ع) از حق خود می‌گذرد و بدون درخواست احیای حقش، مردم را به‌سوی راه‌حل نجات دعوت می‌کند. راه‌حلی که خود در آن قرار ندارد و خواست دعوت به خود را ندارد؛ بلکه راه‌حلی ارائه می‌دهد که منصفانه است و این همان روش اصلاح‌گری اهل حق است.

فردی به نام عارف حلی در فیس‌بوک از سید احمدالحسن(ع) در خصوص راه‌حل مشکلات عراق و نظرات سیاسی مطرح‌شده توسط ایشان پرسید و چنین پاسخ شنید:

«عقیدۀ خودمان، دربارۀ حاکمیت را به‌روشنیِ کامل بیان کردم که برای فرد جویندۀ حق، هیچ پوششی در آن نیست؛ اما دخالت در مسائل عمومی، علتش را به‌روشنی توضیح دادم و بیان کردم که این کارِ فردِ مجبور، در مطالبۀ حقوق مردم است یا کمترین اندازۀ آن؛ و به سخن امیرالمؤمنین(ع) اِستشهاد کردم:

“واللَّه لأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ، ولَمْ یَکُنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَیَّ خَاصَّهً، الْتِمَاساً لأَجْرِ ذَلِکَ وفَضْلِه، وزُهْداً فِیمَا تَنَافَسْتُمُوه مِنْ زُخْرُفِه وزِبْرِجِه”

“سوگند به خدا به آنچه انجام داده‌‏اید، گردن می‌‏نهم تا هنگامی‌که اوضاع مسلمین روبه‌راه باشد و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم و از آن‌همه زر و زیوری که به دنبال آن حرکت می‏‌کنید، پرهیز می‏‌کنم.”

شیخ عارف حلی، خداوند شما را حفظ کند.

شما می‌دانی که من، آنان را نصیحت و راه را بیان کردم؛ ولی آنان، رفتن به‌سویی دیگر را خواستار شدند و به آنچه در آن هستند، رسیدند؛ آیا نظرت این است که بنشینم و مثلاً به آنان ناسزا بگویم؟!

قطعاً خیر؛ این اخلاق ما نیست؛ و به همین دلیل است که با تمام آنچه انجامش برایم امکان‌پذیر است، تلاش می‌کنم تا [آنان را] یاری و مساعدت دهم؛ و در مطالبۀ حقوق و بیان پیشنهاد‌ها، اهداف بسیاری است؛ علاوه بر اینکه تلاشی برای بازداشتن بخشی از [این] ستم و ظلم، از مردم عراق است؛ از جمله: بی‌آبرو‌کردنِ فسادِ راهی که احزاب حاکم، بر آن حرکت می‌کنند و در سختی‌انداختن ایشان و بیان چنگ‌زدن ایشان به مصالح شخصی و حزبی کوچکی که با حساب مصلحت مردم عراق مظلوم است.» [۵]

این روشی است که صاحبش را با آن باید شناخت. کسی که به دنبال نجات است مردم را با راهش به نابودی نمی‌کشاند تا بگوید من حق هستم بلکه او خودِ نجات می‌شود و نقشش،اصلاحگری جامعه می‌شود. او خود حق می‌شود و از خود می‌گذرد، تا راه را بگشاید. اصلاحگر حقیقی بسیار صبر می‌کند. در برابر غصب حقش سکوت می‌کند تا امور اصلاح شود. ایشان خواهان جنگ نیست. جنگ و قتال در هیچ‌ زمانی راه‌حل مناسب خداوند و حجج الهی نبوده است. اهل حق بسیار صبر و استقامت می‌کنند و هدفشان نجات است.

سید احمدالحسن(ع) در سیزدهم اکتبر سال ۲۰۱۸ در صفحه شخصی فیس‌بوکشان نوشتند:

«فردی که خواستار اصلاح است، گناهکاران را نمی‌کُشد؛ بلکه خواستار هدایتشان می‌شود و اخلاق نیکو را از خلال رفتار و روش خویش در زندگی، نسبت به آنان، به ایشان می‌شناساند.» [۶]

معنای حقیقی اصلاح همان اخلاق نیکویی است که اوج آن را در فداکاری رهبر حقیقی می‌بینیم. زمانی که حقش غصب می‌شود با خضوع فراوان پا به عرصه می‌گذارد. حتی با اینکه او را طلب نمی‌کنند راه‌حل نجات را ارائه می‌دهد. این اصلاح همواره با فدا‌کردن حق است که عظمت آن را تاریخ در فدا‌شدن حق حسین بن علی (ع) مشاهده کرد. اصلاحی که نمایندۀ اندیشه و اخلاق و دلیل قیام حسین(ع) است.

انقلاب حسین(ع)، انقلاب اصلاحی بوده است. امام حسین(ع) به نبرد برنخاست؛ بلکه بین مردم اصلاح را برقرار کرد؛ همراه با شکل‌دادن جامعه‌ای که فعال برای دین‌داری و خواستار صلح است. امام حسین(ع) معنای اخلاق و اصلاح بود. آقای اصلاح و رهبر حقیقی آن، حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) که تشنه کشته شد. امام حسین(ع) خودخواهانه و برای خوش‌گذرانی خروج نکرد؛ برای درخواست اصلاح، در امت جدش خروج کرد. در نتیجه امام حسین(ع)، از ما این امتی را می‌خواهد که برای اصلاح، در میان آن خروج کرد و امتی را نمی‌خواهد که با یکدیگر می‌جنگند و برای اصلاح حال آن، از یکدیگر حمایت نمی‌کنند؛ مانند آنچه امروزه با فساد احزاب در میادین مشاهده می‌کنیم. بلکه با اخلاق و نیکوکاری باید اصلاح را در پیش گرفت. باید به نصیحت رهبر حقیقی گوش فراداد تا درب‌های رحمت بر ما گشوده شود.

(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ) (اعراف، ۹۶)

(و چنانچه اهل سرزمین‌ها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند ما برای آن‌ها درب برکت‌های زمین و آسمان را باز می‌کردیم).

 

نتیجه‌گیری:

هنگامی‌‌که ستمگران بر مسند حکومت بنشینند و به مردم ستم کنند، خداوند متعال رهبری نیکوکار برای آن‌ها می‌فرستد تا ستمدیدگان را نجات دهد؛ این رهبر با پیشنهاد‌های خود و بیان راه‌حل‌هایی آن‌ها را نصیحت می‌کند تا عذاب را از آن‌ها دور سازد؛ پس چنانچه پیشنهاد‌ها و راه‌حل‌هایش را بپذیرند، برکات از همه طرف بر آن‌ها نازل می‌شود؛ اما چون ستمکاران در طول عصرها راه‌حل‌های آسمانی را نپذیرند، عذاب‌ها از همه‌طرف آن‌ها را احاطه خواهد کرد.

این داستان همیشگی تاریخ است که همواره تکرار می‌شود؛ اما بدون هیچ عبرت‌گیرنده‌ای تنها نقشی بر تاریخ می‌نهد. جایگاه و نقش رهبر و حاکم حقیقی در میان مردم که با فساد به زیر کشانده می‌شود در حدی است که حتی فریادهای او در حل مسائل بینشان نیز ناشنیده می‌ماند. مردمانی که انتخاب می‌کنند و ماحصل آن را می‌چشند؛ نعمت‌های الهی یا عذاب‌های الهی که بر آن‌ها فرود بیاید؛ اما به‌راستی حتی شنیدن نصیحت رهبر حقیقی نیز نیازمند تفکر و بینش عمیق است.

راهنما و اصلاحگر حقیقی، همان حق آشکار است و نجات در وجود اوست. همگان به او نیازمندند؛ ازاین‌رو همواره راه‌حل نهایی را به مردم ارائه می‌دهد. به‌طور مثال سید احمدالحسن(ع) در حدود پانزده سال برای برون‌رفت از مشکلات عراق به آن‌ها پیشنهاد نجات داده است. مردم عراق را رها نکرده است و صبورانه با حقی که از او غصب شده است، راه‌حل دولت مستقل را مطرح کرده است.

آیا مردم متوجه خواهند شد که نمی‌توان به حکومت‌های استوار بر حزب‌گراییِ دور از رحمت، امیدی داشت؟!

و آیا مردم متوجه خواهند شد حاکم اصلی و حقیقی چگونه برای اصلاح از حق خود می‌گذرد؟ آیا نصیحت را می‌شنوند و راه را برای نعمت‌ها باز می‌کنند یا در میان عذاب‌ها خود را رهاشده خواهند یافت؟

—————–
۱. https://www.facebook.com/Ahmed.Alhasan.10313/videos/1717726708274985

  1. http://bit.ly/2KAdFec
  2. ۳. پیام صفحۀ فیس‌بوک سید احمدالحسن(ع) در خصوص پیشنهاد حکومت مستقل:

بسم الله الرحمن الرحیم

والحمدلله رب‌العالمین

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پیشنهاد ریاستِ حکومتِ رهایی‌بخشِ مستقل، برای حل بحران عراق:

مشروع‌بودن حکومت فعلی، بر اساس همۀ ملاک‌های مشروعیت و حقانیت به پایان رسیده است؛ و در انتخاباتی که لازم است، حکومت آینده را [روی کار] بیاورد، فقط تعداد اندکی از مردم عراق شرکت کردند؛ به‌علاوه اینکه دروغ و تزویرش مشخص شده است و ثمره‌‌اش در بهترین حالت خود، حکومت غیرمشروعی است که ناتوان و از‌کار‌افتاده و زشت ‌است و چیزی ارائه نداده‌اند؛ نه خدمات و نه چیز دیگر؛ و برای مردم عراق، امکان‌پذیر نیست که برخوردِ همان شخصیت‌های سیاسی شکست‌خورده در مسائل عراق را تحمل کنند؛

به‌رغم اینکه قطعاً و یقیناً، شکستش ثابت شده است؛ و فکر نمی‌کنم، احدی از مردم عراق، که عقل داشته باشد، منتظر خدماتی از سوی این افراد باشد؛ زیرا فردی که چیزی را ندارد، نمی‌تواند آن را اعطا کند و ببخشد [فاقدالشئ لا یعطیه] و تجربه پانزده‌سالۀ ایشان را دیدیم که حیدر العبادی، آن را به شکست فضیحت‌باری کشانده است؛ و اگر تظاهرات به انقلاب مسلحانه تبدیل نشود، چه ‌بسا در آینده [به انقلاب مسلحانه] تبدیل شود یا به‌زودی، به انقلاب نظامی تبدیل شود؛

به همین دلیل، پیشنهاد ذیل را برای حل بحران عراق که از پانزده سال [قبل] ادامه داشته است، بیان می‌کنم:

اول: حزب‌الدعوه، هجمه به ریاست وزرا را رها کند؛ چراکه عراق، از شما سیر شده است و آنچه در حکومت حزب‌الدعوه رخ داده است، کافی است، زیرا عراق را غارت کردید؛ پس بیش از این، منجر به ریختن خون عراقی‌‌‌ها نشوید؛ و اگر رهبران حزب‌الدعوه وجدان دارند، چنگ‌زدن به کرسی [حکومت] تا [لحظۀ] مرگ را رها کنند؛ وگرنه مردم عراق، آنان را مجبور به این کار می‌کنند؛ ولی در آن هنگام، پشیمانی سودی ندارد.

دوم: مکلف‌نمودن سید محمدجعفر محمدباقر صدر برای ریاست حکومت رهایی‌بخش؛ با درنظرگرفتن اینکه مستقل باشد و نمایندۀ هیچ وجود سیاسی یا شخصیت سیاسی نباشد، «نه سید مقتدی صدر و نه حزب‌الدعوه و نه دیگران»؛ و ایشان باید قانون و نظام سیاسیِ عراق را تعدیل کند؛ دوری ایشان، از زندگی سیاسی بیمار در عراق، بهترین دلیل این مسئله است.

سوم: ارائۀ نقشه‌ای آشکار برای تکمیل خدماتِ اساسی در سراسر عراق، بر اساس سنجش‌های زمانی آشکار و روشن.

چهارم: رهایی و نجات اقتصادی عراق، با تمرکز بر تکامل یک شهر یا دو شهر امکان‌پذیر است؛ به این شکل که [این شهر] نیرویی اقتصادی شود که دیگر استان‌های عراق را به‌سوی تکامل و پیشرفت اقتصادی حرکت دهد؛ اما اینکه مسائل اقتصادی [محدود] به روش‌های بیهوده یا کوچک، در سطح استان‌ها باشد، کارهایی بی‌برنامه و بدون جدیت است و معمولاً هدف احزاب فاسد از این مسئله، دزدی اموال و حمایت از اتباع خودشان است که آنان را انتخاب کردند.

معتقدم شهر بصره شایستگی این را دارد که نیروی اقتصادی بزرگی در منطقۀ خاورمیانه و جهان شود؛ چرا‌که بندر عراق است؛ و نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی و ثروت‌های نفتی و کشاورزی و علت‌های بسیاری که دارد؛ و شهر پیشنهادی دیگر، شهر موصل است؛ همچنین حقیقتاً دلایل فراوانی وجود دارد که انتخاب آن به همراه بصره را رجحان و برتری می‌دهد.

نکته: تصورم این است که راهِ به‌دست‌آوردن این خواسته‌ها یا حداقل [خواستۀ] اول و دوم، برای رهایی عراق، تظاهرات واقعاً گستردۀ مردمی است که از سوی شیوخ عشایر و آبرومندان و شریفان [و بزرگان] عراق تأیید ‌شود. (۱۸ژوئیه ۲۰۱۸)

  1. ۴. ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸، پیام صفحه فیس‌بوک سید احمدالحسن(ع)

https://t.me/ghalam_ashab_ghaem_as/1123

  1. https://www.facebook.com/ghalam.ashab.ahmed.alhasan.as
  2. https://goo.gl/ZGuJWe

همچنین ببینید

این کاروان حسین(ع) است که همچنان که پیش می‌رود دین را به‌سوی جایگاه اصلی خود پیش می‌برد تاآن زمان که حق درجایش قرار بگیرد؛حتی به قیمت خون عزیزترین و پاک‌ترین اولیای خداوند که جان‌هایمان فدایشان باد.دراین حرکت پیش‌رونده،برای ارواح آفت‌زده،دارویی شفابخش هست که به ولایت غیر‌الهی آلوده شده... سایت رسمی دعوت سید احمدالحسن ع

کاروان الهی کربلا

ای کاش مردم به آل محمد و حجت‌های خدا می‌نگریستند تا از سرچشمۀ انسانیت، قطره‌ای …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *