آخرین خبرها
خانه > پاسخ شبهات > چرا علما امر مهدیین ع را نفهمیدند؟

چرا علما امر مهدیین ع را نفهمیدند؟

متن شبهه:

چگونه است که اتباع احمد اسماعیل مدعی هستند این همه روایتِ دلالت بر تواتر احادیث مهدیین وجود دارد، در حالی‌ که هیچ‌کدام از محدثین و علمای شیعه چه در زمان معاصر و چه در زمان قدیم به تواتر این روایات و صحت عقیده مهدیین پی نبرده‌اند؟

منابع شبهه:
۱. از تبار دجال، ص ۱۷۶، نصرت‌الله آیتی؛
۲. بررسی و رد ادعاهای احمد اسماعیل، ص۱۷۹، محمد ذکاوت‌صفت؛
۳. فرقۀ احمد اسماعیل در بوتۀ نمود و نقد، ص۳۲۷، اکبر بیرامی.

پاسخ مختصر:

۱. چند تن از علما بر صحت روایت وصیت و اینکه بعد از امام مهدی(ع) خلافت به ذریه ایشان می‌رسد اقرار کرده‌اند.
۲. قائم با امر جدیدی به‌سوی مردم می‌آید؛ به همین دلیل، اینکه بسیاری از علما از این امر مطلع نبوده یا به‌طور کامل از این مسئله آگاه نشده‌اند مشکلی در صحت این اعتقاد ایجاد نمی‌کند.

چرا علما امر مهدیین ع را نفهمیدند؟ چگونه است که اتباع احمد اسماعیل مدعی هستند این همه روایتِ دلالت بر تواتر احادیث مهدیین وجود دارد، در حالی‌ که هیچ‌کدام از محدثین و علمای شیعه چه در زمان معاصر و چه در زمان قدیم به تواتر این روایات و صحت عقیده مهدیین پی نبرده‌اند؟

پاسخ تفصیلی:

علما و مهدیین علیهم‌السلام

ابتدا باید بدانیم که پی‌بردن علما یا عدم‌درک آنان نسبت به تواتر روایات مهدیین چیزی را نفی یا اثبات نمی‌کند؛ بلکه عقیده طبق نصوص شرعی ثابت می‌شود نه با کلام علما و محدثین و افعال آن‌ها.

علی‌رغم این مطلب، ما با متون بسیاری از علما و محدثین شیعه مواجه می‌شویم که در کتب خویش اشاره به امکان وجود ائمه‌ای بعد از امام مهدی(ع) کرده‌اند؛ بلکه بعضی دیگر حکم قطعی به وجود و امامت آنان بعد از امام مهدی(ع) داده‌اند؛ همانند شهید سید محمدباقر صدر (رحمه‌الله‌علیه) یا سید مرتضی و… .

شیخ ناظم العقیلی حفظه الله در کتاب «چهل حدیث درباره ذریۀ امام مهدی(ع)» این اقوال علما و محدثین شیعه را این‌گونه نقل می‌کند:
بسیاری از علما را می‌بینیم که از جواز استمرار امامت بعد از امام مهدی(ع) یا وجوب آن سخن می‌گویند اگر مسئلۀ حصر امامت در دوازده امام امری بدیهی و از ضروریات مذهب بوده است، پس چرا این علما با آن به مخالفت برخاستند؟!

اما کسانی که به امکان استمرار امامت بعد از امام مهدی(ع) یا وجوب آن معتقدند، چه کسانی هستند؟

۱. شیخ صدوق در کتاب (کمال‌الدین و تمام النعمه) ص ۷۷، می‌گوید: «تعداد ائمه دوازده تن است و دوازدهمین نفر کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، همان طور که از ظلم و جور پر شده است؛ و پس از او نیز همان خواهد بود، که او فرماید؛ یا پس از او امامى خواهد بود یا آنکه قیامت بر پا خواهد شد و اعتقاد ما در این باب، اقرار به امامت ائمۀ دوازده‌گانه است و آنچه او دربارۀ پس از آن فرماید.»

سخنان شیخ صدوق به‌صراحت نشان می‌دهد که او به محصور‌بودن امامت دوازده امام اعتقاد نداشته است؛ زیرا در این باب گفته است: «و پس از او نیز همان خواهد بود که او فرماید؛ یا پس از او امامى خواهد بود یا آنکه قیامت بر پا خواهد شد.» یعنی اینکه شیخ صدوق بین نصب امام یا قیام قیامت مردد است؛ پس او نصب امام جدید بیشتر از دوازده امام را جایز دانسته و به‌طور قطع به محصور‌بودن امامت نزد دوازده امام سخن نگفته است؛ پس اگر ایشان یقین قطعی دربارۀ امامان بعد از ولی‌عصر ندارد، یقین و اعتقاد قطعی در محصور‌بودن امامت در دوازده امام هم ندارد.

۲. شیخ مفید، در کتاب ارشاد، ج۲، ص۳۸۷ می‌گوید: «و بعد از دولت قائم برای هیچ‌کس دولتی نیست، مگر آنچه در روایت از قیام فرزندش ان‌شاء‌الله به ارمغان آورده است و به‌صورت قطع‌و‌یقین و اثبات به آن پاسخ داده نشده و بسیاری از روایات ذکر کرده‌اند که مهدی(ع) این امت وفات نمی‌یابد مگر چهل روز قبل از قیام قیامت؛ روزی که در آن هرج‌ومرج می‌شود و علامت آن خروج مردگان و قیام ساعت حساب و جزاست و خداوند داناتر است که او ولی توفیق و حق است و از او خواهان عصمت از گمراهی هستیم. اوست که ما را به راه راست هدایت می‌کند….»

آشکار است که شیخ مفید در سخنان خود بیان می‌کند امامت با وفات امام مهدی(ع) پایان نمی‌یابد؛ بلکه ممکن است فرزندش بعد از ایشان زمام امامت را به دست گیرد؛ همان‌طور که در روایت آمده و البته او در این امر به یقین نرسیده است؛ پس شیخ مفید هم به محصور‌بودن امامت در دوازده امام اعتقاد نداشته؛ زیرا در این باره به یقین نرسیده بود و بین قیام فرزند امام مهدی(ع) بعد از ایشان یا قیام قیامت، چهل روز بعد از وفات صاحب‌الزمان در تردید بوده است.

سپس فرمایش رسول‌الله(ص): «… برای دولت او پایانی نیست، مگر چهل روز قبل از قیام قیامت.»این حدیث با حکم مهدیین از نسل امام مهدی(ع) هیچ تعارض و تناقضی ندارد؛ زیرا روایت می‌فرماید: «برای دولت او پایانی نیست.» و هرگز نگفته برای عمر یا زندگی ایشان پایانی نیست و دولت امام مهدی(ع) به عمر امام وابسته نیست؛ زیرا بعد از حضرت توسط فرزندان ایشان، یکی پس از دیگری استمرار می‌یابد و حکم مهدیین حکم پدرشان امام مهدی(ع) است؛ همان طور که حکم دوازده امام حکم رسول‌الله(ص) بود؛ همۀ آنان از یک منبع سرچشمه می‌گیرند. بنابراین مقصود از روایت این است که بعد از قیام امام مهدی(ع) تا روز قیامت، دولتی نیست مگر برای آل محمد؛ و پنهان نیست که مهدیین از آل محمد هستند و آنان عترت قائم‌اند که در حدیث دیگر بیان شده است:

رسول‌الله(ص) می‌فرمایند: «… دنیا هرگز برای احدی قبل از ما و بعد از ما باقی نمی‌ماند. دولت ما آخرین دولت‌هاست که به‌جای هر روز، دو روز و به‌جای هر سال، دو سال است؛ و از ما اهل‌بیت از فرزندانم، کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، همان طور که پر از ظلم و ستم شده است.» (کتاب سلیم بن قیس هلالی، تحقیق محمد باقر انصاری، ص ۴۲۷)

فرمایش ایشان که «دنیا هرگز برای احدی، قبل از ما و بعد از ما باقی نمی‌ماند؛ دولت ما آخرین دولت‌هاست» یعنی تمام دولت‌هایی که قبل از قیام قائم هستند، همه به زوال و نابودی می‌گرایند و بعد از قیام قائم هیچ دولتی باقی نمی‌ماند، مگر برای اهل‌بیت؛ دولتی که مؤسس آن، قائم آل محمد است و آن آخرین دولتی است که تا روز قیامت بر پا می‌ماند.

و امام باقر(ع) می‌فرماید: «دولت ما آخرینِ دولت‌هاست و برای اهل‌بیت دولتی نخواهد بود، مگر بعد از همۀ دولت‌ها. شاید هنگامی که سیرۀ ما را ببینند، بگویند: اگر حکومت می‌کردیم، سیرۀ آنان را در پیش می‌گرفتیم و آن قول خداوند است که می‌فرماید: (و عاقبت از آن پرهیزگاران است).» (الغیبه، شیخ طوسی، ص ۴۷۲ و ۴۷۳)

۳. شیخ طبرسی در اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۲۹۵ می‌گوید: «روایت صحیح‌السندی هست که می‌فرماید بعد از دولت قائم دولتی برای هیچ احدی باقی نمی‌ماند، جز آنکه دربارۀ قیام فرزندش ان‌شاء‌الله روایت شده و روایت به قطع و اثبات نرسیده و بیشتر روایات ذکر کرده‌اند که امام مهدی(ع) وفات نمی‌یابد، مگر چهل روز قبل از روز قیامت که در آن روز هرج‌ومرج می‌شود و نشانۀ آن خروج اموات و قیام ساعت است و خداوند داناتر است.»

سخنان شیخ مفید و تردید شیخ طبرسی و عدم قطعیت در پایان‌یافتن امامت با وفات امام مهدی(ع) با هم نزدیکی دارند.

۴. ابن ابی‌فتح اربلی در کشف الغمه، ج۳، ص۲۶۶ می‌گوید: «و بعد از دولت قائم دولتی برای احدی باقی نمی‌ماند، جز آنچه دربارۀ قیام فرزندش ان‌شاء‌الله روایت شده و روایت به قطع و اثبات نرسیده و بیشتر روایات ذکر کرده‌اند که امام مهدی(ع) وفات نمی‌یابد، مگر چهل روز قبل از قیامت که در آن هرج‌ومرج می‌شود و نشانۀ آن خروج اموات و قیام ساعت است و خداوند داناتر است به آنچه هست و او ولی توفیق برای حق است و از او عصمت از گمراهی را مسئلت می‌داریم و به‌وسیلۀ او به راه راست هدایت خواهیم شد.»

و این کلام مانند کلام شیخ مفید است که قبلاً ذکر کردیم.

۵. شریف مرتضی در رسائل، ج۳، ص ۱۴۵ و ۱۴۶ می‌گوید: «ما به قطعیت نرسیدیم که بعد از وفات حضرت صاحب‌الزمان محمد بن حسن تکلیف بر زمین گزارده می‌شود؛ بلکه ممکن است که عالم بعد از ایشان زمانی طولانی را طی کند و جایز نیست که زمان از وجود ائمه بعد از ایشان خالی باشد؛ بلکه شایسته است که بعد از ایشان ائمه‌ای باشند تا به حفاظت و صیانت از دین و مصالح اهل آن قائم باشند و این امر با راه و روش امامیه تناقضی ندارد؛ زیرا از آنچه تعبد به آن به عهدۀ ماست برمی‌آید که ما دوازده‌امامی هستیم و گفتن این قول باعث خارج‌شدن از اصل مذهب دوازده‌امامی نمی‌شود؛ چراکه دوازده‌امامی کسی است که به دوازده امام اعتقاد داشته باشد و ما این را ثابت کردیم و این چیزی است که به‌شکل منحصربه‌فرد فقط ما شیعیان به‌وسیلۀ آن از دیگران جدا شده‌ایم.»

کلام شریف مرتضی از هرگونه بیان و توضیح بی‌نیاز است. او نیز به‌طور قطع و یقین اعتقاد ندارد که امامت با وفات امام مهدی(ع) پایان یابد؛ بلکه به وجود ائمه‌ای بعد از حضرت نیز اشاره می‌کند.

۶. شیخ علی نمازی شاهرودی در مستدرک سفینه البحار، ج۱۰، ص۵۱۶ و ۵۱۷ می‌گوید: ابوبصیر می‌گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: یابن رسول‌الله از پدر بزرگوارتان شنیدم که فرمودند: بعد از قائم دوازده مهدی(ع) هستند. حضرت فرمودند: «پدرم فرمودند دوازده مهدی(ع) و نفرمودند دوازده امام؛ اما آنان قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به مودت معرفت حق ما دعوت می‌کنند.»

می‌گویم: «این روایت مبین مقصود روایت ابوحمزه و منتخب‌البصائر است و هیچ اشکالی در آن نیست و حتی بر وجود دوازده مهدی(ع) بعد از امام زمان دلالت می‌کند. زیرا آنان هدایت‌کنندگان از اوصیای قائم و قائمان به امر ایشان ع هستند تا زمان و زمین خالی از حجت الهی نباشد.»

و شیخ نمازی در اینجا نه‌تنها وجود ائمه بعد از امام زمان را جایز می‌داند، بلکه می‌گوید هیچ اشکالی در آن نیست؛ زیرا زمان و زمین خالی از حجت خدا نمی‌ماند.

۷. میرزای نوری در نجم الثاقب، ج۲، ص۷۳، بعد از اینکه دوازده دلیل بر وجود ذریۀ امام مهدی(ع) ذکر می‌کند، می‌گوید: «… و هرگز خبری معارض با این اخبار نرسیده، جز یک حدیث که شیخ ثقه فضل بن شادان نیشابوری به سند صحیح از حسن بن علی خراز نقل می‌کند و می‌گوید: علی بن حمزه بر امام رضا وارد شد و به ایشان گفت: آیا شما امام هستید؟ فرمود: «آری.» گفت: من از جد شما جعفر بن محمد شنیدم که فرمودند هیچ امامی نیست مگر اینکه برای ایشان فرزندی باشد. امام رضا فرمود: «ای شیخ! آیا فراموش کرده‌ای یا خودت را به فراموشی می‌زنی؟! جعفر این‌طور نفرمودند؛ بلکه فرمودند: امامی نیست که فرزندی نداشته باشد جز آن امامی که حسین بن علی در زمان او خروج می‌کند، زیرا برای او فرزندی نیست.» گفت: راست گفتید فدایتان شوم، جدتان این‌چنین فرمودند.

شیخ طوسی در کتاب غیبت خود، این خبر را نقل کرده و گفته مقصود از امامی که فرزندی ندارد، یعنی آن امام که فرزندی ندارد که امام باشد و او همان خاتم اوصیاست و فرزند امامی بعد از خود ندارد، یا کسی که حسین بن علی در زمان او خروج می‌کند، فرزندی ندارد و با اخبار یاد‌شده تعارضی ندارد و خداوند داناتر است.»

کمترین چیزی که میرزای نوری در کلام خویش گفته است جایز‌بودن بیشتر‌شدن امامان از دوازده امام است؛ بلکه هرکس کلام میرزای نوری در النجم‌الثاقب را خوانده باشد به قطعیت می‌رسد که میرزای نوری به امامت مهدیین از نسل امام مهدی(ع) اعتقاد داشته و در اینجا دچار تردید شده است؛ زیرا او در مقام استدلال پاسخ با این حدیث از امام مهدی(ع) که ذریه‌ای ندارد ناتوان شده، اما با وجود این ذکر کرده و فرموده که: امامی که حسین بن علی بر او خروج می‌کند فرزندی ندارد؛ یعنی امام حسین ممکن است بر یکی از مهدیین از ذریۀ امام مهدی(ع) که فرزندی ندارد، خروج کند.

۸. شهید سید محمد باقر صدر در کتاب (جامعۀ فرعونی) فرمود: «به‌زودی مهدی(ع) تمام اسباب فساد و انحراف را که در رأس آن ظلم فراعنه و ستم آنان است، ویران  و جامعۀ عدل و قسط الهی را تأسیس و در تمام عرصه‌های حیات بشری راه‌هایی ترسیم می‌کند. سپس بعد از ایشان دوازده خلیفه می‌آیند که در میان مردم با سنت و شیوه‌ای که حضرت بنیان‌گذاری کرده‌اند پیش می‌روند و در خلال حکومت این دوازده خلیفه جامعۀ انسانی به درجه‌ای از کمال انسانیت و علم و اخلاق می‌رسد که به هیچ‌چیزی جز خداوند میل و رغبت ندارند و در این برهه از زمان است که وارثان حقیقی زمین پدیدار می‌شوند که خداوند دربارۀ آن فرمود: (در زبور، بعد از ذکر نوشته ‌بودیم که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند).» جامعۀ فرعونی، باب ۴، فصل ۳، ص ۱۷۵.

۹. شهید سید محمد صادق صدر در کتاب تاریخ ما بعد از ظهور، ج۳، ص۷۷۹ در این باب می‌گوید: «و اما سخن ایشان ـ‌مقصود طبرسی‌ـ و بیشتر روایات که ذکر کردند ایشان وفات نمی‌یابد مگر چهل روز قبل از قیامت… و این روایات را که می‌گوید حجت چهل روز قبل از قیامت رفع خواهد شد ـ‌وفات می‌یابدـ پاسخ خواهیم داد که مقصود از حجت، امام مهدی(ع) نیست؛ بلکه شخص دیگری است که در مدت‌زمان طولانی بعد از امام مهدی(ع) پدیدار شده است.

… و اما از زاویۀ کافی‌بودن روایات اولیا برای اثبات تاریخی، طبق روش ما در بررسی وقایع واضح و قابل‌اثبات است؛ زیرا تعداد روایات در‌این‌‌باره زیاد است و این روایات تأییدکنندۀ یکدیگر هستند و تا حد زیادی معنای مشابه دارند.

… و ما نیز درمی‌یابیم که روایات رجعت غیرقابل‌اثبات است و روایات اولیا را همان طور که شنیدیم، قابل‌اثبات می‌بینیم. لذا راهی نخواهیم داشت جز تصدیق روایات اولیا، همان گونه که هست.»

۱۰. شیخ علی کورانی در کتاب (معجم موضوعی امام مهدی)، فصل (یمانی کعب بعد از مهدی(ع) است و او قریش را نابود می‌کند). می‌گوید: «اما احادیث منابع ما دلالت می‌کند که دولت موعود الهی، قرن‌ها به دست امام مهدی(ع) ادامه می‌یابد و بعد از ایشان به دست مهدیین از فرزندان ایشان ادامه خواهد داشت و خداوند در طول حکومت بر زمین برنامه‌هایی خواهد داشت و پیامبر و ائمه ع به مدت طولانی به زندگی دنیایی (در حال زندگی عادی یا حکومت) بازمی‌گردند؛ هم‌چنین نزول عیسی در زمان مهدی(ع) رخ می‌دهد. ایشان مدتی زندگی کرده و وفات می‌یابند و نیز دجال،در زمان امام مهدی(ع) خروج کرده و حضرت گمراهی او را علاج نموده و او را می‌کشد.»

پس ترویج اعتقاد پیروان اهل‌بیت منحصر به دوازده امام صحیح نیست و سخنان علمای متقدم و متأخر و معاصر شاهد دیگری بر این مدعاست. (شیخ ناظم العقیلی، کتاب چهل حدیث دربارۀ مهدیین، صفحه ۱۰ الی ۱۷)

مهدیین همان امر مخفی و جدید

همان ‌گونه که مشاهده کردید بسیاری از علما یا به جایز‌بودن وجود ائمه‌ای بعد از امام مهدی(ع) یا به وجوب آن اقرار کرده‌اند؛ اما اگر هم‌چنین نظراتی از آنان موجود نبود باز هم مشکلی پیش نمی‌آمد؛ به این دلیل که طبق روایات قائم آل محمد با امر جدیدی قیام می‌کند که قبل از ایشان بر مردم مخفی بوده؛ یعنی یا اصلاً دربارۀ آن اطلاعی نداشته‌اند یا درک کاملی از آن پیدا نکرده و در نتیجه مفهوم اصلی آن در نزد آنان پنهان است؛ همان ‌گونه که در تعدادی از روایات مشاهده می‌شود اهل‌بیت(ع) درصدد کتمان و مخفی نگه‌داشتن امر مهدیین بوده‌اند تا زمانی که صاحب آن بیاید و آن را برای مردم آشکار کرده و راز آن را برای آن‌ها فاش نماید.

اما ممکن است در ذهن کسی که طالب حقیقت باشد چنین نقش ببندد که از کجا معلوم منظور از امر جدیدی که امام مهدی(ع) آن را منتشر می‌کند ولایت مهدیین هست؟ این‌گونه پاسخ می‌دهیم که طبق روایات آن امر اسلام جدیدی هست که مردم از آن منحرف شده‌اند و از آنجایی که اصل و حقیقت اسلام همان خلیفۀ خداوند است پس مقصود از آن امر ولایت و خلافتی جدید است که بسیاری از مردم از آن بی‌اطلاع بوده‌اند.

شیخ ناظم عقیلی در کتاب استمرار امامت بعد از صاحب‌الزمان تعدادی از روایاتی که به این امر (آمدن قائم با امر جدیدی که پیش از آن بر مردم مخفی بوده هست) مرتبط است و ارتباط آن‌ها به ولایت مهدیین را توضیح می‌دهند:
«برخی روایات تأکید دارند بر اینکه امام مهدی(ع) امری جدید می‌آورد که هرکس به آن اقرار کند هدایت می‌شود و هرکس آن را انکار کند گمراه می‌گردد. پیش از بیان استدلال به این روایات نگاهی به آن‌ها می‌اندازیم؛ از جمله:

۱. امام صادق(ع) می‌فرماید: «هنگامی‌که صاحب شمشیر [قائم] بیاید، امری غیر از آنچه بود می‌آوَرَد.» غیبت نعمانی، ص ۲۳۸.

۲. ابو‌بصیر از ابوجعفر روایت می‌کند که می‌فرماید: «قائم با امری جدید، کتابی جدید و قضاوتی جدید قیام می‌کند که بر عرب سخت است… .» غیبت نعمانی، ص ۲۳۸.

۳. امام صادق(ع) فرمود: «وقتی قائم قیام کند مردم را به اسلامی جدید فرامی‌خواند و آن‌ها را به امری هدایت می‌کند که بیشتر مردم از آن منحرف و گمراه شده‌اند. قائم “مهدی” نامیده می‌شود زیرا به امری هدایت می‌کند که از آن گمراه شده‌اند و قائم نامیده می‌شود زیرا به حق قیام می‌کند.» بحارالانوار، ج ۵۱، ص‌۳۰.

۴. از امام ابوجعفر(ع) روایت شده است که فرمود: «چون قائم ما به پا خیزد امری جدید می‌آورد؛ همان ‌گونه که رسول خدا(ص) در ابتدای اسلام به امری جدید دعوت نمود. اسلام غریبانه آغاز شد و غریبانه بازخواهد گشت، پس خوشا به حال غریبان.» غیبت نعمانی، ص ۳۳۶.

۵. امام باقر(ع) فرمود: «… و مهدی، مهدی(ع) نامیده می‌شود زیرا به امری مخفی هدایت می‌کند… .»غیبت نعمانی، ص ۲۴۲ و ۲۴۳.

۶. از امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ای بسیار طولانی نقل شده است که فرمود: «…و برای مردم کتابی جدید می‌آورد که بر کافران بسیار سخت و شدید است. مردم را به امری دعوت می‌کند که کسی که به آن اقرار کند هدایت می‌یابد و کسی که آن را انکار کند گمراه می‌شود… .» الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۹۹.

این امر سختِ جدیدِ مخفی چیست که تا پیش از آن برای عامۀ مردم شناخته‌شده نبود؟! امری که سببی برای هدایت و گمراهی می‌شود و آشکارترین چیزی است که امام مهدی(ع) می‌آورد؛ به‌طوری‌که اهل‌بیت در توجه‌‌دادن امت و زمینه‌سازی افکار برای پذیرش آن و اقامۀ حجت بر منکرانش تا این درجه مبالغه کرده‌اند!

این امری که مردم در عصر غیبت از آن منحرف شده‌اند چیست؟ به‌گونه‌ای که لازم می‌آید امام مهدی(ع) مردم را از نو به اسلام دعوت کند؟! ممکن نیست این امر بی‌ارتباط به ولایت الهی اوصیا باشد و نیز ممکن نیست این امر هدایت به‌سوی شناخت امامتِ خود امام مهدی(ع) باشد؛ چراکه روایت می‌گوید: امام مردم را به امری هدایت می‌کند که بیشتر مردم از آن منحرف شده‌اند و امام آن‌ها را به‌سوی آن هدایت می‌کند.
اگر مردم به امامت امام مهدی(ع) اقرار نکرده باشند چگونه با سخن خود امام هدایت خواهند شد؟ زیرا برای کسی که از او اطاعت نمی‌شود دیگر امری باقی نخواهد ماند.
حال که امامت امام مهدی(ع) را پذیرفته‌اند، پس از امام مهدی(ع) جز ولایت مهدیین از نسل آن حضرت ولایتی باقی نمی‌ماند تا مردم را به آن فرابخوانَد؛ مهدیین که بسیاری از روایات صحیح ذکر آن‌ها را آورده‌اند.

امام باقر(ع) می‌فرماید: «قائم ما هنگامی ‌که قیام کند مردم را به امری جدید فرامی‌خوانَد؛ همان‌طور که رسول خدا(ص) به آن فراخواند.»
سنگین‌ترین چیزی که رسول خدا(ص) به آن دعوت کرد امامت علی بن ‌ابی‌طالب(ع) و امامان از نسل او بود که بر عرب بسیار سخت بود تا جایی که جز اندک‌شماری به آن اقرار نکردند. وضعیت امام مهدی(ع) نیز به همین صورت است؛ از سنگین‌ترین چیزهایی که آشکار کرده و آشکار خواهد نمود ولایت مهدیین از نسل خودش است و در اینجا نیز جز عدۀ اندکی که به عهد خود با خداوند وفادار مانده‌اند به آن اقرار نمی‌کنند.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «وقتی قائم قیام کند امری می‌آورد غیر از آنچه بود.» آنچه پیش از قیام امام مهدی(ع) بوده و مردم آن را می‌شناسند و از آن غافل نیستند امامت ائمۀ دوازده‌گانه است؛ بنابراین این امر جدید چه می‌تواند باشد جز امامت مهدیین دوازده‌گانه از نسل امام مهدی(ع)، همان ‌که مردم از آن منحرف شده و به آن هدایت نشده‌اند.

روشن است که هدایت و گمراهی از ملزومات امامت است؛ هر‌کس به همۀ اوصیا اقرار کند هدایت یافته و هر‌کس یکی از آنان را انکار کند گمراه شده است.
در تفسیر این سخن حق‌تعالی (وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى) (و بی‌شک من بخشایندۀ آن‌کسی هستم که توبه کند، ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد، سپس [به راه راست] هدایت شود) آمده است: یعنی به‌سوی ولایت اهل‌بیت هدایت شود. این ولایت جدیدی که امام مهدی(ع) به آن فرا خواهد خواند چه‌چیزی غیر از ولایت اوصیا از فرزندانش است؟!

از امام باقر(ع)روایت شده است که فرمود: «به‌طورقطع هرکسی را که در اسلام به ولایت پیشوای ستمگری که از سوی خدا نباشد گردن نهند، عذاب خواهم نمود؛ هرچند آن فرد در کارهای خویش نیک و پرهیزگار باشد؛ و از هرکسی که در قلمرو اسلام به حاکمیت هر امام عادلی که از سوی خداوند باشد تن دهد قطعاً درمی‌گذرم؛ هرچند آن فرد نسبت به خویشتن ستمکار و گنه‌کار باشد.»

و از اباعبدالله(ع) روایت شده است که فرمود: «خداوند از عذاب‌کردن امتی که به پیشوایی گردن نهد که از جانب خداوند نباشد حیا نمی‌کند، هرچند در اعمالشان نیکوکار و پرهیزگار باشند و خداوند برای عذاب‌کردن امتی که به امام منصوب از سوی خدا گردن نهد حیا می‌کند، هرچند در اعمالشان ستمکار و گنه‌کار باشند.»

پس این امر جدیدی که امام مهدی(ع) خواهد آورد باید به امامت مرتبط باشد و شهید محمد صدر نیز در دایره‌المعارف امام مهدی(ع) ـ‌تاریخ پس از ظهور صفحه ۵۴۲ـ به این مطلب اشاره کرده است؛ آنجا که در بیان وجوه محتمل برای امر جدیدی که امام مهدی(ع) به آن فرامی‌خوانَد می‌گوید:
«سوم: امر به‌معنای اِمارت، امامت یا خلافت است ـ‌هر طور که می‌خواهی تعبیر کن‌ـ و این عبارت در تعدادی از روایات به این معنا نیز آمده است.»
(شیخ ناظم العقیلی، کتاب استمرار امامت بعد از صاحب‌الزمان، قرینۀ یازدهم)

منابع جهت مطالعه بیشتر:

همچنین ببینید

در روایتی از امام صادق(ع)،ایشان بین جایگاه ائمه اثناعشر و جایگاه مهدیین دوازده‌گانه تفکیک می‌کنند؛ همان طور که رسول خدا(ص) در وصیت شب وفات بین آن‌ها تفکیک نمودند.

مهدیین ، شیعه هستند یا امام؟

ابوبصیر می‌گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: ای پسر رسول خدا، من از پدرت شنیدم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *