خانه > اخبار دعوت یمانی > اگر‌ یمانی آمده پس سفیانی و خراسانی کجا هستند؟ 

اگر‌ یمانی آمده پس سفیانی و خراسانی کجا هستند؟ 

خروج یمانی و سفیانی و خراسانی در یک روز و یک ماه و یک سال است؛ چرا ایشان زود آمدند؟ پس سفیانی و خراسانی کجا هستند؟

شبهه: خروج یمانی و سفیانی و خراسانی در یک روز و یک ماه و یک سال است؛ چرا ایشان زود آمدند؟ پس سفیانی و خراسانی کجا هستند؟ 

منبع:
۱) برق لامع،  سید محسن حجت، صفحات ۱۷۴ و ۱۷۵ و ۲۰۰ و ۲۰۵.
۲) بررسی و رد ادعاهای احمد اسماعیل، محمد  ذکاوت صفت، ص۶۹.
۳) نبرد (۱)، مهدی مجتهد سیستانی ، ص۳۴۵.
۴) ردیه‌ای قاطع بر احمد بن اسماعیل الگاطع، اکبر بیرامی، ص۱۴۹.
۵) درسنامه نقد و بررسی جریان احمدالحسن البصری، علی محمدی هوشیار، ص۲۵۴.
۶) پرسش و پاسخ‌ها، علی محمدی هوشیار، ص ۳۴.
۷) روشن‌تر از خورشید، علی محمدی هوشیار، ص۸۳.

پاسخ مختصر: 

  1. روایات، خروج آن‌ها را هم‌زمان بیان کرده‌اند نه ظهورشان را و می‌دانیم که بین ظهور(آشکارشدن) و خروج (قیام مسلحانه) فرق است؛
  2. ضمن اینکه لازمۀ هر خروجی در ابتدا زمینه‌سازی است؛
  3. بنابراین نباید انتظار داشت که یمانی(ع) بدون مقدمه و دعوت، در یک شب صاحب لشکر ده تا دوازده هزارنفره شده و به جنگ با سفیانی برود؛
  4. داشتن دوران دعوت و تجهیز مادی و معنوی یمانی(ع) نیز به‌روشنی در روایات آمده است؛ مانند روایت معروف یمانی از امام محمد باقر(ع) که به‌روشنی بیان می‌کند یمانی دورۀ دعوتی دارد؛
  5. در جزئیات روایات امکان بداء و تغییر وجود دارد؛ خصوصاً که امر ظهور از مهم‌ترین مسائلی است که دشمنان بسیاری دارد.

پاسخ مفصل:

یمانی، فرماندۀ لشکر

در جلد دوم از کتاب شریف در محضر عبدصالح(ع)، گفت‌وگوی مستقیم دکتر علاء سالم با سید احمدالحسن(ع)، در پاسخ به شبهۀ مذکور چنین آمده است:
“خروج” در روایت یمانی:
قال الإمام الباقر(ع):(…خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنه واحده، فی شهر واحد، فی یوم واحد، نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضاً فیکون البأس من کل وجه، ویل لمن ناواهم، ولیس فی الرایات رایه أهدى من رایه الیمانی، هی رایه هدى؛ لأنه یدعو إلى صاحبکم، فإذا خرج الیمانی حرم بیع السلاح على الناس وکل مسلم، وإذا خرج الیمانی فانهض إلیه فإنّ رایته رایه هدى، ولا یحل لمسلم أن یلتوی علیه، فمن فعل ذلک فهو من أهل النار، لأنه یدعو إلى الحق وإلى طریق مستقیم) (کتاب الغیبه، نعمانی، دارالکتب الاسلامیه، باب۱۴؛ ما جاء فی العلامات التى تکون قبل قیام القائم علیه السلام،ص۳۶۱،ح ۱۳)

امام باقر(ع) فرمودند: «… خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود؛ درست مانند دانه‌های تسبیح یکی پس از دیگری خواهند آمد. به هر سو که بنگری ترس و وحشت و اضطراب خواهد بود. وای به حال کسی که با آن‌ها درافتد. در میان پرچم‌ها، پرچمی هدایت‌گر‌تر از پرچم یمانی نیست؛ پرچم هدایت، همان است؛ زیرا شما را به‌سوی صاحبتان دعوت می‌کند.
هنگامی که یمانی خروج کرد، فروختن سلاح بر مردم و بر هر مسلمانی حرام می‌شود. هنگامی که یمانی خروج کرد به سوی او به پا خیز؛ چراکه پرچم او پرچم هدایت است و رویگردانی از آن برای مسلمان، شایسته و جایز نیست و هرکس که چنین کند از اهل آتش است چرا که یمانی به حق فرامی‌خواند و به راه مستقیم دعوت می‌کند.
»

برخی چنین فرض گرفته‌اند که نصرت و یاری یمانی مشروط به خروج او جهت جنگ و قتال است، و قبل از آن اطاعت از وی واجب نیست؛ چه برسد به یاری‌کردن او. این پندار عده‌ای است!

این در حالی است که روایت یمانی بیان می‌دارد که یمانی خلیفه و حجت الهی است، و از همان نخستین لحظه‌ای که خلیفۀ الهی دعوتش را آغاز می‌کند، اطاعت و نصرت او واجب است. این همان چیزی است که سید احمدالحسن(ع) و انصار ایشان در کتب عدیده توضیح داده‌اند؛ ولی ایشان(ع) از این نکته غافل نمی‌ماند که در قالب یک سؤال نظر طالبان حقیقت را به وجود خطا در این فهم از روایت یمانی، جلب کند و می‌فرماید:

«در روایت آمده است که یمانی صاحب پرچم است؛ یعنی وی فرماندۀ ارتش است و نیز در آن آمده که وقتی یمانی خروج کرد، قیام با او یعنی نبرد همراه وی واجب می‌شود. حال آیا معقول است که فردی در رکاب فرماندهی که قبلاً با او بیعت نکرده و به او ایمان ندارد بجنگد؟»

برخی نیز از این روایت چنین فهمیده‌اند که این سه یعنی یمانی، خراسانی و سفیانی، دعوت خود را در یک روز آغاز می‌کنند و در یک روز ظاهر می‌شوند؛ زیرا طبق متن روایت، آن‌ها در یک روز واحد خروج می‌کنند.

البته واضح است که بین یکی‌بودن زمان خروج آن‌ها برای نبرد، و یکی‌بودن شروع دعوت آن‌ها از مردم برای گردآمدن زیر پرچمشان، ملازمتی وجود ندارد و اینکه خروج برای نبرد به‌طور کامل تأکید شده است.

سید احمدالحسن(ع) خطاب به چنین سؤال‌کننده‌ای فرمود:
«آیا چنین گمان می‌کنی که-مثلاً- آنان لشکرها و نیروها را تنها در خلال ۲۴ساعت آماده کرده و با نیروهای مجهز به جنگ بر می‌خیزند؟ آیا عقل چنین چیزی را می‌پذیرد؟»
(در محضر بنده صالح(ع)، (ابوحسن)، انتشارات انصارامام مهدی(ع)،ج۲،ص۴۹)

خروج‌های متعدد برای یمانی و سفیانی

همچنین دکتر عادل سعیدی در کتاب “سفیانی به آستانه درب‌ها رسیده، پس یمانی کجاست؟” می‌نویسد:
خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال و در یک ماه است و بر اساس گفتۀ آنان؛ پس اگر یمانی ظهور کرده باشد، سفیانی و خراسانی نیز تا به حال ظهور کرده‌اند، آیا ممکن است ما را به آن‌ها راهنمایی کنید؟؟

این اشکال یا این شبهه در حقیقت پایان نمی‌پذیرد؛ مگر با فرض دو امر:
۱- معنای خروجی که روایت از آن سخن می‌گوید، ظهور است. پس معنای خروج، ظهور است. اما اگر معنای خروج چیز دیگری غیر از ظهور باشد؛ همانند این است که معنای خروج، تعبیری از یک حرکت نظامی و مسلحانه است. پس در این صورت، شبهه از بین می‌رود؛
زیرا صاحب شبهه، شبهۀ خود را تنها بر این اساس بیان کرده که به مجرد وجود یمانی به‌عنوان شخص یا آغاز دعوت، در نهایت به ظهور او بینجامد؛ لذا سفیانی و خراسانی هم باید در عصر و دورۀ او ظاهر باشند؛ همان ‌طور که او ظاهر است.

۲- این خروج (یا بر اساس فرضشان: ظهور)، نخستین خروج برای این سه شخص است؛ یعنی خروج و ظهور هیچ‌یک بر دیگری پیشی نمی‌گیرد؛ مثلاً اگر ثابت شود که برای سفیانی، خروجی پیش از این خروج باشد،
این امر، امکان خروج را برای یمانی و خراسانی نیز فراهم می‌سازد؛ هرچند که روایات چنین ذکر نکرده باشند (که یمانی خروج دیگری نیز دارد) و اینکه چرا ذکر نکردند، این بحث جدا و مفصلی است که صَلاح در ذکرنکردن آن بوده و واضح است که شخصیّت و حرکت سفیانی به‌عنوان جهت باطل برای مردم کشف و آشکار شده تا در پی او گمراه نشوند؛ اما یمانی، جهت حق است و از باب حرص بر پیروزی حرکت او، برخی جزییات را باید کتمان کرد.

نسبت به امر اول: خروج برگرفته از “خرج” یعنی در مکانی قرارگرفتن یا سیرکردن به‌سوی آن است؛ گفته می‌شود از خانه خارج شد؛ یعنی در خانه بود؛ اما اکنون به مکان دیگری غیر از خانه خارج شد و نیز گفته می‌شود از حالت عادی‌اش خارج شد؛ یعنی رفتار عادی داشته اما عصبانی شده و به حالت غضبناک تغییر کرد.
و اگر به روایت بنگریم در می‌یابیم که مقصود از خروج در آن به‌معنای ظهور نیست؛ بلکه مقصود توجه به جنگ و کارزار و حرکت نظامی است و این روایت خروجشان را این‌چنین به تصویر می‌کشد:

(خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنه واحده، فی شهر واحد، فی یوم واحد نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضا، فیکون البأس من کل وجه، ویل لمن ناواهم. ثم قال: لا بد لبنی فلان من أن یملکوا فإذا ملکوا ثم اختلفوا تفرق ملکهم وتشتت أمرهم حتى یخرج علیهم الخراسانی والسفیانی هذا من المشرق وهذا من المغرب یستبقان إلى الکوفه کفرسی رهان، هذا من هنا وهذا من هنا حتى یکون هلاک بنی فلان على أیدیهما، أما إنهم لا یبقون منهم أحدا) (بشاره الاسلام، ص۱۳، بحار الأنوار، العلامه المجلسی،ج۲۲،ص۲۱۲)

«خروج سفیانى و یمانى و خراسانى در یک سال و در یک ماه و در یک روز پشت‌سر هم (مثل دانه‌هاى تسبیح) واقع شده و گرفتارى و بلا و ناراحتى از هر سو روى مى‌آورد، واى بر کسی‌ که با آن‌ها مخالفت کند. سپس فرمود: و قائم خروج نمی‌کند و آنچه دوست دارید را نمی‌بینید تا اینکه بنی‌فلان با هم اختلاف یابند؛
پس اگر چنین شد مردم در آن طمع کرده و باعث تفرقشان می‌شود و سفیانی خروج می‌کند و فرمود: برای بنی‌فلان حکومتی است؛ پس اگر حکمرانی کردند و پس از آن، اختلاف یافتند، ملکشان متفرق و امرشان پریشان می‌شود تا اینکه خراسانی و سفیانی بر آن‌ها خروج کنند، یکی از مشرق و یکی از مغرب همانند دو اسب مسابقه به‌سوی کوفه رهسپار می‌شوند، یکی از این طرف و آن یکی از آن طرف تا اینکه هلاک بنی‌فلان به دستشان صورت می‌گیرد و از آنان کسی را باقی نمی‌گذارند

و واضح است که این فضاها، به فضای جنگ و قتال شباهت دارد. و در نهایت مقصود از خروج در روایت، یک حرکت هدفمند نظامی بوده و نه یک ظهور عادی؛ بلکه ظهور پیش از خروج و با هدف زمینه‌سازی برای خروج و گردآوری سربازان و نظام نیرومند صورت می‌گیرد. و این‌چنین، شبهۀ آنان حل می‌شود و صاحب شبهه نمی‌تواند در یک حرکت نظامی، شناخت فلان و بهمان را از ما مطالبه کند.

اما امر دوم: فرض بر اینکه این خروج، نخستین خروج برای این سه تن است و خروج هیچ‌یک بر دیگری پیشی نمی‌گیرد. در ابطال آن، همین کفایت می‌کند که خروج یا حرکت، نظامی بوده و آن روایت حرکت به‌سوی کوفه را به تصویر می‌کشد و روایت طولانی بوده و تفاصیل بسیاری دارد.

گوید: احمد بن محمد بن سعید بن عقده از احمد بن یوسف بن یعقوب ابوالحسن جعفی از کتابش از اسماعیل بن مهران از حسن علی بن ابی‌حمزه از پدرش و وهیب بن حفص از ابی‌بصیر نقل می‌کنند که امام باقر(ع)فرمودند:
(إذا رأیتم ناراً من المشرق شبه الهردی العظیم تطلع ثلاثه أیّام أو سبعه فتوقَّعوا فرج آل محمّد صلوات الله علیهم… ثم قال: ولن یخرج القائم ولا ترون ما تحبون حتى یختلف بنو فلان فیما بینهم، فإذا کان ذلک طمع الناس فیهم واختلفت الکلمه، وخرج السفیانی.
وقال: لا بد لبنی فلان من أن یملکوا فإذا ملکوا ثم اختلفوا تفرق ملکهم وتشتت أمرهم حتى یخرج علیهم الخراسانی والسفیانی هذا من المشرق وهذا من المغرب یستبقان إلى الکوفه کفرسی رهان، هذا من هنا وهذا من هنا حتى یکون هلاک بنی فلان على أیدیهما، أما إنهم لا یبقون منهم أحدا
) (کتاب الغیبه ،نعمانی،دارالکتب الاسلامیه،باب۱۴؛ ما جاء فی العلامات التى تکون قبل قیام القائم علیه السلام،ص۳۵۸،ح ۱۳)

«هنگامی که آتش عظیم از سمت مشرق دیدید که همانند لباس سرخ‌فام بود، و سه یا هفت روز زبانه می‌کشید، چشم‌انتظار فرج آل محمد(ع) باشید، سپس فرمود: … و قائم خروج نمی‌کند و آنچه دوست دارید را نمی‌بینید تا اینکه بنی‌فلان با هم اختلاف یابند؛
پس اگر چنین شد مردم در آن طمع کرده و باعث تفرقشان می‌شود و سفیانی خروج می‌کند و فرمود: برای بنی‌فلان حکومتی است؛ پس اگر حکمرانی کردند و پس از آن، اختلاف یافتند، ملکشان متفرق و امرشان پریشان می‌شود تا اینکه خراسانی و سفیانی بر آن‌ها خروج کنند، یکی از مشرق و یکی از مغرب همانند دو اسب مسابقه به‌سوی کوفه رهسپار می‌شوند، یکی از این طرف و آن یکی از آن طرف تا اینکه هلاک بنی‌فلان به دستشان صورت می‌گیرد و از آنان کسی را باقی نمی‌گذارند

پس این حرکت نظامی، با هدف رسیدن به کوفه شکل می‌گیرد و سه گروه به‌سوی کوفه مسابقه می‌دهند و اگر دریافته باشیم که سفیانی به‌سوی عراق و کوفه نمی‌رود؛ مگر با سیطره بر مناطق پنج‌گانه و با جنگ‌های دیگری درگیر می‌‌شود، آشکار می‌شود که برای سفیانی قبل از حرکت خود به‌سوی کوفه، یک حرکت نظامی برای تسلّط بر آن مناطق وجود دارد و در نتیجه این امکان به وجود می‌آید که یمانی و خراسانی هم حرکت‌های نظامی قبل از حرکت اصلی به‌سوی کوفه، داشته باشند و این شبهه نیز برای صاحب خود حل شده و دیگر اثری از آن باقی نمانده است.

و اکنون ثابت می‌کنیم که سفیانی یک حرکت نظامی قبل از هجوم به‌سوی عراق، داشته و با هم این روایت را می‌خوانیم:
امام باقر(ع) فرمودند: (ثم یختلفون عند ذلک علی ثلاث رایات: رایه الأصهب، ورایه الأبقع ورایه السفیانی، فیلتقی السفیانی بالأبقع فیقتتلون فیقتله السفیانی ومن تبعه، ثم یقتل الأصهب، ثم لایکون له همه إلا الإقبال نحو العراق ویمرجیشه بقرقیسیاء، فیقتتلون بها فیقتل بها من الجبارین مائه ألف، ویعبث السفیانی جیشا إلی الکوفه وعدتهم سبعون ألفاً، فیصیبون من اهل الکوفه قتلاً وصلباً وسبیاً…) (کتاب الغیبه، نعمانی، دارالکتب الاسلامیه، باب۱۴ ص۳۹۰،ح۶۷)

«سپس در آن هنگام مردم سه گروه خواهند شد و زیر سه پرچم گرد خواهند آمد: اول پرچم سرخ‌وسفید، دوم پرچم سیاه و سفید و سوم پرچم سفیانی. آن گاه سفیانی با پرچم‌دار سیاه‌وسفید برخورد می‌کند و با یکدیگر نبرد می‌کنند، و او و تمامی همراهانش را به قتل می‌رساند.
آن گاه سفیانی شخص سرخ‌وسفید را می‌کشد، و دیگر هدفی نخواهد داشت جز اینکه به‌سوی عراق پیشروی کند. لشکریانش از قرقیسیا می‌گذرند و صدهاهزار تن از گردن‌کشان را در آنجا می‌کشند. سفیانی لشکری به‌سوی کوفه می‌فرستد که تعداد آن‌ها هفتادهزار مرد جنگی است. پس آن‌ها به کشتن و دارزدن و اسیرکردن اهل کوفه می‌پردازند.
»

ابقع و اصهب در شام با یکدیگر درگیر می‌شوند.

امام باقر(ع) فرمودند: (الزم الأرض ولاتحرک یداً ولا رجلاً حتی تری علامات أذکرها لک، وما أراک تدرک ذلک: اختلاف بنی العباس ومنادی ینادی من السماء وخسف قریه من قری الشام تسمی الجابیه ونزول الترک الجزیره ونزول الروم الرمله واختلاف کثیر عند ذلک فی کل أرض، حتی تخرب الشام ویکون سبب خرابها اجتماع ثلاث رایات فیها: رایه الأصهب، ورایه الأبقع ورایه السفیانی) (الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، الشیخ المفید، ج۲، ص۳۷۳-۳۷۲)

«بر زمین بنشین و دست و پایی حرکت مده تا علامت‌هایی که به تو می‌گویم ببینی و تصور می‌کنم همۀ آن را نتوانی ادراک کنی: از پی‌هم‌آمدن بنی‌عباس (در زمامداری) و فریاد آسمانی و فرورفتن یکی از روستاهای شام و فرودآمدن ترک‌ها در جزیره (شاید عراق باشد) و فرودآمدن رومیان به رمله و بروز اختلاف بسیار در این هنگام در همۀ سرزمین‌ها تا آنجا که منجر به خرابی شام شود و سبب و انگیزۀ خرابی شام نیز سه پرچم باشد: یکی پرچم اصهب و پرچم ابقع و پرچم سفیانی است.»

جابر از امام باقر(ع) نقل می‌کند که فرمودند: (إذا ظهر السفیانی علی الأبقع وعلی المنصور والکندی والترک والروم، خرج وصار إلی العراق، ثم یطلع القرن ذو الشفا، فعند ذلک هلاک عبد الله) (معجم احادیث الامام المهدی(ع)،کورانی، مؤسسه المعارف الاسلامیه ،ج۳، ص۲۷۵)
«اگر سفیانی بر ابقع و بر منصور و کندی و ترک و روم ظهور کند، خروج کرده و به عراق می رود؛ سپس قرن ذوالشفاء دیده می‌شود؛ پس در آن هنگام هلاک عبدالله خواهد بود

و نیز فرمودند: (إذا ظهر الأبقع مع قوم ذوی أجسام فتکون بینهم ملحمه عظیمه، ثم یظهر الأخوص السفیانی الملعون فیقاتلها جمیعاً فیظهر علیمها جمیعاً… ثم یسیر إلی العراق وترفع قبل ذلک اثنتا عشره رایه بالکوفه معروفه منسوبه) (کتاب الفتن، نعیم بن حماد مروزی، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ص۱۷۴-۱۷۳؛ معجم احادیث الامام المهدی(ع)، مؤسسه المعارف الاسلامیه ج۳، ص۲۷۶-۲۷۵)
«اگر ابقع (نام یک شخص) ظهور کند به‌همراه قومی که دارای هیکل‌های قوی هستند؛ پس میان آن‌ها جنگ بزرگی اتفاق خواهد افتاد؛ پس از آن سفیانی ظهور می‌کند و با آن‌ها می‌جنگد…؛ سپس به‌سوی عراق رفته و قبل از آن دوازده پرچم معروف درکوفه منسوب می‌شوند.»

و امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: (... فیفاجئهم السفیانى فى عصائب اهل الشام، فتختلف ثلاث رایات، فرایه للترک والعجم وهى سوداء، ورایه للبریین لابن العباس صفراء، ورایه للسفیانى فیقتتلون ببطن الازرق قتالا شدیدا فیقتل منهم ستین الف، ثم یغلبهم السفیانى فیقتل منهم خلق کثیر، ویملک بطونهم، ویعدل فیهم حتى یقال فیه:
والله، ما کان یقال علیه الا کذبا، والله انهم لکاذبون، ولا یعلمون ما تلقى امه محمد صلى الله علیه وآله، ولو علموا لما قالوا ذلک، ولا زال یعدل فیهم حتى یسیر، فاول سیره الى حمص، وان اهلها باسوء حال، ثم یعبر الفرات من باب بیعه مصر، وینزع الله عن قلبه الرحمه، ویسیر الى موضع یقال له قریه سبا، فیکون له بها وقعه عظیمه فلا تبقى بلد،
الا وبلغهم خبره، فیدخلهم من ذلک خوف وجزع، فلا یزال یدخل بلدا بعد بلد، الا واقع اهلها، فاول وقعه تکون بحمص، ثم بالرقه، ثم بقریه سبا، وهى اعظم وقعه یواقعها بحمص، ثم ترجع الى دمشق، وقد دانت له الخلق، فیجیش جیشا الى المدینه، وجیشا الى المشرق فیقتل بالزوراء سبعین الفا ویبقر بطون ثلثماه امراه حامل، ویخرج الجیش الى الکوفه، فیقتل بها خلقاً) (إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قاضی نورالله مرعشی، مکتبه المرعشی النجفی، ج۲۹، ص۵۶۸)
«در این هنگام است که سفیانى با گروهى از شامیان خروج کند. اهل سه پرچم با یکدیگر اختلاف کنند: پرچم ترک و عجم که رنگش سیاه است و پرچم عرب بیابان‌گرد که از پیروان ابن‌عباسند و رنگ پرچمشان زرد است و پرچم سفیانى.
آن گاه در بطن الازرق نبردى سخت درگیرد که از آنان شصت‌هزار نفر کشته شود؛ پس از آن سفیانى بر ایشان غالب آید و گروه انبوهى از آنان را بکشد و بر مراکز حساس دست اندازد و بناى خود را در میان ایشان به عدل‌وداد گذارد تا اندازه‌اى که در حق او گفته شود: به خدا سوگند، سخنانى که دربارۀ او مى‌گفتند – که ظالم و ستمکار است- دروغ است. هر آینه ایشان از دروغ‌گویانند و نمى‌دانند که او با امت پیامبر(ص) چه خواهد کرد؟ و اگر مى‌دانستند این سخن را نمى‌گفتند. او پیوسته به عدالت در میان ایشان رفتار مى‌کند تا اینکه به حرکت در آید. نخستین مرحلۀ سیرش به جانب حُمص است.
به‌درستى که اهل حمص در بدترین حالند؛ پس از فرات از باب بیعه مصر عبور مى‌کند، خدا رحم و شفقت را از دل او بر مى‌کند، آن گاه به موضعى که آن را قریه سبا گویند رهسپار می‌شود، در آنجا نبردى بزرگ واقع مى‌شود؛ پس شهرى باقى نمى‌ماند؛ مگر آنکه خبر او به ساکنینش برسد و ترس و جزع از این خبر آن‌ها را فرو گیرد؛ پس پیوسته به شهرى بعد از شهر دیگرى داخل مى‌شود و با آن‌ها به نبرد بر مىخیزد.
نخستین نبرد او در حمص است و بعد از آن در رقه و پس از آن در قریه سبا که این نبرد از نبرد در حمص بس بزرگتر است. آن گاه به دمشق بر مى‌گردد و مردمان به او نزدیک شوند. لشکرى تجهیز مى‌کند و به مدینه مى‌فرستد و لشکرى به‌سمت مشرق (یعنى عراق) مى‌فرستد، در بغداد هفتاد هزار نفر را مى‌کشد و سیصد زن حامله را شکم پاره مى‌کند. لشکر او در کوفۀ شما قیام کند، چه بسیار مردوزن که به گریه در آیند. پس در آنجا خلق بسیارى را مى‌کشد
(سفیانی به آستانۀ درب‌ها رسیده پس یمانی کجاست؟ عادل سعیدی، انتشارات انصار امام مهدی(ع)، ص ۹۵)

ظهور یمانی برای آماده‌سازی انصار

شیخ عبدالعالی منصوری نیز در قسمت اول از کتاب گفت‌وگوی داستانی بعد از ذکر روایت معروف یمانی(ع) از امام باقر(ع) می‌نویسد:

بر این روایت توقف کرده و برخی دلایل آن را شرح می‌دهیم.
اول: بین دو مفهوم فرق وجود دارد که شایسته است به شناخت و تفاوت آن‌ها پی ببریم.
مفهوم اول: ظهور؛
مفهوم دوم: خروج.

روایت به خروج اشاره کرده نه به ظهور، و ظهور مرحله‌ای است که قبل از خروج رخ می‌دهد، و خروج بعد از ظهور است، برای فراهم‌ساختن مقدمات خروج (و آن در آغازِ خود به‌صورت یک اعلام تبلیغاتی صلح‌آمیز که هدف آن احتجاج و اقامۀ حجت با دلایل و براهین و تحدی با مناظره، همان طور که سنت خداوند در بین اولین‌ها و آخرین‌ها از انبیاء و مرسلین و ائمه و صالحین اتفاق افتاده است. (کتاب دابه الارض و طالع المشرق، استاد احمد حطاب، ص۵۵)

مخصوصاً اینکه روایت  اشاره می‌کند به بیان نبردی که بین پرچم سفیانی و یمانی رخ می‌دهد، پس حتماً باید برای آن‌ها یک مرحله جمع‌آوری برای لشکر یمانی و نیز سفیانی وجود داشته باشد تا در این مرحله هریک از آنان به جمع‌کردن پیروان خود بپردازند و مقدمات خروج را مهیا کنند؛ و از اینجا می‌فهمیم این خروجی که روایت از آن یاد می‌کند که مانند( ترتیب دانه‌های تسبیح است) به این معناست که التزام در خروج خواهد بود نه در ظهور.

بلکه می‌توان گفت منظور از التزام در خروج که مانند ترتیب نظم تسبیح است که منظور از آن خروج برای نبرد و توجه به‌سوی کوفه و نه فقط برای نبرد مطلق است و رقابت پرچم‌ها برای رسیدن به کوفه خواهد بود.

و منافاتی وجود ندارد اگر یکی از آن‌ها قبل از دیگری ظاهر شده باشد؛ بلکه در روایات آمده که یمانی قبل از سفیانی ظهورخواهد کرد؛ همان طور که این روایت به آن اشاره می‌کند، حذلم بن بشیر می‌گوید: از علی بن حسین(ع) پرسیدم: خروج مهدی(ع) و نشانه‌های آن و دلایلش را برایم توصیف کن؛ پس فرمودند: (یکون قبل خروجه خروج رجل یقال له عوف السلمی بأرض الجزیره، ویکون مأواه تکریت، وقتله بمسجد دمشق، ثم یکون خروج شعیب بن صالح من سمرقند، ثم یخرج السفیانی الملعون من الوادی الیابس، وهو من ولد عتبه بن أبی سفیان، فإذا ظهر السفیانی اختفى المهدی(ع)، ثم یخرج بعد ذلک) (کتاب الغیبه، الشیخ الطوسی، ذکر طرف من العلامات الکائنه قبل خروجه(ع)، انتشارات مسجد جمکران، ص۷۵۶،ح۴۳۷)
«قبل از خروج او مردی به نام عوف سلمی از جزیره خروج می‌کند و مسکنش در تکریت است و او در مسجد دمشق کشته می‌شود؛ سپس شعیب بن صالح از سمرقند خروج می‌کند و پس از آن سفیانی ملعون از سرزمین خشک خروج می‌کند. او از فرزند عتبه بن ابی سفیان است؛ پس هنگامی که سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود و پس از آن دوباره خروج می‌کند

پس روایت اول بیان می‌کند که یمانی در ظهورکردن از سفیانی پیشی می‌گیرد و سپس هنگام ظهور سفیانی پنهان می‌شود و بعد از آن خروج می‌کند.

در خصوص معنای خروج؛ استاد احمد حطاب در کتاب دابه الارض و طالع المشرق می‌نویسد:
…اما در خصوص خروج، سزاوار این است که روند و مراحل ظهور به اتمام برسد تا اینکه خروج با سلاح، برای جنگ معنا پیدا کند… (دابه الارض و طالع المشرق، اصدارات انصار الامام المهدی(ع)، ص۹۴-۹۵)

پس با این بیانات کاملاًروشن می‌شود که ظهور قبل از خروج لازم و قطعی است و روایات، خروج این سه را هم‌زمان بیان کرده‌اند نه ظهورشان را، و نیز ثابت شد که این سه (یمانی، سفیانی و خراسانی) صاحب پرچم و فرماندۀ لشکر هستند؛ پس به‌ناچار باید قبل از خروج مسلحانه دورۀ دعوتی برای فراهم‌کردن عِدّه وعُدّه [نفرات و تجهیزات] داشته باشند، و دیگر جایی برای اشکال باقی نمی‌ماند.

بداء در ‌جزئیات نشانه های ظهور

دکتر علاء می‌گوید از عبدصالح(ع) دربارۀ سفیانی و برخی جزئیات مربوط به اشخاص و رویدادهای هنگام ظهور سؤال کردم.

امام(ع) در پاسخ فرمودند:
«در همۀ جزئیات، احتمال بداء وجود دارد؛ حتی این موضوع (بداء)، با توجه به طرح و برنامۀ نظامی که هدف از آن پیروزی بر دشمن یعنی شیطان و ارتش اوست، اولویت بیشتری دارد. حتی دربارۀ زمان خروج که در خصوص آن به‌صراحت در حدیث آمده که “در یک روز انجام می‌شود” (غیبت نعمانی، ص۲۶۴) نیز احتمال وقوع بداء وجود دارد.»

امام(ع) سپس برخی روایات شریفه را بیان و مفهوم آن‌ها را خلاصه کردند و فرمودند:
«از این روایات چه می‌فهمی؟:
قائم از حتمیات است؛
قائم جزو وعده‌داده‌شده‌ها (میعاد) است؛
سفیانی از حتمیات است؛
در حتمیات، بداء وجود ندارد؛
در حتمیات، بداء وجود دارد؛
در وعده‌داده‌شده (میعاد)، بداء راه ندارد.

بنابراین در حتمیات، بداء وجود دارد؛ یعنی در جزئیات آن؛ در غیر این صورت، این روایات بیان می‌کند که بدائی در آن راه نمی‌یابد. پس اصل وجود سفیانی اجتناب‌ناپذیر است؛ ولی ممکن است او فلانی باشد یا فلانی یا خاستگاهش از اینجا باشد یا از آنجا. اما قائم از میعاد است و بداء در او راه ندارد؛ زیرا او امام است و در معصوم هیچ بدائی نیست. بنابراین اصل «قیام یمانی و سفیانی و خراسانی در یک روز» در محدودۀ بداء قرار می‌گیرد؛ حال چطور ممکن است یک انسان عاقل آن را دلیل قطعی و لازم‌التحقق در نظر بگیرد؛ در حالی که ممکن است خداوند در آن تغییری ایجاد کند؟» (کتاب در محضر عبدصالح، ج۱، ایستگاه دوم)

روایاتی که امام احمدالحسن(ع) به آن اشاره کردند را با هم می‌خوانیم. از امام علی بن الحسین (ع) نقل شده که فرمود: «قائم ما در سالی که مردم غافل‌گیر می‌شوند، قیام می‌کند. راوی عرض کرد: قائم بدون سفیانی قیام می‌کند؟ حضرت فرمود: امر قائم از جانب خدا حتمی است و امر سفیانی از جانب خدا حتمی است و قیام قائم نباشد؛ مگر با سفیانی!»( بحارالانوار، جلد۵۲، صفحه ۱۸۲)

و در محتوم نیز، بداء الهی راه ندارد. زراره بن اعین از عبدالملک بن اعین نقل کرده که گفت: نزد امام محمد باقر(ع) بودم که یادی از قائم(ع) به‌ میان آمد. به آن حضرت عرض کردم: امیدوارم که [قیام قائم(ع)] زود باشد و با آن سفیانی نباشد. فرمودند: «نه! به خدا سوگند، او از حتمیاتی است که چاره‌ای از آن نیست.» (غیبت نعمانی، ص۳۰۱)

حال این روایت امام جواد(ع) را ببینید که می‌گوید قائم، میعاد (وعده‌داده‌شده) است و در آن بداء راه ندارد؛ ولی ممکن است در حتمیات، بداء الهی صورت گیرد. از داوود بن ابی‌قاسم نقل شده که گفت: «نزد ابوجعفر محمد بن علی‌الرضا(ع) بودیم که ذکر سفیانی و آنچه در روایت آمده مبنی بر اینکه امر وی محتوم است، به میان آمد. به ابوجعفر(ع) عرض کردم: آیا خدا در امر محتوم، بداء دارد؟ فرمود: آری. به آن حضرت عرض کردیم: ما می‌ترسیم که خدا در قائم نیز بداء روا دارد. حضرت فرمود: قائم جزو میعادهاست». (بحارالانوار، ج۲۵، ص۲۵۰)

بنابراین مسئلۀ هم‌زمانی در خروج این سه پرچم ممکن است شامل بداء شود و نمی‌تواند دلیل خوبی بر اشکال به دعوت یمانی باشد.

منابع جهت مطالعۀ بیشتر:

  1. کتاب دابه الارض و طالع المشرق، استاد احمد حطاب.
  2. گفت‌وگوی داستانی قسمت اول، شیخ عبدالعالی منصوری.
  3. سفیانی به آستانۀ درب‌ها رسیده،پس یمانی کجاست، عادل سعیدی.
  4. در محضر عبدصالح، ج۲، امام احمدالحسن(ع).

همچنین ببینید

ترامپ و امثال او، اهمیتی نمی‌دهند که برای زمین و اکوسیستم آن، چه اتفاقی می‌افتد؟ آنها به‌شکلی کاملاً احمقانه گرم‌شدن کرۀ زمین را انکار می‌کنند؛ حتی اگر با همان آتش‌سوزی جنگل‌ها و بلایای زیست‌محیطی به صورتشان سیلی بزند، همچنان به نابودی زمین و اکوسیستم آن ادامه می‌دهند و بر آن پافشاری می‌کنند.

دغدغه‌های زیست‌محیطی سید احمدالحسن (ع)

منفعت‌طلبی کوتاه‌مدت انسان، گاه او را در دام چالش‌های بلندمدت می‌اندازد. ترامپ و امثال او، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *